معنی offer and demand

offer and demand
قانون ـ فقه : عرضه و تقاضا
کلمات مشابه

offer curve : بازرگانى : منحنى پيشنهاد

offer for sale : بازرگانى : پيشنهاد جهت فروش

offer round : به همه تعارف کردن

offer to buy something : حاضر به خريد چيزى شدن

offered : تقديمي

offerer : پيشکش کننده ،تعارف کننده ،پيشنهاد دهنده

offering : ارائه , تقديم , قربان , اهداء

offering price : بازرگانى : قيمت پيشنهادى

offertory : سينى محتوى پول يا پول جمع اورى شده از حضار در کليسا

offhand : بدون مقدمه , بداهه , بدون تهيه , بي تهيه

offhand position : حالت ايستاده در تير اندازى

offhanded : بى مطالعه ،بى انديشه ،هول هلکى ،بى تکليف

offhandedly : بى مطالعه ،بى انديشه ،بى تکليف ،هول هلکى

office : دفتر , منصب , معاونت , اداره

office affairs : امور اداري

office attorney : قانون ـ فقه : وکيل دفتر

office boy : فراش

office building : عمران : ساختمان ادارى

office computer : کامپيوتر : کامپيوتر ادارى

office copy : قانون ـ فقه : رونوشت مصدق

معنی offer and demand به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی