لغات مشابه
it is marked with spots : نشان ان خالهايى است که دارد

it is ministerial to culture : کمک بفرهنگ مى کند،وسيله ترقى فرهنگ است

it is mortal to him : کشنده اوست

it is mostly iron : بيشتر( ش ) اهن است

it is much sought after : بسيار مطلوب است ،خيلى طالب دارد

it is much the same : تقريبا همان است ،تقريبا يکجور است

it is my lead : نوبت من است ،دست من است

it is my own : مال خودم است

it is my wish that : خواهش من اينست که ،ميل من اينست که

it is near the knuckle : نزديک است که خارج ازنزاکت شود

it is necessary for him to go : لازم است برود،بايد برود،بر او واجب است که برود

it is necessary to go : بايد رفت

it is never the worse : هيچ بدتر نيست ،ديگر بدتر که نيست

it is no longer valid : قانون ـ فقه : از درجه اعتبار ساقط است

it is no wonder that : تعجبى ندارد که ،عجب نيست که

it is not a picnic : کار اسانى نيست

it is not a to go tncre : رفتن انجامصلحت نيست

it is not d. : نمى توان ازان صرف نظر کرد

it is not half bad : هيچ بد نيست ،انجا بداست

it is not in good workingorder : خوب کار نمى کند،داير نيست ،خراب است

it is not p for meto stay : نمى توانم بمانم

it is not p to climb it : نميتوان از ان بالارفت ،بالارفتن از ان ممکن نيست

it is not p to say that : گفتن اين سخن شرطادب نيست

it is not pervious to reasonov : بدان دسترسى ندارد،خردانرانمى تواند دريابد

it is not protected by sanctions : قانون ـ فقه : ضمانت اجرايى ندارد

it is not subject to review : تجديد نظر ( يا بازديد ) دران روا نيست

it is not t. : براى اين نيست که من اين يکى را ازان بيشتردوست دارم

it is not true that he is dead : اينکه ميگويند مرده است حق ندارد

it is not very hard : چندان سخت نيست

it is not worth a d : مفت نمى ارزد،بلعنت خدانمى ارزد

it is not worth a rush : به بشيزى نمى ارزد

it is not worth a straw : پر کاهى نمى ارزد

it is not worth my while : بزحمتى که ميکشم( ياوقتى که صرف ميکنم ) نمى ارزد،براى من ارزش ندارد

it is not worth the trouble : بزحمتش نمى ارزد

it is nothing new : تازگى ندارد

it is nothing out of the way : (هيچ ) غريب نيست ،غرابتى ندارد

it is nowrooz to day : امروز( عيد )نوروز است

it is obvious : مشخص است

it is obvious that : اشکار يا بديهى است که

it is of a different kind : يک جو رديگر است ،نوعى ديگراست ،قسم ديگرى است

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: