لغات مشابه
it was a (good)round sum : خوب پولى بود،مبلغ زيادى بود

it was a p to another book : مقدمه کتاب ديگربود

it was all quiet in london : درلندن خبرى نبود،شهرلندن درارامش بود

it was an incorrect procedure : يک اقدام غلطى بود،جريانش درست نبود

it was at its height : به منتهاى درجه رسيده بود

it was basedon evclid : اساس ان روى اقليدس گذارده شده بود

it was beneath my notice : شايسته اينکه اعتنايى بان کنم نبود،مراعارمى امدازاينکه بدان توجهى کنم

it was cooked to rags : انقدر پخته شدکه له شد( ياخردشد)

it was eaten : خورده شد

it was i. calculated : درست حساب نشده بود

it was left unfinished : ناتمام ماند

it was my fault : تقصيرمن بود

it was no better : هيچ بهتر نبود

it was no part of my plan : ابداجزو طرح يا نقشه من نبود،کى جزو نقشه من بود؟

it was not p to do that : کردن انکارمصلحت نبود

it was nothing short of : کم از.....نبود،پاى کمى از....... نداشت

it was odious to : در نزد

it was one too many : يکى زياد بود

it was p of evil : بدى را ازپيش خبرميداد

it was provocative of curiosty : حس کنجکاوى شخص را تحريک کرد

it was publicly known : همه ميدانستند در نظر همه اشکار بود

it was signed by his majesty the shah : قانون ـ فقه : به توشيح همايونى رسيد

it was skirted by trees : درخت هايى در کنار ان بود

it was snowed under : زير برف ماند

it was stipulated that : قيد شد که ،شرط شد که ،تصريح شد که

it was valued at rials 5000 : پنج هزار ريال بهابران گذاردند،پنج هزار ريال قيمت شد،ارزيابى شد

it was we who went first : ما بوديم که نخست رفتيم

it wasa mere presumption : فرض محض بود

it wasdone in no time : انجام اين کار چندان طولى نکشيد،اينکار چندان وقتى نبرد

it wasnot for noyhing that : بى خود نبود که

it wasprologue to the nextmove : درامد( يا مقدمه ) اقدام بعد بود

it weighed 3 kilogrammes : سه کيلوگرم( وزن ان ) بود،سه کيلوگرم وزن داشت ،سه کيلوگرم درامد

it will give rise to a quarrel : مايه ستيزه خواهد شد،نزاعى توليد خواهد کرد،باعث دعوا خواهد شد

it will injure his prestige : به حيثيت او لطمه يا اسيب زد

it will make against us : براى مازيان خواهد داشت ،بزيان ما تمام خواهد شد

it will manifest it self : اشکار خواهد شد،معلوم خواهد گشت

it will not bear repeating : جندان زشت است که نمى توان انرا بازگو کرد

it will not take long : طولى( يا خيلى طول ) نخواهد کشيد،مدت زيادى نمى خواهد

it will p to wait : جورهمه مارا اوبايدبکشد

it will pay to wait : به منتظر شدنش نمى ارزد،صبر کردنش ارزش دارد

it will sully his repotation : باشهرت اومنافات دارد،شهرتش رالکه دارميکند

it will wear to your shape : (هرچه ) بپوشيدبهترميشود،درنتيجه پوشيدن قالب تن شما خواهد شد

it wont wash : اگرانرابشويندرنگش ميرود

it would be preferble to : بهتر خواهد بود

it would be well to ask him : خوب است از او بپرسم ،بدنخواهدبوداگرازاوبپرسم

italiacize : با حروف خوابيده نوشتن

Italian : ايتاليائي

italian pursuit : ورزش : مسابقه تعقيبى تيمى دوچرخه سوارى از 2 تا 5 نفر

italianism : ايتاليايى مابى ،پيروى از اداب و رسوم مردم ايتاليا

italianize : ايتاليايى کردن

italicism : عبارات و اصطلاحات ايتاليايى

italicize : با حروف يکبرى يا خوابيده نوشتن

italiot or ote : (يونانى ) مقيم ايتاليا

Italy : ايتاليا

itc avant garde : کامپيوتر : اوانت گارد اى تى سى

itc bookman : کامپيوتر : بوکمن اى تى سى

itch : جرب , خنش , خارش کردن , خاريدن

itch mite : فعل جرب

itchiness : احساس خارش

itching : خارش , خنش , حکه

itching palm : دست گيرنده ،دست رشوه گير،کف خارش دار

itchless : بى خارش ،رشوه نخور

itchthyolatry : ماهي پرستي

itchy : خارش دار

Itefaghia : اتفاقيه

item : فقره , کالا , رقم

item analysis : روانشناسى : تحليل پرسش

item difficulty : روانشناسى : دشوارى پرسش

item discrimination index : روانشناسى : ضريب افتراق پرسش

item scaling : روانشناسى : مقياس يابى پرسشها

item selection : روانشناسى : پرسش گزينى

item validity : روانشناسى : اعتبار پرسش

item weighting : روانشناسى : وزن دادن به پرسشها

itemization : جزء بجزء نويسى

itemizer : کسيکه مقالات کوچک براى روزنامه تهيه ميکند

items : اقلام , فقرات

iterable : تکرار کردنى

iteract : فاصله ميان دو پرده ،انترکت

iteraction : تاثير چند چيز بر يکديگر،عمل متقابل

iterance : تکرار،باز گويى

iterant : ازسر گيرنده , مکرر کننده , بازگو کننده

iteration : ازسرگيري

iterative : تکرار کننده ،ازسر گيرنده ،تکرارى ،تکرار شده

iterative methode : شيمى : روش تکرارى

iterative solution : شيمى : راه حل تکرارى

ithyphallic : وابسته بصورت ذکر که درجشن هاىBACCHUS دارگونه باده دست گرفته مى بردند

itineracy : سياري

itinerancy : سياري

itinerant justices : قانون ـ فقه : قضات سيار

itinerary : سفرنامه , برنامه سفر

itinerate : مسافرت تبليغاتي کردن , سيار بودن

itineration : سير،ازيک جابجايى ديگر،وعظ بطريق گردش

itineratly : بطور سيار،بطور گردنده

its : اين , مال او , مال آن

its little ones : بچه هاى کوچک ان

its name : نامش ،نام ان

its was extended : مدت اعتبارانرا دراز کردند

itself : خودش

iuntelligibly : بطور مفهوم ،واضح

ivied : پوشيده از پاپيتال ،پيچک دار

ivory : عاجي , عاج

ivory black : رنگ سياه که از اهکى کردن عاج ميسازند،گرد سوخته استخوان

ivory carving : معمارى : کنده کارى روى عاج

Ivory Coast : ساحل عاج

ivory nut : فندقک

ivory tower : محل دنج

ivory turner : عاج تراش

ivy : پيچک

ivy geranium : يکجور شمعدانى عطر که برگهايى مانند برگهاى پاپيتال دارد

iwas late : دير کردم ،ديرم شد،دير رسيدم

ixia : يکجور سوسن يا سنبل در افريقاى جنوبى

Iyad Allawi : اياد علاوي

izan : اذان

izard : يکجور شوکا يا بز کوهى در کوه هاى پيرنه

izod impact strength : علوم مهندسى : استحکام ضربه ايزوتوپ

izod pendulum hammer : علوم مهندسى : چکش نوسانى ايزود

izod test : علوم مهندسى : ازمايش ايزود

izzard : نام حرفZ

i^2 r loss : الکترونيک : اتلاف توان

j : دهمين حرف الفباى انگليسى

j curve : روانشناسى : منحنى جى

j valve : ورزش : سوپاپ کپسول هواى غواص که بطور خودکار بسته شود

j 1 : علوم دريايى : اداره يکم

j 2 : علوم دريايى : اداره دوم

j 3 : علوم دريايى : اداره سوم

j 4 : علوم دريايى : ادره چهارم

j 5 : علوم دريايى : اداره پنجم

j band : علوم هوايى : باند فرکانس

j bar lift : ورزش : تله اسکى ميله اى دونفره

jab checking : ورزش : فروبردن غيرمجاز مستقيم چوب لاکراس به بدن حريف

jab kick : ورزش : ضربه انحرافى کوتاه

jabber : سخن تند و ناشمرده ،ورور کردن ،پچ پچ کردن ،تند و ناشمرده گفتن

jaber : گپ زني

jaberer : ورزن ،گپ زن ،پچ پچ کننده

jaberwocky : سخن نامفهوم

jabiru : (ج.ش )لک لک ابزى نقاط گرم و معتدل امريکا

jaborandi : (گ.ش )درخت جابوراندى برزيلى

jabot : دستمال سينه چين دار مردان قرن هجدهم

jaboticaba : (گ.ش )عودالبرق

jacal : چپر

jacamar : (ج.ش )پرندگان منقار دراز برزيلى و مکزيکى که از حشرات تغذيه مى کنند

jacana : (ج.ش )پرنده پا دراز و پنجه بزرگ مکزيکى که در اب راه ميرود

jacaranda : (گ.ش )درخت جوالدوز،پيچ انارى

jacinthe : نارنجي روشن

jack : جک زدن , جک

jack a dandy : ادم خودساز،جلف ،کج کلاه

jack and gill : دونامه نماينده........

jack arch : معمارى : طاق افقى

jack frost : لولوى زمستانى ،بابايخى

jack in office : ادم باد درسرکه تازه بمقام( پشت ميزنشينى ) رسيده است

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

هنر های تجسمی
وضوح تصویر در عکاسی
تقسیم بندی قالیهای عثمانی بر اساس طرح و نقشه
جایگاه ممتاز معماری اسلامی در هنر جهان
رسالت فرهنگی –اجتماعی هنرمندان
رویدادهای مهم هنری قرن بیستم
سبک های هنری
کاشی کاری و سفالگری
گرافیك سه بعدی
ماتیسن
مجسمه ساز آمریکائی ریچارد سرا
نقاشی اصیل ایرانی
هنر باستانی ماور نزدیك و هند
هنر در نخستین سالهای اسلام
هنر گلیم بافی
هنر مدرن ماتیسن
مبانی نظری و پیشینه تحقیق بررسی اثر UDMA بر خواص مکانیکی کامپوزیت دندانی
مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی نیاز به درمان های ارتودنسی در دانش آموزان 14 تا 16 سال
بررسی و مطالعه موضوع شهادت و قضا در علوم فقهی اسلامی