معنی it is insusceptible of change

it is insusceptible of change
اماده براى تغيير نسبت ،استعداد دگرگونى ندارد
کلمات مشابه

it is interesting to me : براى من جالب توجه است

it is like that .i had before : مانند ان است که پيشتر داشتم

it is made : ساخته ميشود،ساخته شده است

it is maleficent to : براى.... زيان اور است

it is marked with spots : نشان ان خالهايى است که دارد

it is ministerial to culture : کمک بفرهنگ مى کند،وسيله ترقى فرهنگ است

it is mortal to him : کشنده اوست

it is mostly iron : بيشتر( ش ) اهن است

it is much sought after : بسيار مطلوب است ،خيلى طالب دارد

it is much the same : تقريبا همان است ،تقريبا يکجور است

it is my lead : نوبت من است ،دست من است

it is my own : مال خودم است

it is my wish that : خواهش من اينست که ،ميل من اينست که

it is near the knuckle : نزديک است که خارج ازنزاکت شود

it is necessary for him to go : لازم است برود،بايد برود،بر او واجب است که برود

it is necessary to go : بايد رفت

it is never the worse : هيچ بدتر نيست ،ديگر بدتر که نيست

it is no longer valid : قانون ـ فقه : از درجه اعتبار ساقط است

it is no wonder that : تعجبى ندارد که ،عجب نيست که

it is not a picnic : کار اسانى نيست

it is not a to go tncre : رفتن انجامصلحت نيست

it is not d. : نمى توان ازان صرف نظر کرد

it is not half bad : هيچ بد نيست ،انجا بداست

it is not in good workingorder : خوب کار نمى کند،داير نيست ،خراب است

it is not p for meto stay : نمى توانم بمانم

it is not p to climb it : نميتوان از ان بالارفت ،بالارفتن از ان ممکن نيست

it is not p to say that : گفتن اين سخن شرطادب نيست

it is not pervious to reasonov : بدان دسترسى ندارد،خردانرانمى تواند دريابد

it is not protected by sanctions : قانون ـ فقه : ضمانت اجرايى ندارد

it is not subject to review : تجديد نظر ( يا بازديد ) دران روا نيست

it is not t. : براى اين نيست که من اين يکى را ازان بيشتردوست دارم

it is not true that he is dead : اينکه ميگويند مرده است حق ندارد

it is not very hard : چندان سخت نيست

it is not worth a d : مفت نمى ارزد،بلعنت خدانمى ارزد

it is not worth a rush : به بشيزى نمى ارزد

it is not worth a straw : پر کاهى نمى ارزد

it is not worth my while : بزحمتى که ميکشم( ياوقتى که صرف ميکنم ) نمى ارزد،براى من ارزش ندارد

it is not worth the trouble : بزحمتش نمى ارزد

it is nothing new : تازگى ندارد

it is nothing out of the way : (هيچ ) غريب نيست ،غرابتى ندارد

it is nowrooz to day : امروز( عيد )نوروز است

it is obvious : مشخص است

it is obvious that : اشکار يا بديهى است که

it is of a different kind : يک جو رديگر است ،نوعى ديگراست ،قسم ديگرى است

it is of a normal size : داراى اندازه عادى يا معمولى است

it is of a wide distribution : در خيلى جاها پيدا ميشود،بسيار فراوان است

it is of doubtful proveance : مبدا ان مشکوک است ،معلوم نيست اصلا از کجا امده است

it is of frequent : بسيار اتفاق مى افتد،خيلى مورد دارد،بسيار ديده ميشود

it is of interest to me : من در ان علاقه مندم ،براى من سودمند است

it is of little worth : چندان ارزشى ندارد،کم ارزش است

it is of no importance : هيچ اهميت ندارد

it is of no use talking : سخن گفتن سودى ندارد

it is of no use to us : بکار ما يا بدرد ما نميخورد،سودى براى ما ندارد

it is of no weight : قدرواهميتى ندارد

it is of the last importance : منتهاى اهميت را دارا است

it is of variable length : درازاى ان متغير( ياتغييرپذيراست) ،طول ان تغيير ميکند

it is one too many : يکى زياداست

it is only his way : حالش اينست

it is our pleasure to : اراده ما اينست که

it is our usual p to : معمول ما اين است که

it is over with her : کارش ساخته است

it is over with him : کارش ساخته است

it is p that he did not go : احتمال داردنرفته باشد،دورنيست که

it is p to our interests : بمنافع مالطمه مى زند،براى منافع مازيان اوراست

it is particularly difficult : يک اشکال بخصوصى دارد،يک دشوارى ويژه دارد،بيک طرزمخصوصى مشکل است

it is past all hope : جاى هيچ اميدوارى نيست ،هيچ اميدى نيست

it is past cure : از علاجش گذشته است ،مافوق انست که بتوان علاج کرد

it is past reclaim : ديگر قابل اصلاح يا استردادنيست ،ديگر نميتوان انرا اباديا احياکرد

it is personal to himself : مال شخص اوست

it is pervious to light : روشنايى ازان مى گذرد

it is plenty good enough : بقدر کفايت خوب است ،خيلى هم خوب است

it is proof against cold : سرما در ان کارگر نسيت ،دافع سرما است

it is purely absurd : کاملا بى معنى يا پوچ است ،مهمل صرف است ،صرف پوچ يا مهمل است

it is quite another story now : ان سبوبشکست وان پيمانه ريخت ،ان دفتر را گاو خورد،اوضاع اکنون دگرگون

it is regrettable that : جاى تاسف است که

it is required that : لازم يا مقر ر است که

it is ridiculously small : بقدرى کوچک است که ادم خنده اش ميگيرد

it is rotten at the core : ازدرون خراب است

it is rough on the inside : از تو زبر است ،توى ان زبر است

it is roughly 15 meters long : درازاى ان تخمينا( يا درحدود 15)متراست

it is safe to say : بخوبى ميتوان گفت ،بدون ترس ازاشتباه يا اغراق گويى ميتوان گفت

it is said in the bible that : در کتاب مقدس مى گويد يا مينويسد که

it is said that : گويند که

it is secure : محکم است ،عيب نميکند

it is smooth out side : از بيرون صاف است

it is soluble in water : در اب حل ميشود

it is strictly forbidden : اکيدا ممنوع است ،قدغن است

it is stubborn to reason : بدليل در نمى ايد

it is the other way round : وارونه است ،عکس اين است

it is the p of construction : دردست ساختمان است

it is the same thing : يکى است ،همان است

it is the size of a sparrow : باندازه يک گنجشک است

it is time i was going : وقت رفتن من رسيده است

it is to be noted that : بايد ملتفت بود که ،بايد توجه کردکه ،بايد دانست که

it is to your i. to go : به نفع شماست که برويد

it is too soft : پر نرم است

it is toolate.to go : ديگر موقع رفتن نيست

it is true that he was sick : راست است که او ناخوش بود

it is truly said : راست گفته اند

it is typical of : رمز است از،حاکى است بر

معنی it is insusceptible of change به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی