لغات مشابه
master chief petty officer : (نظ ).استوار يکم ،ناو استوار يکم

master clear : کامپيوتر : کليدى روى بعضى از کنسولهاى کامپيوترى که ثبات هاى عملياتى را پاک کردن و انها را براى حالت جديد عمليات اماده مى کند

master console : کامپيوتر : پيشخوان اصلى

master data : شاه دادهها

master data file : علوم نظامى : پرونده مشخصات اصلى اماد نظامى پروند خصوصيات اصلى اماد

master document : کامپيوتر : مدرک اصلى

master in lunacy : مامور رسيدگى به ديوانگى ها

master key : کليد چندين قفل ،قاعده کلى ،شاه کليد

master mariner : ناخداى کشتى بازرگانى

master mind : فکر بزرگ ،عقل کل

master of (fox)hounds : ورزش : سرپرست گروه شکار روباه

master of arts : صاحب درجه اى از دانشگاه که اصولا `ميتواند در دانشگاه اموزگارى کند

master of the horse : کسيکه گماشته بر امور خانواده سلطنتى است ،ميراخور

master of the time : قانون ـ فقه : صاحب الزمان

master off : استاد شمشيربازى

master pick : ورزش : پايين ترين دندانه تيغه اسکيت

master plot : علوم نظامى : نقشه راهنماى اصلى عکس بردارى هوايى

master program : شاه برنامه

master race : نژاد برتر

master rod : علوم هوايى : شاتون اصلى

master routine : شاه روال

master service : الکترونيک : انشعاب اصلى

master slave : ارباب و برده

master slave computer system : کامپيوتر : يک سيستم کامپيوترى متشکل از يک کامپيوتر اصلى متصل شده به يک يا چندين کامپيوتر کارپذير

master slice : شاه قاچ

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: