صفحه اصلی

offer to buy something
حاضر به خريد چيزى شدن
کلمات مشابه

offered : تقديمي

offerer : پيشکش کننده ،تعارف کننده ،پيشنهاد دهنده

offering : ارائه , تقديم , قربان , اهداء

offering price : بازرگانى : قيمت پيشنهادى

offertory : سينى محتوى پول يا پول جمع اورى شده از حضار در کليسا

معنی offer to buy something به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود دو پرسشنامه کیفیت زندگی کاری همراه با رفرنس معتبر و ادبیات
دانلود پرسشنامه فساد اداری محقق ساخته همراه با ابعاد
دانلود پرسشنامه راهکارهای پیشگیری از فساد مالی همراه با رفرنس معتبر و روایی و پایایی نمره گذاری
دانلود دانلود پاورپوینت کسورات بیمه
دانلود تحقیق کامل امر به معروف و نهی از منكر در قرآن كریم
دانلود مبانی نظری استرس شغلی
دانلود مبانی نظری سبک های مقابله
دانلود مبانی نظری صنعت
دانلود مبانی نظری جهت گیری مذهبی