لغات مشابه
monochord : الت يک سيمه که براى نمايش نسبت ميان صداهاى موسيقى بکار ميرود

monochromaticit : شيمى : تکفامى

monochromatism : روانشناسى : بينايى تک فامى

monochromator : شيمى : تکفامساز

monochrome : الکترونيک : تک فام

monochrome channel : الکترونيک : کانال تکرنگ

monochrome display adapter : کامپيوتر : اداپتور نمايش تک رنگ

monochrome signal : الکترونيک : پيام تکرنگ

monocle : عينک يک چشمى

monoclinal : داراى يک شيب

monocline : معمارى : تکشيب

monoclinic system : شيمى : دستگاه تک شيب

monoclinous : نر و ماده ،دوچشمه

monocotyledon : گياه تک لپه

monocotyledonous : تک لپه

monocracy : حکومت مستقل يا انفرادى

monocular : يک چشمى ،ويژه يک چشم

monocular deprivation : روانشناسى : محروميت يک چشمى

monocular vision : روانشناسى : بينايى يک چشمى

monocule : جانور يک چشم

monoculture : زيست شناسى : تک کاشت

monocycle : يک چرخه

monocyclic alternator : الکترونيک : تناوبگر همدور

monocyclic system : الکترونيک : دستگاه تکدور

monocyte : تک هسته اي

monodactylous : يک انگشتى ،تک انگشت ،يک ناخنه

monodelphia : پستاندران يک زهدانى

monodentate ligand : شيمى : ليگاند تک دندانه

monodic : نوحه اى ،يک اهنگ ،يک نواخت ،هم صدا

monodispersive : شيمى : تک پاشنده

monodist : نوحه سرا

monody : سرود عزا , نوحه

monoecious : ( )monecioius(زيست شناسى )نر وماده ،يک پايه ،خنثى

monofil : )monofilament(تاريا رشته واحد تاب نخورده

monofuel : علوم هوايى : سوختى که بتنهايى و بدون نياز به هوا يا اکسيدکننده ديگر مورد استفاده قرار ميگيرد

monogamist : قانون ـ فقه : مرد يا زنى که در ان واحد بيش يک همسر ندارد

monogamy : يک شوهري , تک گاني , يک زني

monogenesis : داراى يک ريشه يا اصل بودن

monogenic : داراى يک ريشه واصل ،داراى ريشه واصل مشترک ،بوجود امده از يک پدر ومادر

monogenism : عقيده باينکه همه تژادهاى ادمى از يک تخم هستند

monoglot : يک زبان دان

monogram : امضاي هنري

monogrammatic : داراى رمز حروفى ،رمزى

monograph : ويژه نگاشت

monographist : نويسنده شرح مفصل در باره يک موضوع

monogynous : تک گزين

monohalid : شيمى : مونوهاليد

monohull : ورزش : قايق با يک بدنه

monohydric : شيمى : مونوهيدريک

monohydric alcohol : شيمى : مونوهيدريک الکل

monolater : قائل بچند خداو پرستنده يکى

monolatry : پرستش يک خدا از ميان چند خدا

monolith : تکسنگي

monolithic integrated circuit : کامپيوتر : مدار مجتمع يکپارچه

monolog : )monologue(تک سخنگويى ،صحبت يک نفرى

monological : وابسته بشيوه تنهاسخن گويى ،تنها سخن گو،خودگووخودشنو

monologist : تک سخنگو،خود گو،و خودشنو

monologue : )monolog(تک سخنگويى ،صحبت يک نفرى

monology : گفتگو باخود

monomaia : جنون درمورد بخصوصى ،وسواس در چيزى

monomania : ديوانگى در يک موضوع ،ديوانگى ويژه

monomaniac : ديوانه يک موضوع

monomer : تکپار

monomeric unit : شيمى : واحد تکپار

monometalism : قانون ـ فقه : سيستم يک فلزى براى پشتوانه پول

monometallic : مبنى بر يک فلز،داراى يک فلز

monometallism : يک فلزى ،قرار دادن واحد پول براساس يک فلز

monomethyl hydrozine : علوم هوايى : منو متيل هيدروزين

monomial : يک اصطلاحي , يک زماني

monomolecular : يک ملکولي

monomorphic or phous : داراى يک شکل ثابت در همه مدت رويش

mononuclear : سلول يک هسته اى

monopetalous : تک گلبرگ

monophagy : اکل يک نوع غذا،يک نوع غذا خورى

monophonous : يک صدا،هم صدا

monophony : (مو ).يک صدايى ،داراى يک اهنگ ملودى

monophthalmic : يک چشم

monophthong : صداي بسيط

monophyletic : متحد الاصل

monophyllous : تک برگ

monophysite : کسيکه عقيده دارد باينکه مسيح داراى يک ذات است و بس

monoplance : هواپيمايى يک باله ،هواپيمايى که يک جفت بال دارد

monoplegia : روانشناسى : فلج يک عضوى

monopode : تکپا،جانورتک پا

monopody : شعر يک وندى

monopolist : سياست انحصاري , انحصارگراي

monopolistic : انحصاري

monopolize : امتياز انحصاري گرفتن , انحصار کردن

monopolosm : اصول انحصار

monopoly : کالاي انحصاري , انحصار , امتياز انحصاري

monopoly bank : بازرگانى : بانک انحصارى

monopoly management : بازرگانى : مديريت انحصارى

monopoly output : بازرگانى : توليد انحصارى

monopoly position : بازرگانى : موقعيت انحصارى

monopoly power : بازرگانى : قدرت انحصارى

monopoly price : بازرگانى : قيمت انحصارى

monopoly restriction : بازرگانى : محدوديت انحصارى

monopolylogue : نمايشى که در ان يک تن عهده دارچند بخش است

monopsony : بازرگانى : انحصار خريد

monopsychism : عقيده باينکه هکه جانهايا ارواح يکى است

monopteral : داراى يک رديف ستون ،يکباله

monosaccharide : شيمى : مونوساکاريد

monoscope : الکترونيک : مونوسکپ

monosepalous : داراى يک کاس برگ ،تک کاسه اى

monosomy : روانشناسى : يک کروموزومى

monospace : کامپيوتر : هم عرض

monospermous : يک تخمه

monostable : تک پايا

monostable flip flop : الاکلنگ تک پايا

monostichous : يک رديفى

monostrophic : داراى بندهاى هم وزن

monostyle : يک ستونى ،يک ستونه

monostylous : يک ستونى ،(گ.ش ).داراى يک ساقه تخمدان

monosubstituted compound : شيمى : ترکيب تک استخلافى

monosyllabic : يک هجايى

monosyllable : يک هجا

monotheism : يکتا پرستي , توحيد

monotheist : موحد

monotheistic : وابسته به توحيد

monotheistic belief : (عقيده به ) توحيد

monotint : نگار يک رنگى ،عکس يک رنگى

monotonic : يکنواخت

monotonic relation : روانشناسى : رابطه همسو

monotonous : يک نواخت , يکنواخت

monotonously : بطور يکنواخت

monotonousness : يک نواختى ،بى تنوعى

monotony : بي تنوعي , يکآهنگي , يکنواختي

monotremata : پستانداران تخم کن

monotreme : پستاندار تخم کن

monotropic : تک شک

monotropy : شيمى : تک شکلى

monotype : ماشين حروف ريزى و حروف چينى

monotypic : داراى نوع منحصر بفرد

monovalent : علوم مهندسى : يک ظرفيتى

monovalent crystal : شيمى : بلور تک والانسى

monoxide : منواکسيد

Monplei : مونپليه

monroe diagnostic reading test : روانشناسى : ازمون تشخيص خواندن مونرو

monroe doctrine : نيمکره غربي

monroeism : اصل مانرو

Monsef : منصف

monseigneur : آقاي من , کشيش کاتوليک

monsieur : مسيو

monsoon : موسم بارندگي

monster : عفريت , غول , عظيم الجثه , هيولا

monster(man) : ورزش : مدافع سيار خط

monstrance : ظرف سيمين يا زرينى که هنگام عشا ربانى نان را دران گذاشته نمايش ميدهند

monstrosity : شرارت بسيار

monstrous : غول پيکر،هيولا

monstrous cruelly : بيرحمى فوق العاده

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

"پاورپوینت خفاش و معماری (انسان، طبیعت، معماری)"
پاورپوینت اتصالات عنکبوتی
پاورپوینت توسعه پایدار بخش ساختمان با حفظ منابع انرژی
پاورپوینت سیستم های گرمایشی گرمایش از کف
پاورپوینت مزایای نمای خشک
پاورپوینت معماری عصارخانه
پاورپوینت نقد بنای خانه لندن
"پاورپوینت انسان،طبیعت،معماری(تفاوت مورچه و انسان)"
پاورپوینت شیشه پنجره
پاورپوینت هایتک و اکوتک
پاورپوینت بررسی تنظیم شرایط محیطی-شهرستان بوشهر
پاورپوینت تحلیل بنای مهد کودک
پژوهش نمایشگاه نقاشی
پاورپوینت ابعاد و اندازه های استاندارد در مجتمع های مسکونی
پاورپوینت اصول و قواعد شیت بندی (درک و بیان محیط شهری)
پاورپوینت اقلیم بوشهر
پاورپوینت کنترل ایمنی وامنیت ماشین الات ومصالح و کارگاه
پاورپوینت آشنایی با میدان نقش‌جهان
پاورپوینت ایرادات برقی ساختمان