لغات مشابه
mezzanine : نيم اشکوب

mezzanine space : علوم نظامى : فضاى مخصوص گردش هوا در بالاى سقف انبار

mezzo : ميانه ،وسط

mezzo relief : نيم برجسته

mezzo rillievo : نيم برامدگى ،نيم برجسته

mezzo soprano : (مو ).ميان صدا،کسى که صدايش ميان soprano و contraltoباشد

mezzotint : )mezzotinto(قلم زنى بطور سايه روشن ،نقاشى سايه روشن کردن

mezzotinto : )mezzotint(قلم زنى بطور سايه روشن ،نقاشى سايه روشن کردن

mfd : الکترونيک : ميکروفاراد

mfm : کامپيوتر : ثبت تلفيق بسامد اصلاحى

mh : الکترونيک : ميلى هنرى

mho : الکترونيک : مهو

mi : (مو ).مى ،سومين نوت گام دياتونيک موسيقى

miaasl : کتاب نماز ساليانه ،کتاب نماز،کاتوليک ها،زاد المعاد

Miami : ميامي

miaou : meaow(،miaow، )meowميوميو کردن ،صداى گربه ،ميوميو

miaow : meaow(،miaou، )meowميوميو کردن ،صداى گربه ،ميوميو

miasma : بخار بد بو،دم يادمه بد بو،بخار يادمه مسموم کننده

miasmal : داراى دمه بد بو

miasmatic(al) : داراى دمه بد بو،پيداشده از دمه بد بو

miaul : ميو ميو کردن

mibeable : )minable(قابل استخراج( در مورد مواد معدنى)،استخراج شدنى

mica : طلق , ميکا

mica condenser : الکترونيک : خازن ميکايى

mica paper : علوم مهندسى : کاغذ ميکا

mica plate : علوم مهندسى : ورق ميکا

mica schist : معمارى : ميکا شيست

mica spark plug : الکترونيک : شمع موتور ميکايى

mica strip : علوم مهندسى : باريکه ميکا

mica substrate : علوم مهندسى : ماده اصلى ميکا

mica tape : علوم مهندسى : نوار ميکا

mica undercutter : الکترونيک : ميکا بر

mica washer : علوم مهندسى : واشر ميکا

micaceous : علوم مهندسى : ميکادار

micaceous sandstone : معمارى : ماسه سنگ ميکادار

micah : ميخا، (نام يکى از پيغمبران بنى اسرائيل)

micanite : الکترونيک : ميکانيت

mice : (صورت جمع کلمه)mouse موشها

micellar : شيمى : ميسلى

micelle : شيمى : ميسل

Michael : مايکل , فرشته اعظم

michael addition reaction : شيمى : واکنش افزايشى مايکل

Michael Koln hoffer : مايکل کلن هوفر

michaelmas : عيد فرشته ميکائيل( روز 29 سپتامبر)

Michelin : ميشلين

Michelin Brendle : ميشلين بريندل

Michigan : ميشيگان

mickle : زياد،بسيار

micr : کامپيوتر : Magnetic Ink Character Recognitionبازشناسى کاراکتر با جوهر مغناطيسى

micrielectronic circuit : علوم مهندسى : مدار ميکروالکترونيکى

micro : ميليونيم , ميکرو

micro channel bus : کامپيوتر : گذر ريز کانال

micro computer kit : کامپيوتر : computer kit

micro controller : کامپيوتر : ريز کنترل کننده

micro dynamic model : بازرگانى : الگوى خرد پويا

micro instruction : کامپيوتر : ريز دستورالعمل

micro manager : کامپيوتر : مدير ريزکامپيوترها

micro model : بازرگانى : الگوى خرد

micro or ganism : ميکرب ،باکترى

micro prolog : کامپيوتر : PROLOبطوريکه قابل دسترس چندين سيستم ريزکامپيوتر باشد

micro to main frame : کامپيوتر : پيوند ريزکامپيوتر و کامپيوتر بزرگ

micro to mainframe link : کامپيوتر : اتصال ريزکامپيوتر به کامپيوتر اصلى

micro pressure gage : علوم مهندسى : فشارسنج دقيق

microammeter : علوم مهندسى : ميکروامپرمتر

microamper : الکترونيک : ميکروامپر

microampere : علوم مهندسى : ميکروامپر

microanalysis : شيمى : ميکرواناليز

microb : زيست شناسى : ميکروب

microbarograph : هوا سنجى که تغييرات کوچک وسريع هوا را ضبط کند

microbattery : علوم مهندسى : باطرى کوچک

microbe : زياچه , ميکرب

microbe killing : ميکروب کش

microbial : ميکروبى

microbicide : ميکروب کش

microbiological : مربوط به ميکروب شناسى

microbiologist : ميکرب شناس

microbiology : ميکرب شناسى

microcanonical : شيمى : بندادى کوچک

microcephalia : کوچک سرى ،سر کوچکى ،جمجمه کوچک

microchart : کامپيوتر : ريزنمودار

microchip : کامپيوتر : ريزتراشه

microclimate : زيست شناسى : خرد اقليم

microcoding : کامپيوتر : ريزبرنامه نويسى

microcoding device : کامپيوتر : دستگاه ريزبرنامه نويسى

microcompouter application : کامپيوتر : کابردهاى ريزکامپيوتر

microcomputer components : کامپيوتر : مولفه هاى ريزکامپيوتر

microcomputer development system : کامپيوتر : سيستم توسعه ريزکامپيوتر

microcomputer ship : کامپيوتر : تراشه ريزکامپيوتر

microcomputer system : کامپيوتر : سيستم ريزکامپيوترى

microcopy : رونوشت خيلى کوچکتر از اصل

microcosm : عالم صغير

microcrystal : شيمى : ريز بلور

microdisk : کامپيوتر : ديسک ريز

microdont : خرد دندان

microeconomics : بازرگانى : اقتصاد خرد

microelectronic : علوم مهندسى : ميکروالکترونيکى

microfiche : ميکرو فيش

microfilm : ميکرو فيلم

microfloppy disk : کامپيوتر : ميکرو ديسک لغزان

microfloppy disk drive : کامپيوتر : وسيله ذخيره اطلاعات با استفاده از ميکروديسکهاى لغزان

microgram : يک ميليونيم گرم

microgranite : ريز خارا

micrograph : ريزنگار

micrographic : ريز( نوشته ) خرد

micrography : خردنگاري , ريزنگاري

microgroove : سه شاخه قابل تعويض ميان صفحات گرامافون

microhm : الکترونيک : ميکروهم

microjustification : کامپيوتر : ريزتراز نمودن

microlithic : ريز دانه

micrologic : کامپيوتر : ريزمنطق

micrology : مو شکافى

micrometeorite : سنگ اسمانى خيلى ريز

micrometer : ريزسنج

micrometry : ريز سنجي

micromicrofarad : الکترونيک : ميکرو ميکرو فاراد

micromicron : يک ميليونيم ميکرون

microminiature chip : کامپيوتر : تراشه ريزمقياس

micromotion : حرکت اجسام خرد

micron : ميکرون

micronesian : اهل جزاير ميکرونزى

micronize : بصورت ذرات ريز وپودر مانند در اوردن

micronlitre : علوم هوايى : يک ليتر گاز درفشار يک ميليونيم اينچ جيوه

micronucleus : خرده هسته

microorganism : ريزجاندار

microparasite : ريز انگل

microphage : )microphagus(سلول ميکروب خوار کوچک ،خرد خوار

microphagous : ريزه خوار

microphagus : سلول ميکروب خوار کوچک ،خرد خوار

microphagy : ريزه خواري , ريز خواري

microphone : ميکروفن

microphone amplifier : علوم مهندسى : تقويت کننده ميکروفن

microphone battery : علوم مهندسى : باطرى ميکروفن

microphone capsule : علوم مهندسى : کپسول دهنى

microphone circuit : علوم مهندسى : مدار ميکروفن

microphone connection : علوم مهندسى : اتصال ميکروفن

microphone current : علوم مهندسى : جريان ميکروفن

microphone diagram : علوم مهندسى : ممبران يا دياگرام ميکروفن

microphone pre amplifier : الکترونيک : پيش فزون ساز ميکروفون

microphone stand : الکترونيک : پايه ميکروفون

microphone transformer : الکترونيک : مبدل ميکروفون

microphonic effect : الکترونيک : اثر ميکروفونى

microphonics : انعکاس صداى کار کردن ماشين الات در ميکروفن

microphotograph : ريز عکس ،عکس ذره بينى از اجسام خيلى ريز

microphotography : عکس بردارى از چيزهاى خرد

microphotometer : شيمى : ريز نورسنج

microphyte : گياه خرد،باکترى

microprint : کپيه ورونوشت باندازه کوچک تر از اصل

micropro : کامپيوتر : يک شرکت نرم افزارى کاليفرنيايى که براى ريزکامپيوترها برنامه تهيه مى کند

microprocessing unit : کامپيوتر : واحد ريزپردازنده

microprograming : ريز برنامه نويسى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پاورپوینت فولادهای ابزار
پاورپوینت انواع سیستم های تهویه مطبوع
پاورپوینت قانون تجارت
کارت ویزیت لایه باز psd
پاورپوینت کتاب فراگرد تنظیم تا کنترل بودجه
پاورپوینت ارتباط شبکه های عصبی با DSS
پاورپوینت سبک معماری فولدینگ
پاورپوینت مدرسه دارالفنون و بررسی اجمالی معماری آن
پاورپوینت تجزیه و تحلیل پارک سیتروئن
دانلود تحقیق اسپكتروفتومتری
Linux boot loaders-GRUB-LILO بوت لودر لینوکس
دانلود تحقیق آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی برای کودکان
جزوه برنامه ریزی و کنترل پروژه کاربردی در پروژه های مهندسی
پاورپوینت کشاورزی با عنوان آفات مهم گیاهی
تحقیق کشاورزی با عنوان آفات پسته
تحقیق کشاورزی با عنوان آفات و بیماریهای سبزی و صیفی
پاورپوینت کشاورزی با عنوان آفت سرخرطومی برگ یونجه
پاورپوینت کشاورزی و گیاهشناسی با عنوان افسنطین
جزوه تجزیه و تحلیل تصمیم گیری