لغات مشابه
mica paper : علوم مهندسى : کاغذ ميکا

mica plate : علوم مهندسى : ورق ميکا

mica schist : معمارى : ميکا شيست

mica spark plug : الکترونيک : شمع موتور ميکايى

mica strip : علوم مهندسى : باريکه ميکا

mica substrate : علوم مهندسى : ماده اصلى ميکا

mica tape : علوم مهندسى : نوار ميکا

mica undercutter : الکترونيک : ميکا بر

mica washer : علوم مهندسى : واشر ميکا

micaceous : علوم مهندسى : ميکادار

micaceous sandstone : معمارى : ماسه سنگ ميکادار

micah : ميخا، (نام يکى از پيغمبران بنى اسرائيل)

micanite : الکترونيک : ميکانيت

mice : (صورت جمع کلمه)mouse موشها

micellar : شيمى : ميسلى

micelle : شيمى : ميسل

Michael : مايکل , فرشته اعظم

michael addition reaction : شيمى : واکنش افزايشى مايکل

Michael Koln hoffer : مايکل کلن هوفر

michaelmas : عيد فرشته ميکائيل( روز 29 سپتامبر)

Michelin : ميشلين

Michelin Brendle : ميشلين بريندل

Michigan : ميشيگان

mickle : زياد،بسيار

micr : کامپيوتر : Magnetic Ink Character Recognitionبازشناسى کاراکتر با جوهر مغناطيسى

micrielectronic circuit : علوم مهندسى : مدار ميکروالکترونيکى

micro : ميليونيم , ميکرو

micro channel bus : کامپيوتر : گذر ريز کانال

micro computer kit : کامپيوتر : computer kit

micro controller : کامپيوتر : ريز کنترل کننده

micro dynamic model : بازرگانى : الگوى خرد پويا

micro instruction : کامپيوتر : ريز دستورالعمل

micro manager : کامپيوتر : مدير ريزکامپيوترها

micro model : بازرگانى : الگوى خرد

micro or ganism : ميکرب ،باکترى

micro prolog : کامپيوتر : PROLOبطوريکه قابل دسترس چندين سيستم ريزکامپيوتر باشد

micro to main frame : کامپيوتر : پيوند ريزکامپيوتر و کامپيوتر بزرگ

micro to mainframe link : کامپيوتر : اتصال ريزکامپيوتر به کامپيوتر اصلى

micro pressure gage : علوم مهندسى : فشارسنج دقيق

microammeter : علوم مهندسى : ميکروامپرمتر

microamper : الکترونيک : ميکروامپر

microampere : علوم مهندسى : ميکروامپر

microanalysis : شيمى : ميکرواناليز

microb : زيست شناسى : ميکروب

microbarograph : هوا سنجى که تغييرات کوچک وسريع هوا را ضبط کند

microbattery : علوم مهندسى : باطرى کوچک

microbe : زياچه , ميکرب

microbe killing : ميکروب کش

microbial : ميکروبى

microbicide : ميکروب کش

microbiological : مربوط به ميکروب شناسى

microbiologist : ميکرب شناس

microbiology : ميکرب شناسى

microcanonical : شيمى : بندادى کوچک

microcephalia : کوچک سرى ،سر کوچکى ،جمجمه کوچک

microchart : کامپيوتر : ريزنمودار

microchip : کامپيوتر : ريزتراشه

microclimate : زيست شناسى : خرد اقليم

microcoding : کامپيوتر : ريزبرنامه نويسى

microcoding device : کامپيوتر : دستگاه ريزبرنامه نويسى

microcompouter application : کامپيوتر : کابردهاى ريزکامپيوتر

microcomputer components : کامپيوتر : مولفه هاى ريزکامپيوتر

microcomputer development system : کامپيوتر : سيستم توسعه ريزکامپيوتر

microcomputer ship : کامپيوتر : تراشه ريزکامپيوتر

microcomputer system : کامپيوتر : سيستم ريزکامپيوترى

microcopy : رونوشت خيلى کوچکتر از اصل

microcosm : عالم صغير

microcrystal : شيمى : ريز بلور

microdisk : کامپيوتر : ديسک ريز

microdont : خرد دندان

microeconomics : بازرگانى : اقتصاد خرد

microelectronic : علوم مهندسى : ميکروالکترونيکى

microfiche : ميکرو فيش

microfilm : ميکرو فيلم

microfloppy disk : کامپيوتر : ميکرو ديسک لغزان

microfloppy disk drive : کامپيوتر : وسيله ذخيره اطلاعات با استفاده از ميکروديسکهاى لغزان

microgram : يک ميليونيم گرم

microgranite : ريز خارا

micrograph : ريزنگار

micrographic : ريز( نوشته ) خرد

micrography : خردنگاري , ريزنگاري

microgroove : سه شاخه قابل تعويض ميان صفحات گرامافون

microhm : الکترونيک : ميکروهم

microjustification : کامپيوتر : ريزتراز نمودن

microlithic : ريز دانه

micrologic : کامپيوتر : ريزمنطق

micrology : مو شکافى

micrometeorite : سنگ اسمانى خيلى ريز

micrometer : ريزسنج

micrometry : ريز سنجي

micromicrofarad : الکترونيک : ميکرو ميکرو فاراد

micromicron : يک ميليونيم ميکرون

microminiature chip : کامپيوتر : تراشه ريزمقياس

micromotion : حرکت اجسام خرد

micron : ميکرون

micronesian : اهل جزاير ميکرونزى

micronize : بصورت ذرات ريز وپودر مانند در اوردن

micronlitre : علوم هوايى : يک ليتر گاز درفشار يک ميليونيم اينچ جيوه

micronucleus : خرده هسته

microorganism : ريزجاندار

microparasite : ريز انگل

microphage : )microphagus(سلول ميکروب خوار کوچک ،خرد خوار

microphagous : ريزه خوار

microphagus : سلول ميکروب خوار کوچک ،خرد خوار

microphagy : ريزه خواري , ريز خواري

microphone : ميکروفن

microphone amplifier : علوم مهندسى : تقويت کننده ميکروفن

microphone battery : علوم مهندسى : باطرى ميکروفن

microphone capsule : علوم مهندسى : کپسول دهنى

microphone circuit : علوم مهندسى : مدار ميکروفن

microphone connection : علوم مهندسى : اتصال ميکروفن

microphone current : علوم مهندسى : جريان ميکروفن

microphone diagram : علوم مهندسى : ممبران يا دياگرام ميکروفن

microphone pre amplifier : الکترونيک : پيش فزون ساز ميکروفون

microphone stand : الکترونيک : پايه ميکروفون

microphone transformer : الکترونيک : مبدل ميکروفون

microphonic effect : الکترونيک : اثر ميکروفونى

microphonics : انعکاس صداى کار کردن ماشين الات در ميکروفن

microphotograph : ريز عکس ،عکس ذره بينى از اجسام خيلى ريز

microphotography : عکس بردارى از چيزهاى خرد

microphotometer : شيمى : ريز نورسنج

microphyte : گياه خرد،باکترى

microprint : کپيه ورونوشت باندازه کوچک تر از اصل

micropro : کامپيوتر : يک شرکت نرم افزارى کاليفرنيايى که براى ريزکامپيوترها برنامه تهيه مى کند

microprocessing unit : کامپيوتر : واحد ريزپردازنده

microprograming : ريز برنامه نويسى

microprogrammable computer : کامپيوتر : کامپيوتر ريزبرنامه پذير

microprogrammed : کامپيوتر : ريزبرنامه شده

micropsia : روانشناسى : خردبينى

micropterous : خردبال

microptic hallucination : روانشناسى : توهم خردبينى

micropyle : روزنه ياسوراخ بسيار ريز وخرد،سفت

microscope : ريزبين , ميکروسکپ

microscopic reversibility : شيمى : برگشت پذيرى ميکروسکوپى

microscopical : وابسته به ريزبين

microscopically : با ريز بين

microscopii : نجوم : ميکروسکوپ

microscopist : کسيکه ميتواند با ريز بين ازمايش هايى بکند،ريز بين نگر

microscopy : ريز بيني

microsecond : ميکرو ثانيه

microseism : زلزله خفيف

microseismograph : علوم نظامى : زلزله سنج ميکرومترى يا جزيى

microsoft basic : کامپيوتر : مدل مشهورى از زبان برنامه نويسى BASIC که روى ريزکامپيوترها بکار برده مى شود

microsoft corporation : کامپيوتر : شرکت مايکروسافت

microsoft excel : کامپيوتر : برنامه مايکروسافت اکسل

microsoft windows : کامپيوتر : مايکروسافت ويندوز

microsoft word : کامپيوتر : يک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت microsoft به وجود امده است مايکروسافت ورد

microsoft works : کامپيوتر : مايکروسافت ورکس

microsomatic : روانشناسى : خردتن

microsome : شيمى : ميکروزوم

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

اینفوگرافیک چشم شما نشان می دهد چه مریضی ای دارید
اینفوگرافیک تفاوت بین نیمکره ها
اینفوگرافیک خواب کافی روزانه
اینفوگرافیک 6 میوه ای که ابرسان قوی برای پوست هستند
اینفوگرافیک بیش از 10 ثانیه روی یک پا بایستید
پروتکل خلاصه جلسات آموزشی روان درمانی حمایتی
دانلود مقیاس ریاضی برای کودکان MASC
پکیج (پروتکل) آموزشی درمانی تاب آوری
دانلود پروتکل آموزش مهارت رفتار جرات مندانه
پکیج درمانی کاهش استرس بر پایه ذهن آگاهی
دانلود پروتکل روانشناسی آموزش مثبت نگری
پروتکل آموزش مهارتهای تحمل پریشانی مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک
دانلود پروتکل آموزش مادران کودکان دارای اختلال نارسایی توجه بیش فعالی
دانلود پروتکل آموزش شناخت درمانی در کاهش نگرش های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مصرف مواد
دانلود پروتکل روانشناسی آموزش راهبرد تصمیم گیری
"پاورپوینت درس 4 هیدرولیك Wellbore، محاسبات افت فشار"
پاورپوینت كاهش آسیب
پاورپوینت جوانان
پاورپوینت اوراق بهادار