معنی of superpower

of superpower
ابرقدرتي
کلمات مشابه

of talent : استعدادي

of tender age : خردسال

of that ilk : داراى همان جا،اهل همان جا

of the catholic persuasion : وابسته به تيره کاتوليک

of the first water : بهترين

of the mouth : لپي

of the same a : همسال ،هم سن

of the same grade : قانون ـ فقه : هم رتبه

of the surface : درظاهر،در صورت ظاهر،از بيرون ،ظاهرى نمادادن ،رودادن ،جلادادن

of toos : طوسي

of understanding : فهيم ،چيز فهم

of unknown ownership : قانون ـ فقه : مجهول المالک

of vast extent : بسياروسيع

of vital importance : بسيارمهم ،حياتى ،خيلى ضرورى

of war : حربي

of what kind is it ? : چه جوراست ؟،چه قسم است ؟،چگونه است ؟

of whip : شلاقي

of winter : شتوي

of wire : سيمي

of writing : تحريري

معنی of superpower به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی