لغات مشابه
it was publicly known : همه ميدانستند در نظر همه اشکار بود

it was signed by his majesty the shah : قانون ـ فقه : به توشيح همايونى رسيد

it was skirted by trees : درخت هايى در کنار ان بود

it was snowed under : زير برف ماند

it was stipulated that : قيد شد که ،شرط شد که ،تصريح شد که

it was valued at rials 5000 : پنج هزار ريال بهابران گذاردند،پنج هزار ريال قيمت شد،ارزيابى شد

it was we who went first : ما بوديم که نخست رفتيم

it wasa mere presumption : فرض محض بود

it wasdone in no time : انجام اين کار چندان طولى نکشيد،اينکار چندان وقتى نبرد

it wasnot for noyhing that : بى خود نبود که

it wasprologue to the nextmove : درامد( يا مقدمه ) اقدام بعد بود

it weighed 3 kilogrammes : سه کيلوگرم( وزن ان ) بود،سه کيلوگرم وزن داشت ،سه کيلوگرم درامد

it will give rise to a quarrel : مايه ستيزه خواهد شد،نزاعى توليد خواهد کرد،باعث دعوا خواهد شد

it will injure his prestige : به حيثيت او لطمه يا اسيب زد

it will make against us : براى مازيان خواهد داشت ،بزيان ما تمام خواهد شد

it will manifest it self : اشکار خواهد شد،معلوم خواهد گشت

it will not bear repeating : جندان زشت است که نمى توان انرا بازگو کرد

it will not take long : طولى( يا خيلى طول ) نخواهد کشيد،مدت زيادى نمى خواهد

it will p to wait : جورهمه مارا اوبايدبکشد

it will pay to wait : به منتظر شدنش نمى ارزد،صبر کردنش ارزش دارد

it will sully his repotation : باشهرت اومنافات دارد،شهرتش رالکه دارميکند

it will wear to your shape : (هرچه ) بپوشيدبهترميشود،درنتيجه پوشيدن قالب تن شما خواهد شد

it wont wash : اگرانرابشويندرنگش ميرود

it would be preferble to : بهتر خواهد بود

it would be well to ask him : خوب است از او بپرسم ،بدنخواهدبوداگرازاوبپرسم

italiacize : با حروف خوابيده نوشتن

Italian : ايتاليائي

italian pursuit : ورزش : مسابقه تعقيبى تيمى دوچرخه سوارى از 2 تا 5 نفر

italianism : ايتاليايى مابى ،پيروى از اداب و رسوم مردم ايتاليا

italianize : ايتاليايى کردن

italicism : عبارات و اصطلاحات ايتاليايى

italicize : با حروف يکبرى يا خوابيده نوشتن

italiot or ote : (يونانى ) مقيم ايتاليا

Italy : ايتاليا

itc avant garde : کامپيوتر : اوانت گارد اى تى سى

itc bookman : کامپيوتر : بوکمن اى تى سى

itch : جرب , خنش , خارش کردن , خاريدن

itch mite : فعل جرب

itchiness : احساس خارش

itching : خارش , خنش , حکه

itching palm : دست گيرنده ،دست رشوه گير،کف خارش دار

itchless : بى خارش ،رشوه نخور

itchthyolatry : ماهي پرستي

itchy : خارش دار

Itefaghia : اتفاقيه

item : فقره , کالا , رقم

item analysis : روانشناسى : تحليل پرسش

item difficulty : روانشناسى : دشوارى پرسش

item discrimination index : روانشناسى : ضريب افتراق پرسش

item scaling : روانشناسى : مقياس يابى پرسشها

item selection : روانشناسى : پرسش گزينى

item validity : روانشناسى : اعتبار پرسش

item weighting : روانشناسى : وزن دادن به پرسشها

itemization : جزء بجزء نويسى

itemizer : کسيکه مقالات کوچک براى روزنامه تهيه ميکند

items : اقلام , فقرات

iterable : تکرار کردنى

iteract : فاصله ميان دو پرده ،انترکت

iteraction : تاثير چند چيز بر يکديگر،عمل متقابل

iterance : تکرار،باز گويى

iterant : ازسر گيرنده , مکرر کننده , بازگو کننده

iteration : ازسرگيري

iterative : تکرار کننده ،ازسر گيرنده ،تکرارى ،تکرار شده

iterative methode : شيمى : روش تکرارى

iterative solution : شيمى : راه حل تکرارى

ithyphallic : وابسته بصورت ذکر که درجشن هاىBACCHUS دارگونه باده دست گرفته مى بردند

itineracy : سياري

itinerancy : سياري

itinerant justices : قانون ـ فقه : قضات سيار

itinerary : سفرنامه , برنامه سفر

itinerate : مسافرت تبليغاتي کردن , سيار بودن

itineration : سير،ازيک جابجايى ديگر،وعظ بطريق گردش

itineratly : بطور سيار،بطور گردنده

its : اين , مال او , مال آن

its little ones : بچه هاى کوچک ان

its name : نامش ،نام ان

its was extended : مدت اعتبارانرا دراز کردند

itself : خودش

iuntelligibly : بطور مفهوم ،واضح

ivied : پوشيده از پاپيتال ،پيچک دار

ivory : عاجي , عاج

ivory black : رنگ سياه که از اهکى کردن عاج ميسازند،گرد سوخته استخوان

ivory carving : معمارى : کنده کارى روى عاج

Ivory Coast : ساحل عاج

ivory nut : فندقک

ivory tower : محل دنج

ivory turner : عاج تراش

ivy : پيچک

ivy geranium : يکجور شمعدانى عطر که برگهايى مانند برگهاى پاپيتال دارد

iwas late : دير کردم ،ديرم شد،دير رسيدم

ixia : يکجور سوسن يا سنبل در افريقاى جنوبى

Iyad Allawi : اياد علاوي

izan : اذان

izard : يکجور شوکا يا بز کوهى در کوه هاى پيرنه

izod impact strength : علوم مهندسى : استحکام ضربه ايزوتوپ

izod pendulum hammer : علوم مهندسى : چکش نوسانى ايزود

izod test : علوم مهندسى : ازمايش ايزود

izzard : نام حرفZ

i^2 r loss : الکترونيک : اتلاف توان

j : دهمين حرف الفباى انگليسى

j curve : روانشناسى : منحنى جى

j valve : ورزش : سوپاپ کپسول هواى غواص که بطور خودکار بسته شود

j 1 : علوم دريايى : اداره يکم

j 2 : علوم دريايى : اداره دوم

j 3 : علوم دريايى : اداره سوم

j 4 : علوم دريايى : ادره چهارم

j 5 : علوم دريايى : اداره پنجم

j band : علوم هوايى : باند فرکانس

j bar lift : ورزش : تله اسکى ميله اى دونفره

jab checking : ورزش : فروبردن غيرمجاز مستقيم چوب لاکراس به بدن حريف

jab kick : ورزش : ضربه انحرافى کوتاه

jabber : سخن تند و ناشمرده ،ورور کردن ،پچ پچ کردن ،تند و ناشمرده گفتن

jaber : گپ زني

jaberer : ورزن ،گپ زن ،پچ پچ کننده

jaberwocky : سخن نامفهوم

jabiru : (ج.ش )لک لک ابزى نقاط گرم و معتدل امريکا

jaborandi : (گ.ش )درخت جابوراندى برزيلى

jabot : دستمال سينه چين دار مردان قرن هجدهم

jaboticaba : (گ.ش )عودالبرق

jacal : چپر

jacamar : (ج.ش )پرندگان منقار دراز برزيلى و مکزيکى که از حشرات تغذيه مى کنند

jacana : (ج.ش )پرنده پا دراز و پنجه بزرگ مکزيکى که در اب راه ميرود

jacaranda : (گ.ش )درخت جوالدوز،پيچ انارى

jacinthe : نارنجي روشن

jack : جک زدن , جک

jack a dandy : ادم خودساز،جلف ،کج کلاه

jack and gill : دونامه نماينده........

jack arch : معمارى : طاق افقى

jack frost : لولوى زمستانى ،بابايخى

jack in office : ادم باد درسرکه تازه بمقام( پشت ميزنشينى ) رسيده است

jack in the box : علي ورجه

jack johnson : د راصطلاح عامه سربازها،نارنجک بزرگ المانى

jack ketch : دارزن ،طناب انداز

jack knife : ورزش : خم شدن بجلو با پاهاى مستقيم و گرفتن مچ پا با دستها

jack knife bridge : عمران : پل متحرک تاشو

jack mackerel : (ج.ش )ماهى ازاد کاليفرنيا

Jack Nocholson : جک نيکولسن

jack of all trades : هر کاره

jack on both sides : شريک دزدورفيق قافله

jack pot : دربازى پوکر) پول ميان که بازى کردن دست رامنوط بداشتن.... ميسازد

jack roll : عمران : چرخ چاه

jack salmon : (ج.ش )اردک ماهى چشم سفيد امريکا

jack snipe : نوک درازه ،يلوه

jack staff : علوم دريايى : ميله پرچم سينه

Jack Straw : جک استراو

jack tar : (د.ن ).ملوان ،ملاح

jack towel : حوله بى سروته که دوراستوانه ياغلتکى باشد

jack up (to) : معمارى : بالا بردن

jack plane : رنده بزرگ ،رنده درشت

jack pudding : مسخره ،لوده

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

فایل اتوکد پلان راه آهن
فایل اتوکد پلان معماری سالن کنفرانس
نقشه گلیم
پاورپوینت استراتژی مالی مناسب برای مدیریت ریسك كل هنگام بروز ركود مالی
ابجکت (ماشین راه و شهرسازی) در نرم افزار معماری Revit Architecture
ابجکت (ماشین سواری-موتور-دوچرخه) در نرم افزار معماری Revit Architecture
ابجکت (ماشین خدمات شهری و سنگین) در نرم افزار معماری Revit Architecture
ابجکت (ماشین سواری 2) در نرم افزار معماری Revit Architecture
ابجکت (ماشین سواری 3) در نرم افزار معماری Revit Architecture
ابجکت (ماشین سواری 4) در نرم افزار معماری Revit Architecture
ابجکت (مبلمان) در نرم افزار معماری Revit Architecture
ابجکت (میز) در نرم افزار معماری Revit Architecture
ابجکت (هواپیما و هلیکوپتر) در نرم افزار معماری Revit Architecture
بررسی انتخاب یک سیستم خنک سازی توربین گازی
ابجکت (وسایل تزئینی) در نرم افزار معماری Revit Architecture
ابجکت (وسایل تزئینی 2) در نرم افزار معماری Revit Architecture
ابجکت (مبلمان محوطه بیرون) در نرم افزار معماری Revit Architecture
ابجکت (وسایل ورزشی) در نرم افزار معماری Revit Architecture
تحقیق انرژی هسته ای و کاربرد صلح آمیز آن