لغات مشابه
kedgeree : خوراک فرنگى که عبارت است ازماهى سردوبرنج جوشانده وتخم مرغ

keek : نگاهدزدانه

keel area : علوم هوايى : ناحيه برجسته جانبى تيرک زير هواپيماهاى دريايى که اغلب زير سطح اب قرار ميگيرد

keel block : عمران : تير حمالى که به کشش کار ميکند

keel depth : علوم نظامى : عمق ابخور ناو

keelboatman : کرجى بان رودخانه

keeled : داراى تبر ته ،زورقى

keeler : طشت

keelhaul : باطناب درزيرکشتى کشيدن ،(مج).،سخت مواخذه و توبيخ کردن

keen : تيز

Keen : تیز ، زیرک

Keen : تیز ، زیرک

keen edged : داراى لبه تيز،لب تيز

keen scented : داراى شامه تيز

keen set : مشتاق ،ارزومند،گرسنه

keen set for doing anything : ارزومند کردن کارى ،مشتاق کردن کارى

keen sighted : ژرف بين

keen eyed : تيزبين ،تيزنظر

keen sighted : تيزبين ،روشن بين

keen witted : تيزهوش ،باذکاوت ،زيرک

keener : نوحه گر

keenly : از روى تيزهوشى ،بطور تيز،يا تند،مشتاقانه ،سخت ،زياد

keenness : تيزي

keenness of sight : تيز بينى

keep : نگهداري کردن , نگه داشتن , حفظ نمودن , حفظ کردن , نگاهداري

keep a straight face : از خنده خوددارى کردن

keep aloof : فاصلهگرفتن

keep an open house : مهمان نواز بودن

keep at it : ول نکنيد،مداومت کنيد

keep away : دور کردن ،دور شدن ،دور ماندن ،مانع شدن

keep back : دفع کردن ،مانع شدن ،جلو نياييد،نزديک نشويد

keep bad hours : دير خوابيدن و دير برخاستن

keep books : دفتردارى کردن

keep cold : دست پاچه نشدن ،خونسردى خود را حفظ کردن

keep deep in mud : تازانو توى گل

keep down : بلند نشويد،بنشينيد،بخوابيد

keep early hours : زود خوابيدن و زود برخاستن

keep goal : ورزش : دروازه بانى

keep house : خانه دارى کردن ،در خانه ماندن

keep in containment : محدود نگاهداشتن

keep in trust : قانون ـ فقه : به عنوان امانت نگهدارى کردن چيزى

keep informed : در جريان گذاشتن

keep me informed of that : مرا از ان اگاه سازيد

keep of the (great)seal : مهردار سلطنتى

keep off : دور شدن ،دورى کردن

keep on : ادامه دادن ،بازهم نگاه داشتن

keep on at a person : کسى را با سرزنش و تقاضاهاى پى درپى بستوه اوردن

keep on file : قانون ـ فقه : بايگانى کردن

keep out : ورزش : تور ماهيگيرى زير اب

keep out areas : کامپيوتر : نواحى بر حذر شده

keep secret : پرده پوشي کردن

keep shop : دکاندارى کردن

keep still : خاموش باش ،ساکت باش

keep the fire in : اتش را روشن نگاه داريد

keep the secret : رازراپوشيده نگاهدار،اين رازرافاش نکن

keep to : رعايت کردن ،وفا کردن به

keep to the left : دست چپ برويد

keep to the right : دست راست برويد

keep unaware : غافل کردن

keep under lock and key : قانون ـ فقه : مهر و موم کردن

keep under watch : تحت نظر داشتن , زير نظر داشتن

keep up : خوب نگاهداشتن ،خوددارى کردن ،تحمل کردن

keep up appearances : ظاهر خود را حفظ کردن ،صورت خود را با سيلى سرخ نگه داشتن

keep up with some one : با کسى برابر بودن ،با کسى برابر شدن

keep up with the times : موافق اوضاع و اداب روز رفتار کردن

keep up your french : زبان فرانسه راهمانقدرکه ميدانيدنگاه داريد( که فراموش نشود)

keep waiting : منتظر کردن , علاف کردن

keep watch : پاييدن ،کشيک کشيدن

keep your peck up : دل داشته باشد،جرات داشته باشيد

keeper : نگاهدارنده , نگهدارنده , نگهدار , حافظ , مستحفذ , حارس , حافظه

keeper of a seal : قانون ـ فقه : مهر دار

keeper of magnet : الکترونيک : حفاظ اهنربا

keeping : نگهداري

keeping house : قانون ـ فقه : در خانه ماندن تاجر ورشکسته و عدم حضورش در محل کسب خود که قرينه ورشکستگى او محسوب مى شود

keeping room : اطاق نشيمن

keepsake : هديه يادگارى يادبود

keepworthy : نگهداشتنى ،قابل نگه دارى

keet : (ج.ش ).جوجه مرغ شاخدار

keeve : خمره ،تغار

kef : کيف ،نشئه ،حشيش ،بنگ

kefir : کفير:يکجورخوراک ابکى وکفدارکه مانندماست است ودرقفقاز....ميخورانند

keg : بازرگانى : چليک کوچک

Keg : بشکه کوچک

Keg : بشکه کوچک

kegler : کاسه ساز , قدح ساز

kegler (bowler) : ورزش : گوى انداز

keike : ورزش : مچ

keitloa : کرگدن دوشاخ

kekule structure : شيمى : ساختار ککوله

kelek : کلک

kell : گل اخرى

kelly drive bushing : عمران : اتصال کلى که بصورت استوانه بوده و مابين کلى و سوزن حفارى وجود دارد

keloid : (طب ).برامدگى ايکه درمحل التيام زخم پديد مى ايد

keloid or cheloid : يکجو ربرامدگى درپوست که د رجاى اسيب ديده پيدا ميشود

kelp : (گ.ش ).کتانجک ،کتنجک ،اشنه دريايى

kelpie : (د رافسانه هاى اسکاتلندى ) جن اسبى

kelson or keelson : کالبدزيرين کشتى که روى تيرحمال قرار ميگيرد،سقف ته کشتى

kelt : keltic(،celtic، )=celtنژادکلت يا سلت ،سلتى

keltŠetc : زبان سلت ها

kelter : امادگى ،انتظام ،اماده ،منظم ،بى ترتيب ،مختل

kelter or kilter : ترتيب ،نظم ،انتظام ،امادگى

keltic : kelt(،celtic، )=celtنژادکلت يا سلت ،سلتى

kelvin degree : معمارى : درجه کلوين

kelvin temperature : شيمى : دماى کلوين

kelvin temperature scale : علوم هوايى : اشل دمايى کلوين

kelvin tube : عمران : لوله کلوين که جهت اندازه گيرى عمق اب بکار ميرود

kelvin zero : نجوم : صفر کلوين

Kemal : کمال

kemp : پهلوان ،جنگجو،ادم ژوليده و ناهنجار

kempo : ورزش : تکنيک قديم کاراته

ken : نظر،بينش ،بصيرت

kench : تغارى که ماهى ياپوست رادران نمک ميزنند،تغار،صندوق

kendal green : پارچه پشمى سبزرنگ

kennel : درلانه زيستن , درلانه قرارقراردادن

kenning : (ادبيات کهن المان )نوعى استعاره( مثلا> دريارو <بجاى> کشتى)<،دانش ،نگاه ،قدرت بينايى

keno : نوعى بازى شبيه لوتو

kenosis : اعتقادباينکه مسيح بصورت ادمى جنبه خدايى را ازخود دورساخته است

kenotron : الکترونيک : کنوترون

kenspeckle : مشخص ،برجسته ،قابل شناسايى ،واضح ،زود

kent rosanoff test : روانشناسى : ازمون کنت - روسانف

kentish : وابسته بهkent شهرانگليس ،کنتى

kentish fire : محلهاى پى درپى وجمعى ،نمايش هاى پى درپى وگروهى ،که نشانه نفاق.. باشد

kentish rag : يکجورسنگ اهک سخت که در kentپيدا ميشود

kentledge : وزنه اهن ته کشتى ،چدن يااهن ريخته مخصوص سنگين کردن ته کشتى يابالون

Kentucky : کنتاکي

Kenya : کنيا

kepi : کلاه کپي

kepler laws : علوم هوايى : قوانين کپلر

keplerian orbit : علوم هوايى : مدار کپلرى

kept : نگاه داشته ،نشانده

kept (on file) : قانون ـ فقه : مضبوط

keramic Šetc : وابسته به سفال سازى

kerasine : شاخى

keratectomy : دراوردن تيکه اى از قرنيه

keratin : ماده شاخي

keratine : ماده شاخى

keratinous : )=horrny(شاخى ،داراى مواد شاخى

keratitis : اماس قرنيه ،التهاب قرنيه

keratocele : فتق قرنيه

keratol : کراتول: چرم مصنوعى سفت

keratome : چاقوى قرينه شکافى

keratose : داراى ليفهاى شاخى ،جسم شاخى اسفنج

keratosis : شاخى شدن پوست و غيره

keratotome : چاقوى قرنيه شکافى

keratotomy : برش قرنيه

keraunophobia : روانشناسى : اذرخش هراسى

kerb inlet : عمران : روزنه يا منفذى که در زير جدول جهت عبور اب باران تعبيه ميشود

kerb stone : سنگ جدول

kerchief : چار قد

kerchiefed or chift : روسرى دار،بادستمال پوشيده

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

اقدام پژوهی چگونه می توانم لکنت زبان دانش آموزم را بر طرف نمایم
دانلوداقدام پژوهی چگونه توانستم توانایی دانش آموزان را در حفظ اصطلاحات زیست افزایش دهم
دانلود اقدام پژوهی چگونه خلاقیت دانش آموزان کلاس اول را پرورش دادم
دانلود اقدام پژوهی چگونه می توانیم ترس محمود از آموزگار و کلاس درس را کاهش دهیم و شاید نهایتاً به طور کامل از بین ببریم
دانلود اقدام پژوهی چگونه می توانم دانش آموزان مدرسه راهنمایی را به خوردن قرص آهن ترغیب كنم؟
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانستم مشکلات رفتاری در سرویس مدارس را بهبود بخشم
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانستم دانش آموزانم را با فعالیت های تكمیلی به رسم هندسی علاقه مند كنم؟
دانلود اقدام پژوهی چگونه می توانم با كمك درس انشا تفكر خلاق را در فراگیرانم بهبود ببخشم
دانلود اقدام پژوهی چگونه می توان رعایت بهداشت مدرسه را در دانش آموزان تقویت كرد
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانستم کلاس درس علوم تجربی را برای فراگیرانم شاد و جذاب نمایم
دانلود اقدام پژوهی چگونه بازیهای کامپیوتری را مدیریت وکنترل کنم تا موجب پیشرفت تحصیلی دانش آموزم شود
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانستم دانش آموزانم را به یادگیری درس حرفه و فن ترغیب کنم؟
دانلود اقدام پژوهی چگونه اضطراب دانش آموز پایه سوم را در ساعت حرفه و فن کاهش دادم
دانلود اقدام پژوهی چگونه می توانم با استفاده کامپیوتر میزان فراگیری دانش آموزانم را در درس کار وفن آوری افزایش دهم
نمونه سوالات تخصصی کمک پرستاری (بهیاری) یک ساله به همراه پاسخنامه
"اقدام پژوهی چگونه توانستم با آموزش روش حل مساله، مهارت شاگردانم را در حل مسائل ریاضی پایه دوم ابتدایی بهبود ببخشم"
اقدام پژوهی چگونه توانستم مهارت نوشتن رادر دانش آموزان پایه دوم تقویت کنم
اقدام پژوهی چگونه می توانم به دانش آموزان در انتخاب رشته تحصیلی کمک نمایم
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانستم به شادابی حیاط و محوطه بازی ‏و مطالعه بچه ها کمک کنم