معنی it is to be noted that

it is to be noted that
بايد ملتفت بود که ،بايد توجه کردکه ،بايد دانست که
کلمات مشابه

it is to your i. to go : به نفع شماست که برويد

it is too soft : پر نرم است

it is toolate.to go : ديگر موقع رفتن نيست

it is true that he was sick : راست است که او ناخوش بود

it is truly said : راست گفته اند

it is typical of : رمز است از،حاکى است بر

it is u. to remain neutral : بيطرف ماندن کارعاقلانه يامصلحت نيست

it is u.for him to tell a lie : دروغ گفتن برخلاف عادت اوست يا ازاوبعيداست

it is under his nose : پيش روى اوست ،درست جلو چشم اوست

it is unnecessary : لازم نيست ،غير ضرورى است

it is unsatisfactory : رضايت بخش نيست ،بد است

it is unsuitable : مناسب نيست ،بدردنميخورد

it is unusually large : فوق العاده بزرگ است ،از اندازه معمول بزرگتراست

it is up to him to : با اوست که

it is useful for a double p : براى دوکارسودمنداست

it is useful in a way : ازيک جهت سودمنداست ،تاندازه اى مفيداست

it is usual with him : معمول اوست ،عادت دارد

it is very easily done : خيلى به اسانى( ياسهولت ) کرده ميشود،بسيار اسان انجام ميگيرد

it is very important : بسيار اهميت دارد،بسيار مهم است

it is very kind of you : خيلى التفات کرديد

it is very late : بسيار دير است ،خيلى دير شده است

it is well enough : بد نيست ،عيبى ندارد

it is well said : خوب گفته اند

it is whispered that : انتشارداد که

it is worth 10 rials : ده ريال ارزش دارد،ده ريال مى ارزد

it is worth nothing : به مفت هم نمي ارزد

it is wrapt in mystery : در پرده است ،پوشيده است ،نهانى است ،سرى است

it is wringing (wet) : خيلى تراست يا اب دارد( چلاندن ميخواهد)

it is written that : نوشته شده است که ،مکتوب است که ،نوشته اندکه

it is your move : نوبت شما است

it ius all one to me : براى من يکسان است

it lacks soul : روح ندارد

it leaves no room for doubt : جاى هيچگونه ترديدى باقى نمى گذارد

it lies before us : پيش روى ما واقع شده است ،پيش روى ما است

it lies beyond his competence : قانون ـ فقه : در صلاحيت او نيست

it lies on the east of : در خاور واقع( شده ) است

it look as if : چنين مينمايد که گويى

it makees no difference : تفاوتى نميکند،فرقى نميکند

it makes a t. difference : تفاوت خيلى زيادى نمى کند

it matters little : چندان اهميت ندارد

it may be as well to go there : شايدرفتن انجابدنباشد

it may be presumed that : احتمال قوى ميرود که ،ميتوان فرض که

it measures two metres : (اندازه ان ) دومتر است

it needs not : لازم نيست

it needs to be done carefully : بايد بدقت کرده شود،اينکار مستلزم دقت است ،اينکار توجه لازم دارد

it never occurred again : ديگر اتفاق نيفتاد،ديگر رخ نداد،ديگر واقع نشد

it never rains but it pours : وقتى که مى ايدپشت سر هم مى ايد،همينکه مى ايد پى در پى مى ايد

it occasioned his death : باعث مرگ اوشد،مرگ اورا فراهم ساخت

it occurs in nature as a gas : در طبيعت بشکل گاز يافت ميشود

it occurs to me that : (جنين ) بنظرم ميرسد که

it occurs twice a day : روزى دوبار رخ ميدهد،روزى دوبار اتفاق مى افتد

it peels better : بهتر پوست ان کنده ميشود

it piques curiosity : حس کنجکاوى شخص را بر مى انگيزد

it pleased him to go : خوش داشت که برود،خوشش مى امدکه برود

it promisews to be easy : اميد ميرود اسان باشد،چنين مينمايد که اسان است

it pron : ان چيز،ان جانور

it proved false : دروغ درامد،دروغ بود

it provokes laughter : خنده اور است ،باعث خنده است

it puckered up in sewing : هنگام دوختن جمع شد،در ضمن دوختن چين خورد

it pulls its weight : نسبت به سنگينى خودش خوب مى کشد

it purports that : قانون ـ فقه : انچه از اين فهميده مى شود اين که.....

it rained blood : خون( مانندسيل ) روان بود

it rains : ميبارد

it ran into ten editions : ده چاپ خورد،ده با رچاپ شد

it received royal assent : قانون ـ فقه : به توشيح ملوکانه رسيد

it reeks of blood : بوى خون از ان ميايد

it remains to be proved : هنوز ثابت نشده است ،بايد ثابت شود

it rest with you to ..... : با شما است که........

it savours of revenge : بوى انتقام ياکينه جويى ازان مى ايد،دلالت بر انتقام ميکند

it say in the bible that : در کتاب مقدس ميگويد،در کتاب مقدس گفته شده است

it scaled 5 kilograms : (وزنش ) ده کيلوگرم درامد

it seem : به نظر رسيدن

it seem to me : بنظرم ميرسد

it seems : به نظر مي رسد

it seems to me he is lying : بنظرم ميرسد دروغ ميگويد

it served as a precedent : قانون ـ فقه : سابقه شد

it serves him right : سزاوار است تا چشمش هم کور،دنده اش هم نرم شود

it shall not be scathed : )کمترين اسيبى به ان نخواهد رسيد

it shrinks in washing : درشستشوچروک ميشود

it sleets : برف وباران( با هم ) ميبارد

it smells of the lamp : با زحمت فراوان

it smells sour : از بوى ان پيدا است که ترش شده است ،بوى ترشيده ميدهد

it smells sweet : خوشبو يامعطراست

it snows : برف ميبارد،برف ميايد

it sounds false : دروغ بنظر ميرسد

it speaks well for him : بامن خوب است ،بامن نظرمساعد دارد

it spells ruin to the workmen : متضمن خانه خرابى کارگران است

it sprang from the wall : ازديوار روييد

it stand well with him : بامن خوب است ،بامن نظرمساعدى دارد

it stands 3 metres : قدش 3 متر است

it stings the conscience : وجدان را نيش ميزند

it stood me in c 50 : ¹ 5ليره براى من تمام شد

it storms : هوا طوفانى است

it stung me to the heart : دلم را بدرداورد،جگرم را سوراخ کرد

it subserves our purpose : مارادر رسيدن بمقصودکمک ميکند،بدرد کارماميخورد

it suggests : آمده است

it takes much room : خيلى جامى برد،فضاى زيادى را اشغال ميکند

it takes of the others : از انهاى ديگر پيش اشت ،بر ديگران مقدم است

it tastes sweet : شيرين است

it tells its own tale : از خودش پيداست ،نيازمند به توضيح نيست

معنی it is to be noted that به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی