لغات مشابه
nimbleness : فرزي , چالاکي

nimblenesss : چابکى ،فرزى ،زيرکى

nimbly : به چابکى ،به زيرکى

nimbostratus : علوم هوايى : ابرهاى گسترده ضخيم و تيره اى با ارتفاع کم

nimiety : زيادى ،حشو و زوايد،بى اعتدالى ،اطناب

niminy piminy : فاقد نيرو

Nimrod : نمرود

nimzo indian defence : ورزش : دفاع نميزو هندى در پياده وزير شطرنج

nimzovith variation : ورزش : وارياسيون نيمزوويچ يا ويناور شطرنج

nincompoop : ساده لوح

nine : نه نفر , نه عدد , نه تا , نه , نه چيز

nine ball billiard : ورزش : بيليارد کيسه اى با 9 گوى شماره دار

nine days wonder : چيزى که جند صباحى تازگى داردو پس از ان زود فراموش ميشود

nine hundred : نهصد , نه صد

nine times out ten : بيشتر اوقات ،غالبا

nine track tape : کامپيوتر : نوار نه شياره

nine pins : ورزش : نوعى بولينگ قديمى

ninefold : نه بخشي , نه برابر

ninepin : بازى بولينگ با 9 ميله چوبى

ninepins : يکجور بازى با نه ميله چوبى که انهارابا گوى چوبى مى خوابانند

nines complement : متمم نسبت به9

ninescore : سد و هشتاد

nineteen : نوزدهمين مرتبه , نوزده

nineteenth : نوزدهمين

ninetieth : نودمين درجه يا مرتبه

ninety : نود نفر , نود

ninety first : نودو يکم ،نودو يکمين

Nineveh : نينوا , نيننوا

ninevite : نينوايى ،اهل نينوا

ninny : احمق ،کودن

ninon : پارچه نرم و مواج ابريشمى

ninteenth : يک نوزدهم

ninth : درنهمين درجه , يک نهم

ninthly : نهم انکه ،نهم ،تاشعا

ninty : عدد نود

niobe : زن داغديده اى که دلدارى نپذيرد

nip : دردناک بودن , زخمنيشگون , مانع رشدونموشدن

nip and tuck : پهلو به پهلو،تقريبا برابر

nip up : ورزش : اسکلبکا پس گردن

nipa : نخل هندى

nipper : فندق شکن

nipping : سرد،گزنده ،تند

nippingly : بطور زننده يا طعنه اميز

nipple : نوک پستان , نوک غده , پستانک , ازنوک پستان خوردن

nipplewort : چشيشه البزار

Nippon : نيپون

nipponese : ژاپنى

nippy : طعنه آميز , سوزش دار

nissl granules : روانشناسى : دانه هاى نيسل

nisus : تقلا،اراده ،تمايل ،ميل

nit : علوم هوايى : واحد غيرمتداول روشنايى در سيستم متريک

niter : ( )nitre(شnatron ).،شوره اشنان ،نيترات سديم

nitid : روشن ،براق ،شفاف

nitralloy : علوم هوايى : قطعات نيتريده شده حاوى مقادير جزئى کربن الومينيوم کرم منيزيوم و احتمالا گوگرد و غيره

nitrate : شوره

nitrate dope : علوم هوايى : دوپى براى پارچه هاى روکش هواپيما

nitrate of soda : علوم مهندسى : نينرات بى کربنات دوسود

nitre : بوراق , بوره

nitric : داراى نيتروژن با ظرفيت بالا

nitric acid : علوم مهندسى : اسيد نيتريک

nitriding : علوم هوايى : نيتروژن دادن

nitriferous : شوره دار،شوره خيز،شوره زا

nitrified : تيزابي

nitrify : تيزاب زدن , تيزاب دادن

nitrilation : شيمى : نيتريل دار کردن

nitrite : نيتريت

nitrited case : علوم مهندسى : لايه ازت داده شده

nitriting : علوم مهندسى : ازت دهى

nitriting equipment : علوم مهندسى : تجهيزات ازت دهى

nitriting furnace : علوم مهندسى : کوره ازت دهى

nitriting steel : علوم مهندسى : فولاد ازت داده شده

nitro cellulose : ترکيب تيزاب

nitro cotton : باروت پنبه

nitro muriate acid : تيزاب شوره و نمک ،تيزاب طلايى

nitro(methane) : ورزش : مايع قابل اشتعال مورد استفاده در اتومبيل بصورت خالص يا مخلوط براى نيروى بيشتر

nitroacid : ترکيب تيزاب با اسيدالى ،نيترو اسيد

nitrobenzene : ابگونه اى که بوى روغن بادام تلخ ميدهدو درساختن رنگ هاى جوهرى بکار ميرود

nitrogen : ازت , نيتروژن

nitrogen bases : شيمى : بازهاى نيتروژن

nitrogen fixation : شيمى : تثبيت نيتروژن

nitrogen hardening : علوم مهندسى : سخت گردانى ازتى

nitrogen lamp : الکترونيک : لامپ ازت

nitrogen narcosis : ورزش : حالت مستانه غواص در عمق بيش از ¹ 13متر

nitrogen rule : شيمى : قاعده نيتروژن

nitrogen tetroxide : علوم هوايى : تتراکسيد نيتروژن

nitrogenize : داراي نيتروژن کردن

nitrogenous : نيتروژن دار،ازت دار،نيتروژنى ،ازتى

nitroglycerin : (ش ).ترکيب روغنى سنگين بفرمولC3 H5 )O NO2(3

nitroglycerin(e) : نيترو گلسيرين ،ابگونه قابل انفجارکه از ترکيب گلسيرين با جوهرباشد

nitromethane : علوم هوايى : نيترومتان

nitrophilous : قوت گيرنده از خاک ازت دار،ازت دوست

nitrosulphuric : ساخته شده از اميزش تيزاب و جوهر گوگرد

nitrous : شوره دار

nitrous acid : اسيدى که کمتراز تيزاب اکسيژن دارد

nitty : رشک دار،رشکين ،پر رشک ،پر از تخم شپش

nitwit : ادم پريشان حواس ،ادم کله خشک و احمق

nivation : معمارى : برف ساب

niveous : برف مانند

nix : نه خير

nixie tube : کامپيوتر : يک لامپ خلاء که براى نمايش اعداد ناخوانا بکار مى رود

Niyusha : نيوشا

nlq : کامپيوتر : کيفيت تقريبا "عالى

no : نه , خير , هيچ

no date : بى تاريخ

no decompression dive : ورزش : غواصى کوتاه مدت يا در عمق کم که به هنگام صعود نياز به توقف يا مکث در زير اب ندارد

no doubt : بى شک ،بدون ترديد

no end of : بسيار،زياد

no enemy is insignificant : دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد

no entry : عبور ممنوع

no fly zone : منطقه ممنوع پرواز

no hurry : عجله اى نيست ،شتاب نداريم

no joy without a : نوش بانيش است راحت محض ميسرنشودنيست به صامى

no known loss : بازرگانى : زيان نامعلوم

no matter how he has done it : هر جور ميخواهدکرده باشد،قطع نظر از اينکه چه جوراين کار را کرده است

no more of that : بس است ديگر

no new is good new : نبودن خبر،يارويدادتازه خوديک خبر خوشى است

no offences was meant : مقصود( م ) توهين نبود

no one : هيچ احدي

no one is here : هيچکس اينجا نيست

no one man : هيچکس به تنهايى

no one man can do it : هيچکس به تنهايى نميتواند اين کار را بکند

no one raised his voice : صداى هيچکس درنيامد

no op instruction : دستورالعمل بى اثر

no pains no gains : نابرده رنج گنج ميسر نمى شود،تارنج نبرى گنج برندارى

no par : )no par value(بدون ارزش واقعى ،بى ارزش

no par value : )no par(بدون ارزش واقعى ،بى ارزش

no parking : توقف ممنوع

no passing : سبقت ممنوع

no paternosterŠno p : تادعاى ربانى نخوانى پول نخواهى داشت ،تاکار نکنى مزدنبرى

no pay nowork : پول ندهندکار هم کرده نميشود

no person : هيچکس

no popery : پاپ نميخواهم

no punishment : قانون ـ فقه : except in accordance with the lawقاعده قبح عقاب بلابيان

no reply was given him : هيچ پاسخى به او داده نشد

no rose without thorn : گل بيخارنچيده است کسى

no show : مسافرى که جا براى خود محفوظ کرده ولى براى سفر حاضر نميشود

no smoking allowed : استعمال دخانيان ممنوع

no song no supper : تانخوانى شام نخواهيم داشت

no such thing : هيچ همچو چيزى نيست

no thoroughfare : امدو شدياعبور) ممنوع است

no trouble(at all) : (هيچ ) زحمتى نيست

no two leaves are identical : دو برگ يکى نميشود،هيچ دوبرگى يکجور نيست

no U turn : دور زدن ممنوع

no way : بهيچ وجه

no ball : ورزش : پرتاب خطا

no load condition : علوم مهندسى : حالت بى بارى

no load current : علوم مهندسى : جريان بى بارى

no load loss : علوم مهندسى : تلف يا تلفات بى بارى

no load speed : علوم مهندسى : سرعت بى بارى

no load switching : علوم مهندسى : سوئيچينگ بى بارى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

آسیب شناسی در مورد مطالعه تحصیلی
تکنولوژی فایل 0.18 برای hspice
پاورپوینت حسابرسی داخلی
پاورپوینت روش شناسی حسابرسی
آموزش گام به گام بورس
جلوگیری از هک ADSl مودم و تغییر اسم
پاورپوینت فوریت های پزشکی
مقاله بررسی تاثیر برند داخلی بر رضایت مشتری
پاورپوینت مفهوم و فلسفه مدیریت فراگیر بهره وری (فصل سوم کتاب بهره وری و تجزیه و تحلیل آن در سازمانها تألیف شهنام طاهری)
پاورپوینت اندازه گیری بهره وری (فصل چهارم کتاب بهره وری و تجزیه و تحلیل آن در سازمانها تألیف شهنام طاهری)
پاورپوینت بهبود بهره وری (فصل پنجم کتاب بهره وری و تجزیه و تحلیل آن در سازمانها تألیف شهنام طاهری)
پاورپوینت پی دی اف شده کامل آموزش مباحث عمومی و همچنین پیشرفته پایپینگ
حفاظت کاتدی
آموزش از بین بردن جوش های صورت در فتوشاپ
نرم افزا magic برای طراحی مدارات مجتمع الکترونیک همراه با اموزش نصب و راه اندازی
پاورپوینت بهره وری نیروی انسانی (فصل ششم کتاب بهره وری و تجزیه و تحلیل آن در سازمانها تألیف شهنام طاهری)
پاورپوینت مدیریت نسبتها (فصل هفتم کتاب بهره وری و تجزیه و تحلیل آن در سازمانها تألیف شهنام طاهری)
کتابچه اجزای دکل حفاری
مرجع كاربردی ایمنی و سیستم های اتصال زمین (ارتینگ)