لغات مشابه
international treaties : قانون ـ فقه : عهود بين المللى

international units : الکترونيک : واحدهاى جهانى برق

internationality : بين المللى بودن

internationalization : بين المللى کردن

internationally : از لحاظ بين المللى ،در ميان همه ملتها

interne : کارورز،پزشک ،يا جراحى که در بيمارستان اقامت دارد

internecine : کشتار متقابل

Internet : اينترنت , شبکه اينترنت

internetting : علوم نظامى : شبکه بندى داخلى

interneural : )interneuron(وابسته به سلول عصب ،داخل عصبى

internist : (طب )متخصص داروهاى درونى ،پزشک امراض داخلى

internode : ميان گره

internship : انترن بودن ،دوره انترنى

internuclear distance : شيمى : فاصله بين هسته اى

internuncial : رابط

internuncial neuron : روانشناسى : نورون رابط

internuncio : در باب عالى عثمانى ،رابط،پيک ،کفيل سفارت پاپ

internuptial : وابسته به عروسى ،ازدواجى

interoceanic : ولقع در ميان اقيانوس

interoceptive : (تش ).وابسته به انگيزش و تحريک درونى ،وابسته به احشاء،ناشى از امعاء واحشاء

interocular distance : علوم نظامى : فاصله بين عدسيهاى يک وسيله ديدبانى يا بين دو چشم

interoffice : مکاتبه و مراسله بين ادارات يک موسسه

interogation mark : نشان پرسش

interoperability : علوم نظامى : قابليت همکارى با قسمتها يا يکانهاى ديگر قابليت تعميم کار يک يکان

interosculate : بهم خوردن ،بهم پيوستن ،بهم اميختن ،صفات مشترک داشتن

interosculation : بهم پيوستگى ،همانندى با صفات مشترک

interpage : در روى صفحه هاى ميانى چاپ کردن يا نوشتن

interpellant : استيضاح کننده

interpenetrate : در هم نفوذ کردن ،از هم گذشتن ،نفوذ کردن در

interpenetration : رسوخ

interpersonal conflict : روانشناسى : تعارض ميان فردى

interpertation of a treaty : قانون ـ فقه : تفسير معاهده

interpertation of laws : قانون ـ فقه : تفسير قوانين

interphase reactor : علوم مهندسى : پيچک متعادل کننده

interphase transformer : علوم مهندسى : پيچک مکنده

interphase transformer loss : علوم مهندسى : تلفات پيچک صنعتى

interphone system : علوم مهندسى : سيستم تلفنى

interplanar crystal spacing : شيمى : فاصله بين صفحه اى

interplane strut : علوم هوايى : پايه هايى که دو بال هواپيماهاى دوباله را به هم متصل ميکند

interplanetary : بين الکواکب , بين سيارات

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: