معنی inveracity

inveracity
ناراستى ،نادرستى
کلمات مشابه

inverisimilitude : عدم احتمال ،دورى ،استبعاد

invermination : دچارى به کرم روده ،ناخوشى کرم

inverness : اينورس نام شهرى در اسکاتلند،يکجور رداى بى استين مردانه

inverse : معکوس , وارون , برعکس

inverse ratio or proportion : نسبت معکوس

inverse chill : علوم مهندسى : سرد کردن داخلى

inverse current : الکترونيک : جريان ولتاژ معکوس

inverse electrode current : الکترونيک : جريان الکتردى معکوس

inverse element : شيمى : عنصر وارون

inverse feedback : الکترونيک : واخوراند معکوس

inverse matrix : روانشناسى : ماتريس عکس

inverse photo electric effect : الکترونيک : اثر برق - نور

inverse ratio : الکترونيک : نسبت معکوس

inverse relationship : بازرگانى : ارتباط معکوس

inverse segregation : علوم مهندسى : تجزيه وارونه

inverse video : کامپيوتر : تصوير وارون

inverse voltage : الکترونيک : ولتاژ معکوس

inversely : معکوسا

inversion : وارونهسازي , تقليب , برگشتگي , واژگوني , وارونگري

inversion center : شيمى : مرکز وارونگى

معنی inveracity به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی