معنی monarchize

monarchize
پادشاهى کردن ،سلطنت کردن ،تبديل به سلطنت( مستقل ) کردن
کلمات مشابه

monarchy : سلطنت , شهرياري , سلطنت مطلقه

monarchy absolute : قانون ـ فقه : حکومت سلطنتى مطلقه و استبدادى

monarchy constitutional : قانون ـ فقه : حکومت مشروطه سلطنتى

Monash : موناش

monasteries : صوامع

monastery : صومعه , رهبانگاه , خانقاه , راهب خانه

monastic : رهباني

monastically : بشيوه راهبان ،راهيانه ،با رهبانيت

monasticism : رهبانيت

monatomic : يک ذره اى ،داراى يک جوهر فرد

monaural : يک صوتي

monaural hearing : روانشناسى : شنوايى يک گوشى

monaxial : يک اسه ،يک محورى

mond process : شيمى : فرايند موند

Monday : دوشنبه , روز دوشنبه

Monday night : دوشنبه شب

mondayish : بيحال در روز دوشنبه ،بواسطه بيکارى يکشنبه ،خسته از کار

monecioius : ( )monoecious(زيست شناسى )نر وماده ،يک پايه ،خنثى

monel : علوم هوايى : الياژى از نيکل و کبالت که در برابر خوردگى مقاوم است

monel metal : الکترونيک : مونل متال

معنی monarchize به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی