معنی it is a in terms

it is a in terms
پرازاصطلاحات است ،اصطلاعات فراوان دارد
کلمات مشابه

it is a libel on him : مايه ابروئى اوست

it is a long custom : رسم ديرينه است

it is a passage from gulistan : فقره يا عبارتى از گلستان است ،اقتباس از گلستان است

it is a pity : حيف است

it is a pity of them : دل ادم براى انها ميسوزد

it is a play in comparison : اين پيش ان هيچ است

it is a pleasure to see him : ديدن او مايه خوشوقتى است

it is a pretty kettle of fish : بد وضعى است ،عجب وضعى است

it is a privilege to see him : ديدن او نعمتى است ،ديدن او يکنوع امتيازى است

it is a puzzle to me : براى من معما است

it is a question of money : موضوع پول است ،موضوع بسته به( خرج کردن ) پول است

it is a racy wine : شرابش اصل است ،اصل مزه( يامزه اصلى ) شراب رادارد

it is a soft snap : کارى ندارد،چيزى نيست ،کاراسانى است

it is a strange thing : چيز غريبى است

it is a thankless task : کاربيهوده ايست ،هيچکس نخواهدگفت مرحمت سرکارزياد

it is a thousand pities : جاى هزار افسوس است ،مايه بسى تاسف است ،خيلى حيف است

it is all a pretence : سراسر تظاهريا اشتباه کارى است

it is all greek to me : ازان سودرنمى اورم

it is all up : تمام شد،گذشت ورفت

it is all very well : به به( بطعنه) ،دلم خوش! ،چشمم روشن!

it is allup with him : ديگر اميدى ندارد

it is an indication of lazines : نشانه تنبلى است

it is an offence to morlity : قانون ـ فقه : منافى اخلاق است

it is another name for : نام ديگرى است براى...... با.... مترادف است

it is beal of you to : براى شمابداست

it is because : براى اينست که ،بواسطه انست که

it is being done : داردکرده ميشود

it is beyond his province : از صلاحيت او بيرون است ،درحوزه کاراو نيست

it is beyond my strength : زورمن به ان نميرسد،فوق نيروى من است

it is beyond recall : احتمال لغوشدن ندارد

it is beyond retrieve : جبران پذير نيست

it is binding on me : براى من الزام اوراست

it is bound to nappen : مقدراست اتفاق بيافتد

it is but a step to my house : تا خانه ما گامى بيش نيست ،يک قدم است تا خانه ما

it is cold : سرد است

it is copyright : علوم مهندسى : حق چاپ و تقليد محفوظ است

it is death to : مجازات ¹¹¹¹مرگ است

it is evident that : پيداست که

it is f. wrought : کارظريف روى ان کرده اند

it is feared : بيم آن ميرود

it is four months old : چهار ماهه است ،در گفتگوى ازکودک

it is four times my size : چهاربرابر( اندازه ) من است ،چهارتاى من است

it is g. believed that... : عموماعقيده دارند که....

it is good for spring wear : براى پوشش( ياپوشاک ) بهاره خوب است

it is habitual with me to.... : خوياعادت من اينست

it is half cooked : نيم پخته است

it is hard to say : نميتوان گفت ،به اسانى نميتوان قضاوت کرد

it is he that : اوست که

it is high time to go : وقت رفتن رسيده است

it is highly valued as food : براى خوراک بسيارمطلوب است

it is his fault : قانون ـ فقه : تقصير اوست

it is his very own : مال خود اوست

it is i : ان منم ،اين منم

it is immaterial : چيزى نيست ،ناچيز است ،اهميت ندارد،جزئى است

it is impolitic reply so soon : صلاح نيست به اين زودى پاسخ داده شود

it is impossible to live there : نميشود در انجا زندگى کرد،زندگى( کردن ) در انجا ميسر نيست

it is in good keep : خوب نگاه داشته ياحفاظت شونده ،انراخوب نگاه ميدارند

it is in good working order : خوب کار ميکند،داير است

it is in my keeping : د ردست من است ،د رحفاظت منست

it is in my recollection : ياد دارم ،بخاطردارم

it is in preparation : در دست تهيه است

it is inadvisable to say that : گفتن ان مصلحت نيست ،گفتن ان مقتضى نيست

it is inconsistent of you to : از شما دور است

it is indicative of bad luck : نشانه بدبختى است

it is indifferent to me : براى من فرقى نميکند،براى من چه اهميتى ندارد

it is inexpedient to reply : پاسخ دادن مصلحت نيست ،پاسخ دادن مقتضى نيست

it is inimical to our plans : با نقشه هاى ما مغاير است ،براى نقشه هاى ما زيان اور است

it is insensitive to light : روشنايى را حس نميکند،نسبت به روشنايى حساس نيست

it is insusceptible of change : اماده براى تغيير نسبت ،استعداد دگرگونى ندارد

it is interesting to me : براى من جالب توجه است

it is like that .i had before : مانند ان است که پيشتر داشتم

it is made : ساخته ميشود،ساخته شده است

it is maleficent to : براى.... زيان اور است

it is marked with spots : نشان ان خالهايى است که دارد

it is ministerial to culture : کمک بفرهنگ مى کند،وسيله ترقى فرهنگ است

it is mortal to him : کشنده اوست

it is mostly iron : بيشتر( ش ) اهن است

it is much sought after : بسيار مطلوب است ،خيلى طالب دارد

it is much the same : تقريبا همان است ،تقريبا يکجور است

it is my lead : نوبت من است ،دست من است

it is my own : مال خودم است

it is my wish that : خواهش من اينست که ،ميل من اينست که

it is near the knuckle : نزديک است که خارج ازنزاکت شود

it is necessary for him to go : لازم است برود،بايد برود،بر او واجب است که برود

it is necessary to go : بايد رفت

it is never the worse : هيچ بدتر نيست ،ديگر بدتر که نيست

it is no longer valid : قانون ـ فقه : از درجه اعتبار ساقط است

it is no wonder that : تعجبى ندارد که ،عجب نيست که

it is not a picnic : کار اسانى نيست

it is not a to go tncre : رفتن انجامصلحت نيست

it is not d. : نمى توان ازان صرف نظر کرد

it is not half bad : هيچ بد نيست ،انجا بداست

it is not in good workingorder : خوب کار نمى کند،داير نيست ،خراب است

it is not p for meto stay : نمى توانم بمانم

it is not p to climb it : نميتوان از ان بالارفت ،بالارفتن از ان ممکن نيست

it is not p to say that : گفتن اين سخن شرطادب نيست

it is not pervious to reasonov : بدان دسترسى ندارد،خردانرانمى تواند دريابد

it is not protected by sanctions : قانون ـ فقه : ضمانت اجرايى ندارد

it is not subject to review : تجديد نظر ( يا بازديد ) دران روا نيست

it is not t. : براى اين نيست که من اين يکى را ازان بيشتردوست دارم

معنی it is a in terms به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی