لغات مشابه
it is hard to say : نميتوان گفت ،به اسانى نميتوان قضاوت کرد

it is he that : اوست که

it is high time to go : وقت رفتن رسيده است

it is highly valued as food : براى خوراک بسيارمطلوب است

it is his fault : قانون ـ فقه : تقصير اوست

it is his very own : مال خود اوست

it is i : ان منم ،اين منم

it is immaterial : چيزى نيست ،ناچيز است ،اهميت ندارد،جزئى است

it is impolitic reply so soon : صلاح نيست به اين زودى پاسخ داده شود

it is impossible to live there : نميشود در انجا زندگى کرد،زندگى( کردن ) در انجا ميسر نيست

it is in good keep : خوب نگاه داشته ياحفاظت شونده ،انراخوب نگاه ميدارند

it is in good working order : خوب کار ميکند،داير است

it is in my keeping : د ردست من است ،د رحفاظت منست

it is in my recollection : ياد دارم ،بخاطردارم

it is in preparation : در دست تهيه است

it is inadvisable to say that : گفتن ان مصلحت نيست ،گفتن ان مقتضى نيست

it is inconsistent of you to : از شما دور است

it is indicative of bad luck : نشانه بدبختى است

it is indifferent to me : براى من فرقى نميکند،براى من چه اهميتى ندارد

it is inexpedient to reply : پاسخ دادن مصلحت نيست ،پاسخ دادن مقتضى نيست

it is inimical to our plans : با نقشه هاى ما مغاير است ،براى نقشه هاى ما زيان اور است

it is insensitive to light : روشنايى را حس نميکند،نسبت به روشنايى حساس نيست

it is insusceptible of change : اماده براى تغيير نسبت ،استعداد دگرگونى ندارد

it is interesting to me : براى من جالب توجه است

it is like that .i had before : مانند ان است که پيشتر داشتم

it is made : ساخته ميشود،ساخته شده است

it is maleficent to : براى.... زيان اور است

it is marked with spots : نشان ان خالهايى است که دارد

it is ministerial to culture : کمک بفرهنگ مى کند،وسيله ترقى فرهنگ است

it is mortal to him : کشنده اوست

it is mostly iron : بيشتر( ش ) اهن است

it is much sought after : بسيار مطلوب است ،خيلى طالب دارد

it is much the same : تقريبا همان است ،تقريبا يکجور است

it is my lead : نوبت من است ،دست من است

it is my own : مال خودم است

it is my wish that : خواهش من اينست که ،ميل من اينست که

it is near the knuckle : نزديک است که خارج ازنزاکت شود

it is necessary for him to go : لازم است برود،بايد برود،بر او واجب است که برود

it is necessary to go : بايد رفت

it is never the worse : هيچ بدتر نيست ،ديگر بدتر که نيست

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: