لغات مشابه
match foursome : ورزش : مسابقه بين دو تيم دونفره با يک گوى براى هر تيم

match mark : عمران : جفتن و جور کردن قطعات

match penalty : ورزش : خطاى اسيب رساندن عمدى و اخراج

match play : ورزش : مسابقه گلف بين دو نفر يا دو تيم مسابقه بولينگ بين دو نفر

match race : ورزش : مسابقه دو بين دو نفر

match box : قوطى کبريت

match maker : کبريت ساز

match up : ورزش : يارگيرى

matchable : بهم جور شدنى ،سازگار

matches : کبريت

matchet : يکجور کارد بزرگ درامريکا

matching diaphragm : الکترونيک : ديافراگم منطبق

matching error : خطاى تطبيقى

matching stub : الکترونيک : مفتول انطباق

matchless : بي قرين

matchmaker : دلال ازدواج , دلاله

matchwood : يک تکه چوب ،چوب کبريت

mate : جنسي کردن , همتا , جفت کردن , جفت گيري کردن , لنگه , شاه مات کردن

mateless : بى جفت ،بى همدم

matelot : ملوان ،ملاح ،رنگ ابى مايل بقرمز

matelote : يکجور خوراک ماهى که با شراب و پياز و چيزهاى ديگر درست مى کنند

mater : سخت شامه , نرم شامه

materfamilas : بانوى خانه ،مادر خانواده ،کدبانو

materfamilias : مادر خانواده , زن خانه

materia medica : دارو

material : جسم دار , ماده , جنس , علياف , ثروت دوست , مادي

material and spiritual : مادي و معنوي

material balance : شيمى : موازنه مواد

material control : بازرگانى : کنترل مواد

material cost analysis : بازرگانى : تجزيه و تحليل هزينه مواد

material costs : بازرگانى : هزينه هاى مواد

material damage : بازرگانى : خسارت مادى

material dispersion : کامپيوتر : پراکنده شدن پالس نورانى در داخل يک فيبر نورى در نتيجه طول موجهاى مختلف ساطع شده از يک منبع

material handling crane : علوم مهندسى : جراثقال انتقال بار

material mass : الکترونيک : جرم مادى

material requirements planning : کامپيوتر : برنامه ريزى نيازمنديهاى کالا

material storage area : عمران : انبار مصالح ساختمانى

material testing : علوم مهندسى : ازمايش مصالح

material testing laboratory : معمارى : ازمايشگاه مصالح ساختمانى

material testing machine : علوم مهندسى : دستگاه ازمايش مقاومت مصالح

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: