معنی obviously

obviously
بطور اشکار يا معلوم ،بديهى است که
کلمات مشابه

obviousness : اشکارى ،معلومى ،بديهى بودن وضوح

obvolute : منقض شده , رويهم افتاده

ocarina : (مو ).نوعى الت موسيقى شبيه ناى

occasion : فرصت مناسب , اقتضاء , مناسبت

occasional : گاهگاهي

occasional licence : پروانه فروش نوشابه در مواقع و جاهاى معين

occasionally : گاهي , گاه و بيگاه , گهگاه , احياناً

occasions : مرات , مواقعه

occident : مغرب زمين

occidental : باخترى ،غربى

occidentalism : پيروى از فرهنگ و تمدن باخترى

occidentalist : مستغرب

occidentalize : فرنگى ماب کردن

occidentally : سوى باختر،در باختر،بشيوه باختريان

occipital : روانشناسى : پس سرى

occipital bone : (تش ).استخوان قمحدوه

occipital horn : روانشناسى : شاخ پس سرى

occipital lobe : روانشناسى : قطعه پس سرى

occiput : (تش ).استخوان قمحدوه ،استخوان پس سر

occult : غيبي

معنی obviously به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی