لغات مشابه
it rains : ميبارد

it ran into ten editions : ده چاپ خورد،ده با رچاپ شد

it received royal assent : قانون ـ فقه : به توشيح ملوکانه رسيد

it reeks of blood : بوى خون از ان ميايد

it remains to be proved : هنوز ثابت نشده است ،بايد ثابت شود

it rest with you to ..... : با شما است که........

it savours of revenge : بوى انتقام ياکينه جويى ازان مى ايد،دلالت بر انتقام ميکند

it say in the bible that : در کتاب مقدس ميگويد،در کتاب مقدس گفته شده است

it scaled 5 kilograms : (وزنش ) ده کيلوگرم درامد

it seem : به نظر رسيدن

it seem to me : بنظرم ميرسد

it seems : به نظر مي رسد

it seems to me he is lying : بنظرم ميرسد دروغ ميگويد

it served as a precedent : قانون ـ فقه : سابقه شد

it serves him right : سزاوار است تا چشمش هم کور،دنده اش هم نرم شود

it shall not be scathed : )کمترين اسيبى به ان نخواهد رسيد

it shrinks in washing : درشستشوچروک ميشود

it sleets : برف وباران( با هم ) ميبارد

it smells of the lamp : با زحمت فراوان

it smells sour : از بوى ان پيدا است که ترش شده است ،بوى ترشيده ميدهد

it smells sweet : خوشبو يامعطراست

it snows : برف ميبارد،برف ميايد

it sounds false : دروغ بنظر ميرسد

it speaks well for him : بامن خوب است ،بامن نظرمساعد دارد

it spells ruin to the workmen : متضمن خانه خرابى کارگران است

it sprang from the wall : ازديوار روييد

it stand well with him : بامن خوب است ،بامن نظرمساعدى دارد

it stands 3 metres : قدش 3 متر است

it stings the conscience : وجدان را نيش ميزند

it stood me in c 50 : ¹ 5ليره براى من تمام شد

it storms : هوا طوفانى است

it stung me to the heart : دلم را بدرداورد،جگرم را سوراخ کرد

it subserves our purpose : مارادر رسيدن بمقصودکمک ميکند،بدرد کارماميخورد

it suggests : آمده است

it takes much room : خيلى جامى برد،فضاى زيادى را اشغال ميکند

it takes of the others : از انهاى ديگر پيش اشت ،بر ديگران مقدم است

it tastes sweet : شيرين است

it tells its own tale : از خودش پيداست ،نيازمند به توضيح نيست

it tends to ruin him : وسائل خانه خرابى ياهلاکت اورافراهم مى کند،منجرميشودبهلاکت او

it thaws : هوا چنان گرم شده که برف را اب ميکند

it threatens to rain : هوامستعدباريدن( يابارندگى ) است

it thunders : صداى اسمان غرغره ميايد

it touched him on the raw : بنقطه حساس( احساسات ) اوبرخورد

it transcends human reason : بالاترازعقل بشراست ،ماوراى عقل........

it turned my head : سرم را بدوران انداخت يا گيج کرد

it turned my stomach : دلم رابهم زد

it verges on a valley : د رکنار دره اى واقع شده است

it was a (good)round sum : خوب پولى بود،مبلغ زيادى بود

it was a p to another book : مقدمه کتاب ديگربود

it was all quiet in london : درلندن خبرى نبود،شهرلندن درارامش بود

it was an incorrect procedure : يک اقدام غلطى بود،جريانش درست نبود

it was at its height : به منتهاى درجه رسيده بود

it was basedon evclid : اساس ان روى اقليدس گذارده شده بود

it was beneath my notice : شايسته اينکه اعتنايى بان کنم نبود،مراعارمى امدازاينکه بدان توجهى کنم

it was cooked to rags : انقدر پخته شدکه له شد( ياخردشد)

it was eaten : خورده شد

it was i. calculated : درست حساب نشده بود

it was left unfinished : ناتمام ماند

it was my fault : تقصيرمن بود

it was no better : هيچ بهتر نبود

it was no part of my plan : ابداجزو طرح يا نقشه من نبود،کى جزو نقشه من بود؟

it was not p to do that : کردن انکارمصلحت نبود

it was nothing short of : کم از.....نبود،پاى کمى از....... نداشت

it was odious to : در نزد

it was one too many : يکى زياد بود

it was p of evil : بدى را ازپيش خبرميداد

it was provocative of curiosty : حس کنجکاوى شخص را تحريک کرد

it was publicly known : همه ميدانستند در نظر همه اشکار بود

it was signed by his majesty the shah : قانون ـ فقه : به توشيح همايونى رسيد

it was skirted by trees : درخت هايى در کنار ان بود

it was snowed under : زير برف ماند

it was stipulated that : قيد شد که ،شرط شد که ،تصريح شد که

it was valued at rials 5000 : پنج هزار ريال بهابران گذاردند،پنج هزار ريال قيمت شد،ارزيابى شد

it was we who went first : ما بوديم که نخست رفتيم

it wasa mere presumption : فرض محض بود

it wasdone in no time : انجام اين کار چندان طولى نکشيد،اينکار چندان وقتى نبرد

it wasnot for noyhing that : بى خود نبود که

it wasprologue to the nextmove : درامد( يا مقدمه ) اقدام بعد بود

it weighed 3 kilogrammes : سه کيلوگرم( وزن ان ) بود،سه کيلوگرم وزن داشت ،سه کيلوگرم درامد

it will give rise to a quarrel : مايه ستيزه خواهد شد،نزاعى توليد خواهد کرد،باعث دعوا خواهد شد

it will injure his prestige : به حيثيت او لطمه يا اسيب زد

it will make against us : براى مازيان خواهد داشت ،بزيان ما تمام خواهد شد

it will manifest it self : اشکار خواهد شد،معلوم خواهد گشت

it will not bear repeating : جندان زشت است که نمى توان انرا بازگو کرد

it will not take long : طولى( يا خيلى طول ) نخواهد کشيد،مدت زيادى نمى خواهد

it will p to wait : جورهمه مارا اوبايدبکشد

it will pay to wait : به منتظر شدنش نمى ارزد،صبر کردنش ارزش دارد

it will sully his repotation : باشهرت اومنافات دارد،شهرتش رالکه دارميکند

it will wear to your shape : (هرچه ) بپوشيدبهترميشود،درنتيجه پوشيدن قالب تن شما خواهد شد

it wont wash : اگرانرابشويندرنگش ميرود

it would be preferble to : بهتر خواهد بود

it would be well to ask him : خوب است از او بپرسم ،بدنخواهدبوداگرازاوبپرسم

italiacize : با حروف خوابيده نوشتن

Italian : ايتاليائي

italian pursuit : ورزش : مسابقه تعقيبى تيمى دوچرخه سوارى از 2 تا 5 نفر

italianism : ايتاليايى مابى ،پيروى از اداب و رسوم مردم ايتاليا

italianize : ايتاليايى کردن

italicism : عبارات و اصطلاحات ايتاليايى

italicize : با حروف يکبرى يا خوابيده نوشتن

italiot or ote : (يونانى ) مقيم ايتاليا

Italy : ايتاليا

itc avant garde : کامپيوتر : اوانت گارد اى تى سى

itc bookman : کامپيوتر : بوکمن اى تى سى

itch : جرب , خنش , خارش کردن , خاريدن

itch mite : فعل جرب

itchiness : احساس خارش

itching : خارش , خنش , حکه

itching palm : دست گيرنده ،دست رشوه گير،کف خارش دار

itchless : بى خارش ،رشوه نخور

itchthyolatry : ماهي پرستي

itchy : خارش دار

Itefaghia : اتفاقيه

item : فقره , کالا , رقم

item analysis : روانشناسى : تحليل پرسش

item difficulty : روانشناسى : دشوارى پرسش

item discrimination index : روانشناسى : ضريب افتراق پرسش

item scaling : روانشناسى : مقياس يابى پرسشها

item selection : روانشناسى : پرسش گزينى

item validity : روانشناسى : اعتبار پرسش

item weighting : روانشناسى : وزن دادن به پرسشها

itemization : جزء بجزء نويسى

itemizer : کسيکه مقالات کوچک براى روزنامه تهيه ميکند

items : اقلام , فقرات

iterable : تکرار کردنى

iteract : فاصله ميان دو پرده ،انترکت

iteraction : تاثير چند چيز بر يکديگر،عمل متقابل

iterance : تکرار،باز گويى

iterant : ازسر گيرنده , مکرر کننده , بازگو کننده

iteration : ازسرگيري

iterative : تکرار کننده ،ازسر گيرنده ،تکرارى ،تکرار شده

iterative methode : شيمى : روش تکرارى

iterative solution : شيمى : راه حل تکرارى

ithyphallic : وابسته بصورت ذکر که درجشن هاىBACCHUS دارگونه باده دست گرفته مى بردند

itineracy : سياري

itinerancy : سياري

itinerant justices : قانون ـ فقه : قضات سيار

itinerary : سفرنامه , برنامه سفر

itinerate : مسافرت تبليغاتي کردن , سيار بودن

itineration : سير،ازيک جابجايى ديگر،وعظ بطريق گردش

itineratly : بطور سيار،بطور گردنده

its : اين , مال او , مال آن

its little ones : بچه هاى کوچک ان

its name : نامش ،نام ان

its was extended : مدت اعتبارانرا دراز کردند

itself : خودش

iuntelligibly : بطور مفهوم ،واضح

ivied : پوشيده از پاپيتال ،پيچک دار

ivory : عاجي , عاج

ivory black : رنگ سياه که از اهکى کردن عاج ميسازند،گرد سوخته استخوان

ivory carving : معمارى : کنده کارى روى عاج

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

کودکان لب شکری
تحقیق xsl و vlan چیست
تحقیق درباره ویندوزهای ان تی
ابزار كاوش در اینترنت چیست و انواع موتورهای کاوش در اینترنت
تحقیق درباره اتوماسیون صنعتی و شبكه های ارتباطی
مقاله درباره استراتژیهای توزیع داده‌ برای تصاویر
مقاله درباره استفاده از DIS برای مربوط كردن شبیه سازی و متحرك سازی در simulink و VRML
مقاله ارایش کنونی نیروهای جهان و رهیافتهای انها برای فتح میدان نبرد اقتصادی
مقاله آینده مدیریت منابع انسانی
پلان مجتمع تفریحی مجهز
مقاله درباره اصول طراحی صفحات وب
مقاله اطلاع یابی در اینترنت نیاز جوامع اطلاعاتی امروز
مقاله درباره اطلاعات خام Data
مقاله درباره اطلاعاتی راجع به كامپیوتر و زبانهای برنامه نویسی
اكسس 2000 چیست
گزارش بررسی ویژگی های الگوریتمهای كنترل پایگاه داده
امتحان GMAT یا هوش تحصیلی
تحقیق درباره امنیت کامپیوتر و راه های حفاظت از آن
تحقیق درباره امنیت در شبكه های بی سیم