معنی laver

laver
سنگاب ،تغار،لگن ،اب انبار،حوضچه
کلمات مشابه

laverock : = lark

lavish : خراج , مبذر

lavish of money : ولخرج ،پول تمام کن

lavishly : با اسراف و ولخرجى

lavishment : ولخرجى ،اسراف

lavitate : سبک شدن ،و در هواپرواز کردن ،در هوا پرواز دادن

lavite : الکترونيک : گدازه

law : قانون , ناموس , علم حقوق

law calf : پوست گوساله رنگ نشده که براى جلد کتابهاى قانون بکار مى برند

law breaking : خلاف کار , قانون شکني

law court : محکمه

law enactment : وضع قانون

law faculty : قانون ـ فقه : دانشکده حقوق

law french : اصطلاحات اميخته با فرانسه که در زبان حقوقى بکار ميرود

law of additivity of reaction heat : شيمى : قانون جمع پذيرى گرماى واکنش

law of advantage : روانشناسى : قانون امتياز

law of analogy : روانشناسى : قانون تمثيل

law of armed conflicts : قانون ـ فقه : حقوق منازعات مسلحانه

law of causation : روانشناسى : قانون عليت

law of civil procedure : قانون ـ فقه : ائين دادرسى مدنى

معنی laver به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی