لغات مشابه
Israel : اسراييل

Israeli : اسراييلي

israelite : اسرائيلى ،عبرانى ،يهودى ،کليمى

israelitish : وابسته به( بنى ) اسرائيل ،اسرائيلى

issuable : قابل صدور , صادر کردني , انتشار دادني

issuance : صدور

issuance of decree : ابلاق حکم

issuant : صادر کننده , منتشر شونده , منتشر کننده

issue : شماره , نتيجه بحث , موضوع

issue a credit : بازرگانى : افتتاح اعتبار

issue a guarantee : بازرگانى : صدور ضمانتنامه

issue note : بازرگانى : برگه صدور

issue of fact : نکته موضوع بحث که در نتيجه انکار مطلبى پيدا ميشود

issue of law : نکتع موضوع بحث که در تطبيق قانون پيدا ميشود

issue pea : داغ نخود

issue price : بازرگانى : قيمت اعلام شده

issued decrees : احکام صادره

issueless : بى نتيجه ،بى اولاد

issuer : صادر کننده

issues : مطالب

issuing : بازرگانى : صدور

Istanbul : استانبول

isthmian : گردنهاي , تنگهاي

isthmic : گردنهاي , تنگهاي

it : آن , اين

it look like rain : گويا خيال باريدن دارد

it mokes it yet easier : انرا اسانترهم ميکند،انرابازاسانترميکند

it a day : روزى يک فنجان چاى خورى

it answers to its name : اسمى است بامسمى

it askes for attention : دقت مى خواهد،توجه لازم دارد

it bobes evil : نشانه بدى است

it boots not to complain : گله گذارى سودى ندارد

it borders on france : در سر حد مرز فرانسه واقع است

it burnsto a white ach : چون مى سوزدخاکسترسفيدباقى مى گذارد

it came to my knowledge : من ازان اگاهى يافتم ،مرامعلوم گرديد

it came to my mind : بخاطرم خطورکرد

it can be altered at pleasure : هر وقت بخواهيم ميتوانيم انرا اصلاح کنيم

it can safely be said that... : بدون ترس از اشتباه ميتوان گفت که

it comes from above : ازبالامى ايد،ازاسمان مى رسد،ازجانب خدا مى رسد

it confirms my statements : قانون ـ فقه : مويد اظهارات من است

it consists mainly : بيشتر عبارت است از،اصلا عبارت است از

it crossed my mind : بخاطرى گذشت ،بنظرم رسيد

it depends on his approval : قانون ـ فقه : منوط به موافقت و تصويب اوست

it did not meet our views : منظور مارا انجام نداد،نظرماراتامين نکرد

it did not profit me : مرا سودمند نبود،فايده اى بمن نرساند

it did not sup me : اين شام من نشد

it differs nothing from : هيچ فرقى با..... ندارد

it does not a to me : درنزدمن جالب توجه نيست ،چنگى بدل نمى زند

it does not befit his state : در خور شان او نيست ،لايق مقام يا وضع او نيست

it does not befit me to : شايسته من نيست که مرانشايد که

it does not carry the point : مقصودرا نميرساند

it does not make sense : معنى نميدهد

it does not matter : اهميت ندارد،عيب ندارد،چيزى نيست

it does not s. the condition : واجدان شرايط نيست

it does not suit my taste : بذائقه من خوش نمى ايد

it does not weigh with me : درنظرمن اهميتى( ياوزنى ) ندارد

it escaped my memory : (از )يادم رفت

it excited my pity : دلم سوخت( ازديدن ان ) مرارقتى دست داد

it fares well : خوش ميگذرد

it fell to my lot to go : قسمت( يا نصيب ) من شد که بروم ،قرار شد من بروم

it filled their hearts with t : ترس زياد دردل انها انداخت

it films well : درفيلم خوب درمى ايد

it follows necessarily that : ناچار اين نتيجه گرفته ميشود،لاجرم ،بنابر اين

it follows that..... : چنين برمى ايد که....

it gives me the hump : کوک ميشوم ،جرم مى گيرد

it gives off a bad odour : بوى بدى ميدهد

it goes before the wind : بادانراميبرد

it goes without saying : نيازمند بگفتن نيست ،محتاج بذکر نيست ،پرواضح است ،بديهى است

it had a europeanlook : نمود اروپايى داشت ،اروپايى مى نمود

it had a short life : کم دوام بود

it happened : اتفاق افتاد

it happened thaf : چنين ،اتفاقا

it has 3 sides : سه پهلو دارد

it has an inoffensive adour : بوى ان بد( يا زننده ) نسيت

it has escaped my remembrance : ياد نيست ،در ياد ندارم ،بخاطر ندارم ،از خاطرم رفته

it ill became him to speak : سخن گفتن باو نمى امد

it injured his hands : بدستهايش اسيب زد

it irks me : خسته شدم ،حوصله ام سر رفت

it is 10 minutes past four : ده دقيقه از چهار مى گذرد

it is 2 centimeters thick : دو سانتيمترکلفتى انست

it is 2 meters : محيط ان دومتر است

it is 5 minutes past 3 : ساعت سه وپنج دقيقه است ،5دقيقه از 3گذشته است

it is a good day : روزخوبى است

it is a hard row to hoe : کار حضرت فيل است

it is a in terms : پرازاصطلاحات است ،اصطلاعات فراوان دارد

it is a libel on him : مايه ابروئى اوست

it is a long custom : رسم ديرينه است

it is a passage from gulistan : فقره يا عبارتى از گلستان است ،اقتباس از گلستان است

it is a pity : حيف است

it is a pity of them : دل ادم براى انها ميسوزد

it is a play in comparison : اين پيش ان هيچ است

it is a pleasure to see him : ديدن او مايه خوشوقتى است

it is a pretty kettle of fish : بد وضعى است ،عجب وضعى است

it is a privilege to see him : ديدن او نعمتى است ،ديدن او يکنوع امتيازى است

it is a puzzle to me : براى من معما است

it is a question of money : موضوع پول است ،موضوع بسته به( خرج کردن ) پول است

it is a racy wine : شرابش اصل است ،اصل مزه( يامزه اصلى ) شراب رادارد

it is a soft snap : کارى ندارد،چيزى نيست ،کاراسانى است

it is a strange thing : چيز غريبى است

it is a thankless task : کاربيهوده ايست ،هيچکس نخواهدگفت مرحمت سرکارزياد

it is a thousand pities : جاى هزار افسوس است ،مايه بسى تاسف است ،خيلى حيف است

it is all a pretence : سراسر تظاهريا اشتباه کارى است

it is all greek to me : ازان سودرنمى اورم

it is all up : تمام شد،گذشت ورفت

it is all very well : به به( بطعنه) ،دلم خوش! ،چشمم روشن!

it is allup with him : ديگر اميدى ندارد

it is an indication of lazines : نشانه تنبلى است

it is an offence to morlity : قانون ـ فقه : منافى اخلاق است

it is another name for : نام ديگرى است براى...... با.... مترادف است

it is beal of you to : براى شمابداست

it is because : براى اينست که ،بواسطه انست که

it is being done : داردکرده ميشود

it is beyond his province : از صلاحيت او بيرون است ،درحوزه کاراو نيست

it is beyond my strength : زورمن به ان نميرسد،فوق نيروى من است

it is beyond recall : احتمال لغوشدن ندارد

it is beyond retrieve : جبران پذير نيست

it is binding on me : براى من الزام اوراست

it is bound to nappen : مقدراست اتفاق بيافتد

it is but a step to my house : تا خانه ما گامى بيش نيست ،يک قدم است تا خانه ما

it is cold : سرد است

it is copyright : علوم مهندسى : حق چاپ و تقليد محفوظ است

it is death to : مجازات ¹¹¹¹مرگ است

it is evident that : پيداست که

it is f. wrought : کارظريف روى ان کرده اند

it is feared : بيم آن ميرود

it is four months old : چهار ماهه است ،در گفتگوى ازکودک

it is four times my size : چهاربرابر( اندازه ) من است ،چهارتاى من است

it is g. believed that... : عموماعقيده دارند که....

it is good for spring wear : براى پوشش( ياپوشاک ) بهاره خوب است

it is habitual with me to.... : خوياعادت من اينست

it is half cooked : نيم پخته است

it is hard to say : نميتوان گفت ،به اسانى نميتوان قضاوت کرد

it is he that : اوست که

it is high time to go : وقت رفتن رسيده است

it is highly valued as food : براى خوراک بسيارمطلوب است

it is his fault : قانون ـ فقه : تقصير اوست

it is his very own : مال خود اوست

it is i : ان منم ،اين منم

it is immaterial : چيزى نيست ،ناچيز است ،اهميت ندارد،جزئى است

it is impolitic reply so soon : صلاح نيست به اين زودى پاسخ داده شود

it is impossible to live there : نميشود در انجا زندگى کرد،زندگى( کردن ) در انجا ميسر نيست

it is in good keep : خوب نگاه داشته ياحفاظت شونده ،انراخوب نگاه ميدارند

it is in good working order : خوب کار ميکند،داير است

it is in my keeping : د ردست من است ،د رحفاظت منست

it is in my recollection : ياد دارم ،بخاطردارم

it is in preparation : در دست تهيه است

it is inadvisable to say that : گفتن ان مصلحت نيست ،گفتن ان مقتضى نيست

it is inconsistent of you to : از شما دور است

it is indicative of bad luck : نشانه بدبختى است

it is indifferent to me : براى من فرقى نميکند،براى من چه اهميتى ندارد

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:



دانلود ترجمه کتاب read this 1

آموزش سریع ۵۰۴ لغت ضروری