لغات مشابه
metrically : بطور موزون

metrist : کسى که در متر کردن مهارت دارد،سازنده نظم وشعر

metritis : اماس زهدان ،التهاب رحم

metrograph : مسافت سنج

metrological : علوم مهندسى : شناخت علم اوزان و مقياسات

metrologist : سنگ و پيمانه شناس

metronome : ميزانه شمار

metronomic : مطابق ميزانه شمار

metropolis : مادرشهر , شهر بزرگ

metropolitan : مطران , مطراني

metropolitan bishop : سر اسقف ،متران

metrorrhagia : (طب )خونريزى غير طبيعى رحم ،نزف الدم رحم

mettle : خميره

mettlesome : با حرارت ،اتش مزاج ،سرکش

meum and tuum : مال من و تو

meutral atom : شيمى : اتم خنثى

mew : عوض شدن , ميوميو کردن , صداي گربه

mewl : ناله کردن ،ميوميو کردن ،نق زدن ،ناله ،ميوميو،فرياد،نق

mews : طويله هايى که گرداگرد ميدانى بسازند

mewtonian flow : علوم هوايى : جريان نيوتنى

mexican : مکزيکي

Mexico : مکزيک , مکزيکو

Mexicocity : مکزيکوسيتي

mezereon : مادزيون

mezereum : پوست ماذريون که در داروسازى براى اوردن خوى و پيشاب ميدهند

mezzanine : نيم اشکوب

mezzanine space : علوم نظامى : فضاى مخصوص گردش هوا در بالاى سقف انبار

mezzo : ميانه ،وسط

mezzo relief : نيم برجسته

mezzo rillievo : نيم برامدگى ،نيم برجسته

mezzo soprano : (مو ).ميان صدا،کسى که صدايش ميان soprano و contraltoباشد

mezzotint : )mezzotinto(قلم زنى بطور سايه روشن ،نقاشى سايه روشن کردن

mezzotinto : )mezzotint(قلم زنى بطور سايه روشن ،نقاشى سايه روشن کردن

mfd : الکترونيک : ميکروفاراد

mfm : کامپيوتر : ثبت تلفيق بسامد اصلاحى

mh : الکترونيک : ميلى هنرى

mho : الکترونيک : مهو

mi : (مو ).مى ،سومين نوت گام دياتونيک موسيقى

miaasl : کتاب نماز ساليانه ،کتاب نماز،کاتوليک ها،زاد المعاد

Miami : ميامي

miaou : meaow(،miaow، )meowميوميو کردن ،صداى گربه ،ميوميو

miaow : meaow(،miaou، )meowميوميو کردن ،صداى گربه ،ميوميو

miasma : بخار بد بو،دم يادمه بد بو،بخار يادمه مسموم کننده

miasmal : داراى دمه بد بو

miasmatic(al) : داراى دمه بد بو،پيداشده از دمه بد بو

miaul : ميو ميو کردن

mibeable : )minable(قابل استخراج( در مورد مواد معدنى)،استخراج شدنى

mica : طلق , ميکا

mica condenser : الکترونيک : خازن ميکايى

mica paper : علوم مهندسى : کاغذ ميکا

mica plate : علوم مهندسى : ورق ميکا

mica schist : معمارى : ميکا شيست

mica spark plug : الکترونيک : شمع موتور ميکايى

mica strip : علوم مهندسى : باريکه ميکا

mica substrate : علوم مهندسى : ماده اصلى ميکا

mica tape : علوم مهندسى : نوار ميکا

mica undercutter : الکترونيک : ميکا بر

mica washer : علوم مهندسى : واشر ميکا

micaceous : علوم مهندسى : ميکادار

micaceous sandstone : معمارى : ماسه سنگ ميکادار

micah : ميخا، (نام يکى از پيغمبران بنى اسرائيل)

micanite : الکترونيک : ميکانيت

mice : (صورت جمع کلمه)mouse موشها

micellar : شيمى : ميسلى

micelle : شيمى : ميسل

Michael : مايکل , فرشته اعظم

michael addition reaction : شيمى : واکنش افزايشى مايکل

Michael Koln hoffer : مايکل کلن هوفر

michaelmas : عيد فرشته ميکائيل( روز 29 سپتامبر)

Michelin : ميشلين

Michelin Brendle : ميشلين بريندل

Michigan : ميشيگان

mickle : زياد،بسيار

micr : کامپيوتر : Magnetic Ink Character Recognitionبازشناسى کاراکتر با جوهر مغناطيسى

micrielectronic circuit : علوم مهندسى : مدار ميکروالکترونيکى

micro : ميليونيم , ميکرو

micro channel bus : کامپيوتر : گذر ريز کانال

micro computer kit : کامپيوتر : computer kit

micro controller : کامپيوتر : ريز کنترل کننده

micro dynamic model : بازرگانى : الگوى خرد پويا

micro instruction : کامپيوتر : ريز دستورالعمل

micro manager : کامپيوتر : مدير ريزکامپيوترها

micro model : بازرگانى : الگوى خرد

micro or ganism : ميکرب ،باکترى

micro prolog : کامپيوتر : PROLOبطوريکه قابل دسترس چندين سيستم ريزکامپيوتر باشد

micro to main frame : کامپيوتر : پيوند ريزکامپيوتر و کامپيوتر بزرگ

micro to mainframe link : کامپيوتر : اتصال ريزکامپيوتر به کامپيوتر اصلى

micro pressure gage : علوم مهندسى : فشارسنج دقيق

microammeter : علوم مهندسى : ميکروامپرمتر

microamper : الکترونيک : ميکروامپر

microampere : علوم مهندسى : ميکروامپر

microanalysis : شيمى : ميکرواناليز

microb : زيست شناسى : ميکروب

microbarograph : هوا سنجى که تغييرات کوچک وسريع هوا را ضبط کند

microbattery : علوم مهندسى : باطرى کوچک

microbe : زياچه , ميکرب

microbe killing : ميکروب کش

microbial : ميکروبى

microbicide : ميکروب کش

microbiological : مربوط به ميکروب شناسى

microbiologist : ميکرب شناس

microbiology : ميکرب شناسى

microcanonical : شيمى : بندادى کوچک

microcephalia : کوچک سرى ،سر کوچکى ،جمجمه کوچک

microchart : کامپيوتر : ريزنمودار

microchip : کامپيوتر : ريزتراشه

microclimate : زيست شناسى : خرد اقليم

microcoding : کامپيوتر : ريزبرنامه نويسى

microcoding device : کامپيوتر : دستگاه ريزبرنامه نويسى

microcompouter application : کامپيوتر : کابردهاى ريزکامپيوتر

microcomputer components : کامپيوتر : مولفه هاى ريزکامپيوتر

microcomputer development system : کامپيوتر : سيستم توسعه ريزکامپيوتر

microcomputer ship : کامپيوتر : تراشه ريزکامپيوتر

microcomputer system : کامپيوتر : سيستم ريزکامپيوترى

microcopy : رونوشت خيلى کوچکتر از اصل

microcosm : عالم صغير

microcrystal : شيمى : ريز بلور

microdisk : کامپيوتر : ديسک ريز

microdont : خرد دندان

microeconomics : بازرگانى : اقتصاد خرد

microelectronic : علوم مهندسى : ميکروالکترونيکى

microfiche : ميکرو فيش

microfilm : ميکرو فيلم

microfloppy disk : کامپيوتر : ميکرو ديسک لغزان

microfloppy disk drive : کامپيوتر : وسيله ذخيره اطلاعات با استفاده از ميکروديسکهاى لغزان

microgram : يک ميليونيم گرم

microgranite : ريز خارا

micrograph : ريزنگار

micrographic : ريز( نوشته ) خرد

micrography : خردنگاري , ريزنگاري

microgroove : سه شاخه قابل تعويض ميان صفحات گرامافون

microhm : الکترونيک : ميکروهم

microjustification : کامپيوتر : ريزتراز نمودن

microlithic : ريز دانه

micrologic : کامپيوتر : ريزمنطق

micrology : مو شکافى

micrometeorite : سنگ اسمانى خيلى ريز

micrometer : ريزسنج

micrometry : ريز سنجي

micromicrofarad : الکترونيک : ميکرو ميکرو فاراد

micromicron : يک ميليونيم ميکرون

microminiature chip : کامپيوتر : تراشه ريزمقياس

micromotion : حرکت اجسام خرد

micron : ميکرون

micronesian : اهل جزاير ميکرونزى

micronize : بصورت ذرات ريز وپودر مانند در اوردن

micronlitre : علوم هوايى : يک ليتر گاز درفشار يک ميليونيم اينچ جيوه

micronucleus : خرده هسته

microorganism : ريزجاندار

microparasite : ريز انگل

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

قلاویزكاری و برخی عوامل موثر بر آن
پاورپوینت بررسی خرپاهای فضایی
رساله ایستگاه راه آهن قطار (همراه با 3dmax و اتوکد)
پلان اتوکد ایستگاه راه آهن
چگونه می توان رفتارهای نادرست وناشایست دانش آموزان پایه اول ابتدایی را اصلاح کرد
چگونه می توان نظم و انضباط را در ساعت تدریس حرفه و فن سال سوم راهنمایی در کلاس برقرارکرد
راهای ایجاد افزایش نشاط دانش آموزان مدرسه راهنمایی درهنگام ساعات استراحت کلاسی
راههای برطرف کردن رفتار ناپسند در دانش آموزان
علاقه مند کردن دانش آموزان با فعالیت های تکمیلی به رسم هندسی
راههای جلوگیری از افت درسی دانش آموزان دوم دبیرستان در درس عربی
نحوی نهادینه کردن خصلت نیکوی احترام به شخصیت همدیگر وروابط مرسوم اجتماعی دردانش آموزان پنجم
نحوی تقویت کردن سلامت روحی وراونی دانش آموزان با آموزش مهارت ها وروشهای زندگی
علل بی نظمی و بی انضباطی دانش آموزان و تلاش برای حل و رفع این مشکل
نحوه ی ترغیب کردن دانش آموزان کلاس چهارم ابتدایی به رعایت انظباط در کلاس
راههای علاقه مند کردن دانش آموزان پایه اول به درس قران وفعالیتهای مربوط به ان
نحوه ی شیرین وجذاب کردن درس ریاضی پایه دوم ابتدایی برای دانش آموزان
نحوه جذاب کردن آشنایی باخودرو کتاب حرفه وفن سال سوم راهنمایی با وسایل کمک آموزشی
نحوه ی لذت بخش کردن تاریخ برای خود ودانش آموزان
نحوه توانستن افزایش سطح یادگیری دانش آموزان با طرح سوالات جذاب وکاربردی