معنی kb 50

kb 50
علوم نظامى : نوعى هواپيماست
کلمات مشابه

ke lighning : مانند برق ،به تندى برق ،بسرعت برق

keage : ورزش : مفصلى

keb : ميشى که بره مرده انداخته يابره اش مرده است

kebab : ( )=kabob(فارسى است )کباب

kebbock : )kebbuck(تکه پنير،قالب بزرگ پنير

kebbuck : )kebbock(تکه پنير،قالب بزرگ پنير

keblah : قبله

keck : صداى قى کردن دراوردن ،اغ زدن ،تنفرداشتن

keckle : طناب پيچ کردن ،زنجير پيچ کردن

kedge : لنگر سنگين

kedge 1 : علوم دريايى : لنگرک

kedge 2 : علوم دريايى : از گل در اوردن با لنگرک

kedgeree : خوراک فرنگى که عبارت است ازماهى سردوبرنج جوشانده وتخم مرغ

keek : نگاهدزدانه

keel area : علوم هوايى : ناحيه برجسته جانبى تيرک زير هواپيماهاى دريايى که اغلب زير سطح اب قرار ميگيرد

keel block : عمران : تير حمالى که به کشش کار ميکند

keel depth : علوم نظامى : عمق ابخور ناو

keelboatman : کرجى بان رودخانه

keeled : داراى تبر ته ،زورقى

keeler : طشت

معنی kb 50 به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی