لغات مشابه
occupational hierarchy : روانشناسى : سلسله مراتب شغلى

occupational interests : روانشناسى : رغبتهاى شغلى

occupational psychology : روانشناسى : روانشناسى شغلى

occupational stability : روانشناسى : ثبات شغلى

occupational test : روانشناسى : ازمون شغلى

occupations : مشغوليات , مشاغل

occupied : اشغال , پرمشغله , پر مشغله , مشغول , اشغال شده

occupied territories : قانون ـ فقه : اراضى اشغالى

occupier : اشغالگر , اشغال کننده

occupy : اشغال کردن , تصرف کردن , سرگرم کردن , مشغول شدن

occupy. seize : تصاحب کردن

occupying : اشغالگر

occur : اتفاق افتادن , رخ دادن , پيشامد کردن , روي دادن , پيش آمدن , خطور کردن , پديد آمدن , عارض شدن , وقوع يافتن

occurance : اتفاق

occuration : قانون ـ فقه : اشغال

occurence : پيشامد

occuring : عارض

occurrence : خطور , بروز , رخداد , حدوث , وقوع

occuupying a seat : مسسندنشين

occyx : دنبال چه

ocean : اقيانوس , درياي محيط

ocean bound : رهشپار دريا،عازم دريا يا اقيانوس

ocean convoy : علوم نظامى : کاروان اقيانوس پيما

ocean floor : علوم دريايى : بستر اقيانوس

ocean grevhound : کشتى مسافرى تندرو

ocean greyhound : کشتى تندرو

ocean lane : راه کشتى رو در اقيانوس

ocean mine sweeper (mso) : علوم دريايى : مين روب اقيانوسى

ocean vessel : بازرگانى : کشتى اقيانوس پيما

oceangoing : اقيانوس پيما

Oceania : اقيانوسيه

oceanian : اهل اقيانوسيه

oceanic : اقيانوسي

oceanid : حورى دريايى

oceanographer : اقيانوس شناس

oceanographic : مربوط به اقيانوس شناسى

oceanography : شرح درياها , اقيانوس شناسي

oceanology : زيست شناسى : اقيانوس شناسى

oceanophyte : گياه دريايى

oceanpgraphy : زيست شناسى : اقيانوس نگارى

oceans of money : يک دنيا پول

oceanshipping : علوم نظامى : روشهاى کشتى رانى در اقيانوس

oceanus : (افسانه يونان )خداى دريا،خداى اقيانوس

oceanward(s) : سوى اقيانوس يا دريا

ocellate : ريز چشم

ocellate(d) : چشم ريز،چشم دار،داراى چشم ها يا خالهاى رنگارنگ ،چشم مانند

ocellated : ريز چشم

ocellus : چشمک ،چشم ريز،چشم حشره ،حلقه رنگى ،خال رنگى که مانند چشم باشد

ocelot : (ج.ش ).پلنگ راه راه امريکايى)Felis pardalis(

ocher : گل اخري

ochlophobia : روانشناسى : ازدحام هراسى

ochraceous : مانند گل اخرى

ochre : گل اخري

ochrea : ( )ocrea(گ.ش ).نيام کامل در قاعده دمبرگ ،نيام

ochreish : قرمز چون گل اخرى

ochrous : ماشى رنگ

ochry : مانند گل پرش

ocimum : جنس ريحان

oclock : ساعت ،وقت

ocrea : ( )ochrea(گ.ش ).نيام کامل در قاعده دمبرگ ،نيام

octachord : (مو )ساز،رديف ،نت هاى هشت گانه

octad : گروه هشت تايى ،جسم بسيط يا ذره اى که قوه ترکيبى ان برابر است با8واحد

octagon : هشت گونه , مثمن , هشت وجهي

octagonal : مثمن

octahedral holes : شيمى : حفره هاى هشت وجهى

octal : هشت هشتي

octal base : الکترونيک : هشت پايه اى

octal digit : رقم هشت هشتى

octal glass type tube : الکترونيک : لامپ الکترونى هشت پايه اى

octal notation : نشان گذارى هشت هشتى

octal number : عدد هشت هشتى

octal number system : کامپيوتر : سيستم عددى هشت هشتى

octal point : کامپيوتر : مميز هشت هشتى

octamerous : هشت عضوي , هشت گانه , هشت عددي

octameter : هشت وتدي

octan : هشت بهشت

octan rating : علوم مهندسى : درجه اکتان

octane : (ش ).هيدروکربن هاى مايع و پارافينى ايزومريک بفرومولC8H18 ،سوخت ماشينى

octangle : معمارى : هشت گوشه

octangular : هشتي

octans : نجوم : هشتک

octant : ذات الثمن

octarchy : حکومت هشت تنى ،ولايات هشت گانه

octastyle : معمارى : ايوان هشت ستونى

octateuch : هشت کتاب ،نخستين عهد عتيق ،کتابهاى هشت گانه

octave : فاصله بين دو فرکانس با نست1:2 ،(در موسيقى)،(مو ).شعر هشت هجايى ،نت هاى هشتگانه موسيقى

octavo : ورق بزرگ کاغذ هشت برگى

octavus : (دراموزشگاه پسرانه ) هشتمى ،شماره هشت

octennial : هشت سال به هشت سال رخ دهنده ،هشت ساله

octennially : هشت سال يکبار

octet rule : شيمى : قاعده هشتايى

octillion : اکتيليون( بحساب انگليسها ) 1با48 صفر،توان هشتم ميليون

octingentenary or octocen : هشتصدمين جشن ساليانه

October : اکتبر

octode : الکترونيک : لامپ هشت قطبى

octodecillion : عدد يک با8 ¹ 1صفر

octodecimo : قطعى که برابر با يک هيجدهم يک ورق کاغذ باشد،قطع هيجده برگى

octogenarian : هشتاد ساله

octonal : هشت تا هشت ت ،مبنى بر هشت

octonarian : بيت هشت وتدى

octonary : هشت تا،مبنى بر هشت

octoploid : هشت گانه , هشت لا

octopus : دوالپا , هشت پا

octoroon : کسيکه يک هشتم از خون سياهان در او باشد

octosyllabic : هشت هجايى ،داراى هشت هجا

octosyllable : شعر هشت هجائى ،شعرهشت هجائى ،واژه هشت هجائى

octroi : ماليات دم دروازه ،دروازه بانى ،مامورين نواقل

octuple : هشت چندان ،هشت برابر کردن

ocular : چشمي , باصرهاي

ocular dominance : روانشناسى : چشم برترى

ocular lens : نجوم : عدسى چشمى

ocular witness : قانون ـ فقه : شاهد عينى

ocularist : چشم ساز

ocularly : با چشم ،بچشم ،بالمعاينه

oculate(d) : چشم ريز،چشم دار،چشم مانند،داراى چشم ها يا خالهاى رنگارنگ

oculist : عينک ساز , چشم پزشک

oculomotor nerve : روانشناسى : عصب حرکتى عمومى چشم

oculonasal : وابسته بچشم و بينى

oculus : معمارى : پنجره گرد

od : سوگند ملايم

odalisque : کلفت يا صيغه ،در حرم سلطان عثمانى

odburacy : سخت دلى ،سختى ،لجاجت

odcist : بنياد گذارمستعمره( در يونان باستان)

odd : فرد , عجيب

odd and ends : (مطالب ) گوناگون ،متفاوت

odd come short : زيادى باقى مانده

odd comeshortly : روز نزديک ،اينده نزديک

odd electron : شيمى : الکترون منفرد

odd money : يک اسکناس ¹ 1ريالى

odd number : معمارى : عدد فرد

odd numbers : بازرگانى : اعداد فرد

odd or even : (بازى ) طاق يا جفت

odd parity check : بررسى توازن فرد

odd pinnate : داراى يک برگ تکى در نوک

odd even technique : روانشناسى : فن فرد و زوج

oddball : عجيب و غريب

oddish : (تا اندازه اى ) غريب

oddity : غرابت

oddly : بطور غريب

oddment : چيزهاى متفرقه ،تکه و پاره ،چيز باقيمانده

oddments : مواد گوناگون

oddness : طاقي

odds : احتمالات , عدم توافق

odds and ends : خرت و پرت ،تکه وپاره ،چيز،باقيمانده

odds on : بيشتر محتمل

oddson : بيشتر محتمل ،محتمل به برد يا موفقيت

ode : چکامه

oder arms : (نظ ).پافنگ

odeum : نوازشگاه( در روم باستان ) نوازشگاه يا نمايشگاه( امروز)

odin : (افسانه اسکانديناوى )خداى خدايان

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

دانلود پاورپوینت هدایت از طریق انگیزش (فصل سیزدهم کتاب مبانی سازمان و مدیریت رضائیان)
آموزش تصویری زبان انگلیسی به همراه فایل هدیه ارزشمند
کتاب تئوری اقتصاد خرد
کتاب تئوری اقتصاد کلان
کتاب اشنایی با مکاتب هنرهای تجسمی
کتاب تاریخ هنر ایران
کتاب اشنایی با طراحی صحنه (set design)
کتاب راز کشیدن چهره با تکنیک سایه زدن
کتاب مبانی هنر های تجسمی (مقدمه)
کتاب مبانی هنرهای تجسمی (بخش اول)
کتاب مبانی هنرهای تجسمی (بخش دوم)
کتاب مبانی هنرهای تجسمی (بخش سوم)
کتاب مبانی هنرهای تجسمی (بخش چهارم)
کتاب مبانی هنرهای تجسمی (بخش پنجم)
کتاب مبانی هنرهای تجسمی (بخش ششم)
کتاب مبانی هنرهای تجسمی (بخش هفتم)
کتاب مبانی هنر های تجسمی (بخش هشتم)
کتاب مبانی هنرهای تجسمی (بخش نهم)
کتاب مبانی هنرهای تجسمی (بخش دهم)