لغات مشابه
irremovably : بطور عزل ناپذير،بطور غير قابل انتقال

irreparable : جبران ناپذير , بي کفاره , خوب نشدني , مرمت ناپذير

irreparableness : جبران ناپذيرى

irreparably : بطور جبران ناپذير

irrepealable : فسخ نکردني

irrepentant : سر سخت ،سخت دل ،غير تائب ،بى توبه ،مبنى بر عدم پشيمانى

irreplaceable : غير منقول , بي عوض

irrepleviable : رفع توقيف نکردنى ،از توقيف بيرون نيامدنى ولوبادادن ضامن ،ضمانت برندار

irreplevisable : رفع توقيف نکردنى ،از توقيف بيرون نيامدنى ولو با ضامن ،ضمانت برندار

irreprehensible : سرزنش نکردنى ،ملامت نکردنى ،بى گناه ،بى تقصير

irrepressible : منع ناپذير , مطيع نشدني , جلوگيري نکردني

irrepressible joy : کسيکه نتوان از او جلو گيرى کرد،ادمى که نتوان جلو اوراگرفت

irreproachability : بى گناهى ،بى تقصيرى ،غير قابل سرزنش بودن

irreproachable : ملامت نکردني , سرزنش نکردني

irreprovable : غير قابل سرزنش ،بى گناه ،رد نکردنى ،بى جواب

irreptitious : نهانى داخل شده

irresilient : ناجهنده

irresistable : روانشناسى : مقاومت ناپذير

irresistibility : مقاومت ناپذيري

irresistible : غير قابل مقاومت ،سخت ،قوى

irresistibleness : غير قابل مقاومت بودن ،سختى

irresistibly : بطور مقاومت ناپذير،سخت

irresoluble : غيرمحلول , رها نشدني , آزاد نشدني

irresolute : بي عزم , غير مصمم , وسواسي , بي اراده , بي تصميم

irresolutely : ازروى بى تصميمى ،دودلانه ،با ترديد

irresoluteness : بي تصميمي

irresolution : دمدمي , بي عزمي , دمدمي مزاجي

irresolvable : جدا نشدني , تجزيهناپذير

irrespective : صرفنظر از

irrespective of : بدون ملاحظه ،قطع نظراز،صرف نظراز

irrespectively : بدون ملاحظه چيزهاى ديگر،مستقلا

irrespirable : دمنزدني

irresponsibility : وظيفه نشناسى

irresponsible : وظيفهنشناس

irresponsibly : بطور غير مسئول ،بدون داشتن مسئوليت ،بدون حس مسئوليت

irresponsive : پاسخ ندهنده ،جواب ندهنده ،بى جواب

irresponsiveness : عدم امادگى براى پاسخ دادن

irrestrainable : غير قابل جلو گيرى

irresuscitable : زنده نشدنى

irretention : ناتوانائى براى نگاهدارى) پيشاب ( فقدان تاب نگاهدارى پيشاب)

irretentive : ناتوان در نگاهدارى( پيشاب ) فاقد قوه ضيط

irreticence : ابراز،فاش سازى ،اظهار،عدم کتمان

irreticent : ابراز کننده ،فاش کننده ،کتمان نکننده

irretraceable : که نتوان ردانرا گرفت ،که نتوان دوباره کشيديا ترسيم کرد

irretractile : جمع نشدنى ،فاقد قوه قبض

irretrievability : عدم قابليت استرداد،چاره ناپذيرى ،جبران ناپذيرى

irretrievable : باز نيافتني

irretrievably : بطور غير قابل استرداد،جنانکه نتوان برگردانيد،بطور جبران ناپذير

irreverence : عدم احترام

irreverend : نامحترم ،ناشايسته براى احترام گذارى

irreverent : بى ادب ،هتاک

irreverential : مبنى بر بى حرمتى ،مغاير حرمت

irreverently : ازروى بى حرمتى

irreversibility : شيمى : برگشت ناپذيرى

irreversible : بر نگشتني , جبران ناپذير , بر نگرداندني

irreversible damage : روانشناسى : اسيب جبران ناپذير

irreversible process : معمارى : فرايند برگشت ناپذير

irreversible reaction : معمارى : واکنش برگشت ناپذير

irreversible steels : علوم مهندسى : فولادهاى برگشت ناپذير

irreversibly : بطور تغيير ناپذير،چنانکه نتوان دگرگون يا واژگون ساخت يا لغو نمود

irrevocability : برگشت ناپذيري

irrevocable : بلا عزل

irrevocable contract : قانون ـ فقه : عقد لازم

irrevocable credit : بازرگانى : اعتبار غير قابل برگشت

irrevocable divorce : قانون ـ فقه : طلاق بائن

irrevocable letter of credit : بازرگانى : اعتبار اسنادى غيرقابل برگشت

irrevocably : بطور بى برگشت ،بطورفسخ ناپذير،بطور تغيير ناپذير،بطور چاره ناپذير

irrigable : عمران : قابل ابيارى

irrigable area : عمران : زمين قابل ابيارى

irrigate : سيراب کردن , مشروب کردن , آبياري کردن

irrigated : مشروب

irrigated farming : زراعت آبي

irrigation : آبياري

irrigation consumption : معمارى : مصرف ابيارى

irrigation requirement : عمران : احتياجات ابى گياه

irrigation system : معمارى : شبکه ابيارى

irrigational : وابسته به ابيارى

irrigational schemes : طرح هاى ابيارى

irrigationist : کسيکه در مسائل وابسته به ابيارى علاقمند است ،طرفدار ابيارى

irrigative : ابيارى کننده

irrigator : آبيار

irriguous : اب خورده ،اب دار،ابناک ،اب دهنده ،ترک کننده

irrision : ريشخند،خنده استهزايى

irritability : زودخشمي , زود رنجي

irritable : زودخشم

irritably : ازروى تندى ،ازروى تند مزاجى ،زود غضبانه

irritament : برانگيزنده ،تحريک کننده ،هيجان اور،خراش اور،سوزش اور،خشم او

irritancy : رنجش ،رنجيدگى ،غيظ،پوچى ،بطلان ،پوچ سازى ،باطل سازى ،ابطال

irritant : آزارنده , سوزش آور

irritate : سوزش دادن , آزردن , رنجاندن , آزار دادن , آزرده کردن

irritated : رنجيده

irritating : برخورنده , آزار دهنده , رنجاننده

irritatingly : بطور برانگيزنده ،بطور هيجان اور،بطور سوزش اور

irritation : رنجش , تخرش , رنجيدگي , سوزش

irritative : سوزش اور،محرک ،ناشى از تحريک

irriversible : علوم هوايى : برگشت ناپذير

irrotational field : الکترونيک : ميدان ناگردان

irrupt : آتش فشان کردن

irruption : ايجاد ناگهاني

irruptive : تاخت وتازکننده ،متهاجم ،حمله کننده

is : است هست( سوم شخص مفرد از فعل)

is a monetary sign : نشان پول ،(ليره ) انگليسى است

is he a the wiser for it : ايا ازاين بابت عاقل تراست

is he still single? : ايا هنوز تک است ،ايا هنوز عزب يا مجرد است ؟

is intervocalic : حرفP در واژه ميان دو صدا واقع شده است

is it not (so) : ايا چنين نيست

is of a wide distribution : درخيلى جاهاپيدامى شود،بسيارفراوان است

is on the wane : رو بزوال يا نقصان مى گذارد،درحال کاهش يا نقصان است

is that her : ايا اوست

is that so? : راستى ؟ايا وا قعا چنين است ؟

is there : آنجاست

is these a at the door : اياکسى هم درهست

Isaac : اسحق

isabel : زرد مايل به خاکسترى

isabellin : علوم مهندسى : ايزابلين

isagoge : مقدمه

isagogic : مقدمه اى

isagogics : گفتار در تاريخ ادبى کتاب مقدس و شرح گرداورى يا الهام شدن موادان

isagon : شکل همه گوشه يکى

isaiah : )isaias(اشعياء نبى اسرائيل

isaias : )isaiah(اشعياء نبى اسرائيل

isaid in my last : در اخرين نامه خود گفتم

isallobar : هوا شناسي

isallobaric : هوا شناسي

isam : کامپيوتر : Indexed Sequential Access Methodروش دستيابى ترتيبى شاخص دار روش دستيابى ترتيبى فهرست دار

isatin : رنگ قرمزى که از ترکيب نيل با اکسيژن بدست مى ايد

iscariot : اسخريوط

ischaemia : ( )ischmia(طب )نقصان خون در عضو،کم خونى موضعى

ischiadic : ورکى

ischium : (تش ).ورک ،استخوان ورک ،استخوان نشيمنگاهى

ischmia : ( )ischaemia(طب )نقصان خون در عضو،کم خونى موضعى

ischuretic : وابسته به حبس پول ،دافع حبس پول ،علاج حبس پول

ischuria : حبس پيشاب ،حبس بول

isdomerphous series : شيمى : سرى همريخت

isenergic : علوم هوايى : هم انرژى

isentropic : علوم هوايى : بدون تغيير انتروپى

isentropic process : شيمى : فرايند هم انتروپى

ishihara test : روانشناسى : ازمون ايشيهارا

ishmael : اسمعيل فرزند ابراهيم و هاجر

ishmaelite : اسمعيلى

isinglass : ورقه ميکا , طلق , سريشمماهي

isis : (افسانه مصرى )ايزس الهه حاصلخيزى

Islam : دين اسلام

Islam Abad : اسلام آباد

Islamic : اسلامي

Islamic Center : مرکز اسلامي

islamic jurisprudence : قانون ـ فقه : فقه

islamic jurist : قانون ـ فقه : فقيه

Islamic Republic of Iran : جمهوري اسلامي ايران

Islamic Republic Revolutionary Guards : سپاه پاسداران

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

دانلود مقاله ادوات كشاورزی
دانلود مقاله ارائه روشی در گزینش سیستم آبیاری مناسب
دانلود مقاله آرتمیا
دانلود مقاله ازت در چغندر
دانلود پاورپوینت سازمان و كار درونی كامپیوترها
دانلود پاورپوینت باهاوس مدرسه ای که یک سبک معماری شد
پاورپوینت تعاریف و اصول بودجه
پاورپوینت طبقه بندی بودجه
دانلود پژوهش رنگ در نشانه (پیكتوگرام)
استاندارهای علامت و نشانه SMV برای وسائل نقلیه و ادوات كشاورزی كندرو
دانلود مقاله آفت سرخرطومی برگ یونجه
دانلود مقاله اقتصاد آب در كشاورزی
دانلود مقاله اقتصاد زعفران
دانلود مقاله اقتصاد كشاورزی
دانلود مقاله تغذیه دام و طیور
دانلود تغذیه گاو
"تغذیه گاو و استاندارد اندازه گیری ید، سبوس گندم و دانه ذرت در تغذیه دام و طیور"
دانلود مقاله جوجه كشی
دانلود مقاله جوجه كشی بوقلمون