لغات مشابه
mice : (صورت جمع کلمه)mouse موشها

micellar : شيمى : ميسلى

micelle : شيمى : ميسل

Michael : مايکل , فرشته اعظم

michael addition reaction : شيمى : واکنش افزايشى مايکل

Michael Koln hoffer : مايکل کلن هوفر

michaelmas : عيد فرشته ميکائيل( روز 29 سپتامبر)

Michelin : ميشلين

Michelin Brendle : ميشلين بريندل

Michigan : ميشيگان

mickle : زياد،بسيار

micr : کامپيوتر : Magnetic Ink Character Recognitionبازشناسى کاراکتر با جوهر مغناطيسى

micrielectronic circuit : علوم مهندسى : مدار ميکروالکترونيکى

micro : ميليونيم , ميکرو

micro channel bus : کامپيوتر : گذر ريز کانال

micro computer kit : کامپيوتر : computer kit

micro controller : کامپيوتر : ريز کنترل کننده

micro dynamic model : بازرگانى : الگوى خرد پويا

micro instruction : کامپيوتر : ريز دستورالعمل

micro manager : کامپيوتر : مدير ريزکامپيوترها

micro model : بازرگانى : الگوى خرد

micro or ganism : ميکرب ،باکترى

micro prolog : کامپيوتر : PROLOبطوريکه قابل دسترس چندين سيستم ريزکامپيوتر باشد

micro to main frame : کامپيوتر : پيوند ريزکامپيوتر و کامپيوتر بزرگ

micro to mainframe link : کامپيوتر : اتصال ريزکامپيوتر به کامپيوتر اصلى

micro pressure gage : علوم مهندسى : فشارسنج دقيق

microammeter : علوم مهندسى : ميکروامپرمتر

microamper : الکترونيک : ميکروامپر

microampere : علوم مهندسى : ميکروامپر

microanalysis : شيمى : ميکرواناليز

microb : زيست شناسى : ميکروب

microbarograph : هوا سنجى که تغييرات کوچک وسريع هوا را ضبط کند

microbattery : علوم مهندسى : باطرى کوچک

microbe : زياچه , ميکرب

microbe killing : ميکروب کش

microbial : ميکروبى

microbicide : ميکروب کش

microbiological : مربوط به ميکروب شناسى

microbiologist : ميکرب شناس

microbiology : ميکرب شناسى

microcanonical : شيمى : بندادى کوچک

microcephalia : کوچک سرى ،سر کوچکى ،جمجمه کوچک

microchart : کامپيوتر : ريزنمودار

microchip : کامپيوتر : ريزتراشه

microclimate : زيست شناسى : خرد اقليم

microcoding : کامپيوتر : ريزبرنامه نويسى

microcoding device : کامپيوتر : دستگاه ريزبرنامه نويسى

microcompouter application : کامپيوتر : کابردهاى ريزکامپيوتر

microcomputer components : کامپيوتر : مولفه هاى ريزکامپيوتر

microcomputer development system : کامپيوتر : سيستم توسعه ريزکامپيوتر

microcomputer ship : کامپيوتر : تراشه ريزکامپيوتر

microcomputer system : کامپيوتر : سيستم ريزکامپيوترى

microcopy : رونوشت خيلى کوچکتر از اصل

microcosm : عالم صغير

microcrystal : شيمى : ريز بلور

microdisk : کامپيوتر : ديسک ريز

microdont : خرد دندان

microeconomics : بازرگانى : اقتصاد خرد

microelectronic : علوم مهندسى : ميکروالکترونيکى

microfiche : ميکرو فيش

microfilm : ميکرو فيلم

microfloppy disk : کامپيوتر : ميکرو ديسک لغزان

microfloppy disk drive : کامپيوتر : وسيله ذخيره اطلاعات با استفاده از ميکروديسکهاى لغزان

microgram : يک ميليونيم گرم

microgranite : ريز خارا

micrograph : ريزنگار

micrographic : ريز( نوشته ) خرد

micrography : خردنگاري , ريزنگاري

microgroove : سه شاخه قابل تعويض ميان صفحات گرامافون

microhm : الکترونيک : ميکروهم

microjustification : کامپيوتر : ريزتراز نمودن

microlithic : ريز دانه

micrologic : کامپيوتر : ريزمنطق

micrology : مو شکافى

micrometeorite : سنگ اسمانى خيلى ريز

micrometer : ريزسنج

micrometry : ريز سنجي

micromicrofarad : الکترونيک : ميکرو ميکرو فاراد

micromicron : يک ميليونيم ميکرون

microminiature chip : کامپيوتر : تراشه ريزمقياس

micromotion : حرکت اجسام خرد

micron : ميکرون

micronesian : اهل جزاير ميکرونزى

micronize : بصورت ذرات ريز وپودر مانند در اوردن

micronlitre : علوم هوايى : يک ليتر گاز درفشار يک ميليونيم اينچ جيوه

micronucleus : خرده هسته

microorganism : ريزجاندار

microparasite : ريز انگل

microphage : )microphagus(سلول ميکروب خوار کوچک ،خرد خوار

microphagous : ريزه خوار

microphagus : سلول ميکروب خوار کوچک ،خرد خوار

microphagy : ريزه خواري , ريز خواري

microphone : ميکروفن

microphone amplifier : علوم مهندسى : تقويت کننده ميکروفن

microphone battery : علوم مهندسى : باطرى ميکروفن

microphone capsule : علوم مهندسى : کپسول دهنى

microphone circuit : علوم مهندسى : مدار ميکروفن

microphone connection : علوم مهندسى : اتصال ميکروفن

microphone current : علوم مهندسى : جريان ميکروفن

microphone diagram : علوم مهندسى : ممبران يا دياگرام ميکروفن

microphone pre amplifier : الکترونيک : پيش فزون ساز ميکروفون

microphone stand : الکترونيک : پايه ميکروفون

microphone transformer : الکترونيک : مبدل ميکروفون

microphonic effect : الکترونيک : اثر ميکروفونى

microphonics : انعکاس صداى کار کردن ماشين الات در ميکروفن

microphotograph : ريز عکس ،عکس ذره بينى از اجسام خيلى ريز

microphotography : عکس بردارى از چيزهاى خرد

microphotometer : شيمى : ريز نورسنج

microphyte : گياه خرد،باکترى

microprint : کپيه ورونوشت باندازه کوچک تر از اصل

micropro : کامپيوتر : يک شرکت نرم افزارى کاليفرنيايى که براى ريزکامپيوترها برنامه تهيه مى کند

microprocessing unit : کامپيوتر : واحد ريزپردازنده

microprograming : ريز برنامه نويسى

microprogrammable computer : کامپيوتر : کامپيوتر ريزبرنامه پذير

microprogrammed : کامپيوتر : ريزبرنامه شده

micropsia : روانشناسى : خردبينى

micropterous : خردبال

microptic hallucination : روانشناسى : توهم خردبينى

micropyle : روزنه ياسوراخ بسيار ريز وخرد،سفت

microscope : ريزبين , ميکروسکپ

microscopic reversibility : شيمى : برگشت پذيرى ميکروسکوپى

microscopical : وابسته به ريزبين

microscopically : با ريز بين

microscopii : نجوم : ميکروسکوپ

microscopist : کسيکه ميتواند با ريز بين ازمايش هايى بکند،ريز بين نگر

microscopy : ريز بيني

microsecond : ميکرو ثانيه

microseism : زلزله خفيف

microseismograph : علوم نظامى : زلزله سنج ميکرومترى يا جزيى

microsoft basic : کامپيوتر : مدل مشهورى از زبان برنامه نويسى BASIC که روى ريزکامپيوترها بکار برده مى شود

microsoft corporation : کامپيوتر : شرکت مايکروسافت

microsoft excel : کامپيوتر : برنامه مايکروسافت اکسل

microsoft windows : کامپيوتر : مايکروسافت ويندوز

microsoft word : کامپيوتر : يک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت microsoft به وجود امده است مايکروسافت ورد

microsoft works : کامپيوتر : مايکروسافت ورکس

microsomatic : روانشناسى : خردتن

microsome : شيمى : ميکروزوم

microspacing : کامپيوتر : خصوصيت بعضى چاپگرها که به انها امکان مى دهد تا در فاصله هاى بسيار کوچکى حرکت کنند

microsplanchnic : روانشناسى : خردتنه

microspore : خردهاگ

microstomous : کوچک دهان

microtome : روانشناسى : ريزبر

microtomy : بريدن چيزهاى ريز

microvolt : الکترونيک : ميکروولت

microwave : ميکرو ويو

microwave hop : کامپيوتر : يک کانال راديويى ريزموج ميان انتن بشقابى که متوجه يکديگر هستند

microwave oven : اجاق ميکروويو

microwave radiation : نجوم : اشعه ميکروموجى

microwave transmission lines : کامپيوتر : خطوط انتقال ريزموج

microwaves : الکترونيک : کهموجها

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پاورپوینت مقدمات زبان‌شناسی
پاورپوینت منطق الطیر عطار
پاورپوینت گراف
پاورپوینت نمرات درس های کلاس های دوم ریاضی فیزیک و دوم تجربی دبیرستان عطار
پاورپوینت وضعیت تحصیلی بعضی از دانش آموزان رشته ادبیات و علوم انسانی
پاورپوینت آمار ثبت احوال
پاورپوبنت انواع ارزشیابی
پاورپوینت ارزشیابی تکوینی
پاورپوینت اصول برنامه ریزی آموزشی
پاورپوینت اصول و مبانی آموزش و پرورش
پاورپوینت اندازه گیری وسنجش در علوم تربیتی 318 اسلاید
پاورپوینت اهداف اساسی طرح ارزشیابی توصیفی
پاورپوینت آموزش و پرورش و توسعه به همراه فایل Word
پاورپوینت آموزش و پرورش تطبیقی
پاورپوینت روشهای ارزشیابی آموزشی 241 اسلاید
پاورپوینت شیوه های مطالعه
پاورپوینت فن آوری ارتباطات و اطلاعات و تحولات آموزشی
پاورپوینت مدیریت آموزش و پرورش كاشان
پاورپوینت مقدمات تكنولوژی آموزشی