لغات مشابه
money in circulation : بازرگانى : پول در گردش

money laundering : پول شويي

money loving : ثروت پرستي

money maker : پول گرد کردن

money making : پول گرد کن ،پول بهم زدن ،پول جمع کنى ،پول بهم زنى

money matters : امور پولى

money multiplier : بازرگانى : ضريب بهم فزاينده پول

money of account : پول محاسباتى

money on d. : پول سپرده ،وجه امانعى

money order : حواله , برات

money player : ورزش : ارائه کننده بهترين بازى در موقعيتهاى دشوار

money pot : غلک ،دخل

money rate of interest : بازرگانى : نرخ بهره پولى

money refund offer : بازرگانى : فروش قابل پس دادن

money spinner : کارتنه کوچک که انرا نشانه خوشبختى و وسيله پيدا شدن پول ميدانند

money supply : بازرگانى : عرضه پول

money till : دخل پول

money wage : بازرگانى : مزد پولى

money worshipper : سيم پرست

money worth : برابر پول ،بهاى پول ،پول بها،چيزى که بپول بيزرد

money lender : پول وام ده

money off offer : بازرگانى : فروش با تخفيف

moneyary : پولى

moneybags : کيف پول ،ثروت

moneyed : پول دار،پولى

moneyed interest : (گروه ) پول داران

moneyless : بى پول

mongamist : طرفدار داشتن يک همسر،يک زنه يا يک شوهره

monger : فروشنده ،دلال ،تاجر،بازرگان ،فروختن

mongoi : مغول ،اهل مغولستان

Mongol : مغول

Mongolia : مغولستان

Mongolian : مغولي

mongoloid : وابسته بمرض بلاهت مغولى

mongoose : (ج.ش ).نمس هندى ،ميمون پوزه دراز

mongoose or mun : نمس هندى ،که مارهاى زهردارمى کشد و بخودش اسيبى نميرسد

mongram : طغرا

mongrel : دورگه ،دو تخمه ،پست نژاد

mongst : ميان ،درزمره ،از جمله

monial : تنگ سفيد

monies : پول ها،مسکوکات ،وجوهات

moniliform : مثل دانه هاى تسبيح ،دانه دانه ،داراى فواصل دانه وار

Monir : منير

Monireh : منيره

monist : روانشناسى : وحدت گرا

monition : اخطار،اندرز،اگاهى

monitive : اخطارى ،اندرز اميز

monitor : تحت نظر گرفتن , مبصر , تحتنظر گرفتن

monitor program : برنامه مبصر

monitor roof : معمارى : بام فانوسى

monitor routine : روال مبصر

monitor system : سيستم مبصر

monitor unit : واحد مبصر

monitorial : وابسته به ( وظيفه ) مبصر،اخطار اميز،اندرزاميز

monitoring : گوشياري

monitorship : مبصرى ،ناصحى

monitory : وابسته به اخطار يا اگاهى يا انگيزه

monitress : مبصر،خليفه ،اندرز گر،ناصح ،يادبرگ ،تذکاريه

monk : راهب , صومعه نشين , رهبان

monkery : زندگى راهبى ،ايين رهبانيت

monkey : ميمون , بوزينه

monkey business : کچلک بازى

monkey face : علوم دريايى : - three eyed union plate

monkey hang : ورزش : اويزان شدن ژيمناست با يک دست

monkey jacket : نيمتنه کوتاه و چسبانى که ملوانان مى پوشند

monkey trick : حيله ،شيطنت

monkeyish : بوزينه خو،ميمون صفت

monkeyishness : ميمون صفتى

monkeyshine : حقه ،حيله ،بامبول)prank(

monkhood dress : جامه( ويژه ) راهبان

monkish : راهب اسا،راهب صفت ،در خور رهبان ،ويژه راهبان

monkishness : راهب خويى

monkosh manners : اطوار راهبى

monnolingual : يک زبانى ،فقط به يک زبان

monoacid : )monacid(يک اسيدى

monoatomic : علوم مهندسى : يک اتمى

monoatomic gas : شيمى : گاز تک اتمى

monoatomic molecule : شيمى : مولکول تک اتمى

monoatomic solid : شيمى : جامد تک اتمى

monobasic : يک جزايدروژن عوض شدنى

monocapped octahedron : شيمى : هشت وجهى تک کلاهکى

monocarp : تک بر چه

monocarpic or pous : يک بار ميوه دهنده

monocephalous : تک سر

monoceros : نجوم : تکشاخ

monochord : الت يک سيمه که براى نمايش نسبت ميان صداهاى موسيقى بکار ميرود

monochromaticit : شيمى : تکفامى

monochromatism : روانشناسى : بينايى تک فامى

monochromator : شيمى : تکفامساز

monochrome : الکترونيک : تک فام

monochrome channel : الکترونيک : کانال تکرنگ

monochrome display adapter : کامپيوتر : اداپتور نمايش تک رنگ

monochrome signal : الکترونيک : پيام تکرنگ

monocle : عينک يک چشمى

monoclinal : داراى يک شيب

monocline : معمارى : تکشيب

monoclinic system : شيمى : دستگاه تک شيب

monoclinous : نر و ماده ،دوچشمه

monocotyledon : گياه تک لپه

monocotyledonous : تک لپه

monocracy : حکومت مستقل يا انفرادى

monocular : يک چشمى ،ويژه يک چشم

monocular deprivation : روانشناسى : محروميت يک چشمى

monocular vision : روانشناسى : بينايى يک چشمى

monocule : جانور يک چشم

monoculture : زيست شناسى : تک کاشت

monocycle : يک چرخه

monocyclic alternator : الکترونيک : تناوبگر همدور

monocyclic system : الکترونيک : دستگاه تکدور

monocyte : تک هسته اي

monodactylous : يک انگشتى ،تک انگشت ،يک ناخنه

monodelphia : پستاندران يک زهدانى

monodentate ligand : شيمى : ليگاند تک دندانه

monodic : نوحه اى ،يک اهنگ ،يک نواخت ،هم صدا

monodispersive : شيمى : تک پاشنده

monodist : نوحه سرا

monody : سرود عزا , نوحه

monoecious : ( )monecioius(زيست شناسى )نر وماده ،يک پايه ،خنثى

monofil : )monofilament(تاريا رشته واحد تاب نخورده

monofuel : علوم هوايى : سوختى که بتنهايى و بدون نياز به هوا يا اکسيدکننده ديگر مورد استفاده قرار ميگيرد

monogamist : قانون ـ فقه : مرد يا زنى که در ان واحد بيش يک همسر ندارد

monogamy : يک شوهري , تک گاني , يک زني

monogenesis : داراى يک ريشه يا اصل بودن

monogenic : داراى يک ريشه واصل ،داراى ريشه واصل مشترک ،بوجود امده از يک پدر ومادر

monogenism : عقيده باينکه همه تژادهاى ادمى از يک تخم هستند

monoglot : يک زبان دان

monogram : امضاي هنري

monogrammatic : داراى رمز حروفى ،رمزى

monograph : ويژه نگاشت

monographist : نويسنده شرح مفصل در باره يک موضوع

monogynous : تک گزين

monohalid : شيمى : مونوهاليد

monohull : ورزش : قايق با يک بدنه

monohydric : شيمى : مونوهيدريک

monohydric alcohol : شيمى : مونوهيدريک الکل

monolater : قائل بچند خداو پرستنده يکى

monolatry : پرستش يک خدا از ميان چند خدا

monolith : تکسنگي

monolithic integrated circuit : کامپيوتر : مدار مجتمع يکپارچه

monolog : )monologue(تک سخنگويى ،صحبت يک نفرى

monological : وابسته بشيوه تنهاسخن گويى ،تنها سخن گو،خودگووخودشنو

monologist : تک سخنگو،خود گو،و خودشنو

monologue : )monolog(تک سخنگويى ،صحبت يک نفرى

monology : گفتگو باخود

monomaia : جنون درمورد بخصوصى ،وسواس در چيزى

monomania : ديوانگى در يک موضوع ،ديوانگى ويژه

monomaniac : ديوانه يک موضوع

monomer : تکپار

monomeric unit : شيمى : واحد تکپار

monometalism : قانون ـ فقه : سيستم يک فلزى براى پشتوانه پول

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پزوهش کار آفرینی احداث سالن ورزشی
پزوهش کار آفرینی ایجاد یک واحد پرواربندی گوساله به ظرفیت 300 راس از نزاد آمیخته
پاورپوینت بهداشت روان محیط کار
پژوهش کار آفرینی بررسی طرح تولید دو شاخ و پریز صنعتی
پاورپوینت کاربرد رنگ ها درایمنی
پژوهش پایانی بررسی فنی واقتصادی طرح ایجاد کارخانه تولید پودر آب پنیر و پودر شیر خشک
پژوهش کار آفرینی بررسی و تهیه طرح تولید تلفن رومیزی
پژوهش کار آفرینی پرورش ماهی کپور
پژوهش کار آفرینی تولیـد قطعه پرسی بدنه خودرو
پاورپوینت به این 22 دلیل سیگار نکشید
پژوهش کار آفرینی تولید آجر فشاری
مبانی نظری و پیشینه تحقیق هیپنوتراپی
پژوهش کار آفرینی تولید واشر های فنری
پژوهش کار آفرینی راه اندازی و احداث یك كارگاه ماشین سازی
پژوهش کار آفرینی راه اندازی و تأسیس یك كارگاه تولیدی فرش دست بافت
پژوهش کار آفرینی روغن نباتی گل شاد
پژوهش کار آفرینی زنبور داری و پرورش زنبور عسل
تولید الکتروموتور وژنراتور ومراحل مختلف کار با دستگاه CNC شرکت ماشین های الکتریکی جوین(جمکو)
حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد (درمان با روش EMDR)