معنی lacquer=lacker

lacquer=lacker
معمارى : لاک
کلمات مشابه

lacquey : )lackey(پادو،فراش ،چاکرى کردن ،نوکرى کردن

lacrimal : ( )lachrymal(تش ).اشکى ،اشک اور،کيسه اشک ،استخوان اشکى چشم ،ويژه اشک

lacrimation : ايجاد اشک

lacrimatory factor : شيمى : عامل اشک زا

lacrosse field : ورزش : زمين لاکراس

lactam : شيمى : لاکتام

lactarium : شيرفروشى ،شيرخانه

lactary : شيرى ،شير دار

lactate : شير مکيدن

lactation : ايجاد شير , ارضاع

lactea : شيرى ،شيربر،مجراى کليوس ،رگ ،کليوس بر

lacteal : کيلوس بر , شير بر

lacteous : شيرمانند،شيرى

lactescent : شير مانند

lactic : شيري , شبيه شير

lactic acid : (ش ).اسيد لاتيک بفرمولC3 H6 O3

lactiferous : شيردار , شير زا , شير آور , شير بر

lactifluous : پرشير

lactiform : شيرى ،شيرمانند

lactifuge : شيرکم کن

معنی lacquer=lacker به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی