لغات مشابه
notelet : يادداشت کوچک

noterial document : قانون ـ فقه : سند رسمى

noteworthily : بطور قابل ملاحظه

noteworthiness : قابل ملاحظه بودن

noteworthy : مورد توجه , شايان توجه , قابل دقت , گفتني

nothing : هيچکار , هيچ چيز

nothing doing : کار خوابيده است

nothing else : هيچ چيز ديگر

nothing great is easy : هيچ کارى بزرگى اسان نيست

nothing loath : بميل ،راضى ،مايل

nothing remains to be told : چيزى براى گفتن باقى نمى ماند

nothing rest but hope : هيچ( باقى ) نمى ماندجزاميد

nothing serves to but apology : هيچ چيز جز عذر خواهى بدرد نميخورديا سودمند نيست

nothing short of : عينا همان

nothing venture nothing have : ادم کم دل بجايى نميرسد

nothing was left over : چيزى باقى نماند،چيزى زياد نيامد

nothingarian : بى دين ،دهرى ،بى مسلک

nothingness : هيچ بودن ،ناچيزى

notice : اخطار , اطلاعيه , تنبه , اعلان , مشاهده کردن , استحضار

notice of dishonour : قانون ـ فقه : گواهى عدم پرداخت

notice board : صفحه اعلانات

noticeable : قابل توجه ،قابل ملاحضه ،برجسته

noticeable difference : تفاوت محسوس

noticeablity : محسوسيت

noticeably : بطرز قابل ملاحظه ،بطور برجسته يا معلوم

notifiable : اخطار کردنى

notification : ابلاغ , اخطاريه , اخطار , تذکر , آگاه سازي

notified : گوشزد

notifier : اخطارکننده

notify : متوجه ساختن , خاطرنشان کردن , آگاه ساختن , در جريان قرار دادن , اخطار کردن , اطلاع دادن , خبر کردن

notify party : بازرگانى : فرد يا شرکتى که بايد به او اطلاع داده شود

notify someone : قانون ـ فقه : به کسى اخطار کردن

notify the public : قانون ـ فقه : به اطلاع عموم رساندن

notion : صرافت

notional : )notion(تصور،انديشه ،نظريه ،خيال ،ادراک ،فکرى

notionalist : متخصص علوم نظرى ،عالم نظرى ،هواخواه استدلال نظرى

notionally : نظرا"،بطور موهوم

notobranchiate : در باب ماهيانى گفته ميشود،که نفس کش انها در روى پشت انها است

notochord : نخستين محور تيره پشت ،ميله غضروفى که در پشت جانوران است

notonecta : بر پشت شنا کنندگان

notorema : جنس وزغ کيسه دار

notoriety : معروفيت

notorious : متجاهر , انگشت نما

notoriously : علانيتا

notron utilities : کامپيوتر : مجموعه اى از برنامه هاى کوچک که براى ساده کردن عمليات کامپيوترى طراحى گرديده است

notus : باد جنوب

notwithstanding : باوجود اينکه ،على رغم ،باوجود،بدون توجه

nougat : نان بادامي

nought : )=naught(عدم ،هيچ

noughts and crosses : يکجور دوز بازى که نشانهاى صفرو چليپادران بکارميرود

noumenal : وابسته به معنويات و خدايان

noumenon : فلسفه کانت

noun : اسم

noun adjective : صفت

noun governing the genitive : مضاف

noun in the genitive case : مضافاليه

noun substantive : موصوف

nounal : اسمى

Nourish : تغذیه کردن

Nourish : تغذیه کردن

nourish : قوت دادن

nourished : پرورده

nourishing : مغذي

nourishment : تغذي , غذا

nous : قوه ادراک

nouveau riche : (فرانسه )تازه بدوران رسيده

nov overflow dam : عمران : سد غير لبريز

nova : فاني ستاره , نو اختر

novaculite : ساوسنگ

Novak : نوواک

novatio non presumiter : قانون ـ فقه : تبديل تعهد يا تبديل مديون نمى تواند مفروض يا ضمنى باشد

Novel : نوین ، جدید ، رمان

Novel : نوین ، جدید ، رمان

novel : بديع , کتاب داستان , رمان , نوظهور , جديد

novelet : )novelette(داستان کوتاه

novelette : )novelet(داستان کوتاه

novelist : رمان نويس

novelistic : وابسته به داستان و رمان

novelize : بشکل داستان در اوردن ،بدعت گذاردن

novell network : کامپيوتر : شبکه نوول

novella : داستان ،حکايت ،رمان کوتاه

novelties : بدايع , نوآوري

novelty : نوظهوري , طرفه , حدث , تازگي

November : نوامبر

novemdecillion : عدد يک با شصت صفر

novennial : نه سالى به نه سال رخ دهنده

novercal : زن پدروار

novice : جديدالايمان , مبتدي , نو آموز , نوچه , تازهکار

noviciate : کار آموزي

novillero : ورزش : گاوبازى که هنوز برنده نشده

novitiate : کار آموزي

novocain : ماده بى حس کننده موضعى پروکائين ،نوکائين

novum organum : منطق بيکن

novus actus intervenieus : قانون ـ فقه : قطع سلسله عليت در خسارات

now : حالا , هماکنون , حال , اينک

now ....now : گاهى.... گاهى

now and a : گاه گاهى

now and then a guest w come : گاه گاهى ميهمانى مى رسيد

now f.it : اکنون ديگراغازکنيم

now no mistake : درست سخن مرادريابيد،خوب به بينيدچه ميگويم

now nonsense now : خواهش ميکنم چرند گفتن را بس کن

now that you know the way.... : اکنون که راه را ياد گرفتيد،حال که راه را بلد هستيد.......

now this man was lying : بايد دانست که اين مرد دروغ ميگفت

now what did you mean by it : (خوب بگو ببينم ) مقصود شما چه بود

nowaday : امروزى ،مال امروز

nowadays : امروزه

noway : بههيچ طريق , بهيچوجه

nowel : کلمه ايست که درسرود خوانى و هلهله هاى عيد ميلاد مسيح تکرار ميکنند

nowhere : هيچ جا , هيچ کجا

nowhere near : نسبتا دور

nowheres : هيچ کجا , هيچ جا

nowhither : هيچ جا , هيچ کجا

nowise : بهيچوجه

nox : الهه شب ،شب

noxious : مضر

noxiously : بطور زيان اور

noxiousness : زيان ( اورى ) ضر ر،مضرت

noyau : يکجور نوشابه که مغز هسته بان ميزنند

Nozar : نوذر

nozzle : ژيگلور , دهانک , سرلوله

nozzle contraction : علوم هوايى : نسبت همگرايى نازل

nozzle diaphragm : علوم هوايى : ديافراگم نازل

nozzle expasion ratio : علوم هوايى : نسبت واگرايى نازل

nozzle guide vane : علوم هوايى : تيغه هاى هادى يا راهنما

nozzle tester : علوم مهندسى : دستگاه ازمايش نازل

nozzle throat : علوم هوايى : گلوگاه نازل

npn transistor : ترانزيستور ان پى ان

nrxt monday : دوشنبه اينده ،دوشنبه اين هفته

nsfnet : کامپيوتر : يک شبکه گسترده تهيه شده توسط دفتر محاسبات علمى پيشرفته در موسسه ملى علوم براى انجام عمليات غيرنظامى طراحى وزارت دفاع طراحى شد که بخاطر دلايل امنيتى در دسترس عمومى نمى باشد

nstalygh : نستعليق

ntamount : بربر،همچند،معادل ،در حکم

nth : در مرحله چند،در مرتبه بيشمار

ntsc : کامپيوتر : National Television System Commiteeکميته ملى سيستم تلويزيون

nu scorpii : نجوم : نو - عقرب

nuance : اختلاف مختصر

nub : برامدگى ،قلنبه ،تکه

nub or nubble : برامدگى ،قپه ،غلنبه ،تيکه

nubbin : ميوه نارس , ميوه ناقص

nubble : برامدگى ياگره کوچک ،قنبلى

nubian : اهل کشور نوبى يا حبشه

nubile : قابل ازدواج و همسرى

nubility : بلوغ ،تنه شوهر بودن

nubilous : ابرى ،مه دار،تاريک ،مبهم ،تيره

nubus : کامپيوتر : گذر گسترشى سريع کامپيوتر NUbus Macintosh به اداپتورى نياز دارد که مخصوصا "براى گيرنده هاى 96 سوزنى طراحى ان طراحى شده

nucellus : خورش ،هسته تخم چه

nucha : پشت گردن ،قفا

nuchal : قفايى ،وابسته به پشت گردن

nuchalgia : درد پشت گردن

nuciferous : جوز دار،جوز اور

nucivorous : جوز خوار

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

دیکشنری رشته حسابداری
طراحی ساختمان با Autodesk Revit
طراحی رویت ساختمان سه بعدی
طراحی کامل دکوراسیون داخلی
طراحی قسمت پذیرش بیمارستان
طراحی بانک
طراحی داخلی سرویس شیک
طراحی حمام شیک
طراحی اتاق هیئت رئیسه
پروژه واحد درسی طراحی معماری رشته های عمران معماری و شهرسازی شامل 10 شیت طراحی اتوکد حاوی انواع پلان و سکشن
مدل آماده حمام
دکوراسیون داخلی با اسکچ آپ
نمونه قرارداد اجاره وسیله نقلیه
نمونه قرارداد پارتیشن
نمونه قرارداد پشتیبانی نرم افزار جامع بیمارستان
نمونه قــرارداد تامین اتومبیل
نمونه قرارداد تخریب
نمونه قرارداد جعاله
نمونه قرارداد خاکبرداری