لغات مشابه
invitation(al) : ورزش : حمله عمدى شمشيرباز براى وادار کردن حريف به حمله

invitational : ورزش : مسابقه دعوتى

invitatory : دعوتى ،متضمن دعوت

invite : دعوت کردن , صلا در دادن , وعده گرفتن , دعوت به عمل آمدن , فراخواندن , فرا خواندن , مهمان کردن

invite offers : بمزايده گذاشتن

invite to tender : بازرگانى : دعوت به مناقصه يا مزايده کردن

invited : طلبيده

invitee : مدعو

inviting : جالب ،کشنده ،جاذب

invitingly : بطور جالب يا کشنده

invitingness : کشندگى ،جالبيت ،جاذبيت

invitro : زيست شناسى : در ازمايشگاه

invivo : زيست شناسى : جاندار

invlountary act : قانون ـ فقه : فعل غير عمدى

invocate : دعا کردن به ،خواستن ،استمداد کردن از،احضار کردن ،استدعا کردن ،دعا خواندن

invocatory : دعائى ،متضمن دعا،استمدادى

invoice : فاکتور , فاکتور نوشتن , صورت حساب , سياهه

involucel : گريبانک

involucrate : داراى گريبان يا گريبانه ،پوشش دار

involucre : (گ.ش ).پوشش ،(تش ).پوشش غشايى ،گريبانه

involucrum : (گ.ش ).گريبانه ،پوشش ،(طب )تشکيل استخوان جديد

involuntarily : بى اختيار،بدون اراده ،بطور غير ارادى يا غير عمدى

involuntariness : بى اختيارى

involuntary : غير عمدي , غير ارادي , بي اختيار

involuntary unemployment : بازرگانى : بيکارى غير ارادى

involute : پيچدار , پيچدار شدن , تو در تو

involuted : بحال نخست برگشته

involution : عود چيزي , کردن عبارت , عود مرض

involutional psychosis : روانشناسى : روان پريشى انحطاطى

involve : درگير کردن , گرفتار شدن , گرفتار کردن , گرفتار ساختن

involve in : دچار کردن

involved : دامنگير , دچار , دامن گير , درگير , در گير , گرفتار , دوچار , مورد بحث

involved in : درگير در , دستاندر کار

involvement : درگيري , دوچاري , گرفتاري , دچاري , طرفيت

involving : متضمن

invulnerability : اسيب ناپذيرى

invulnerable : آسيب ناپذير , زخم ناپذير , شکست ناپذير

invulnerably : بطور زخم ناپذير،چنانکه زخم برندارد،بطور شکست ناپذير

inwall : ديوار گرفتن ،در ديوار محصور کردن

inward : داخل رونده

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: