معنی offering

offering
ارائه , تقديم , قربان , اهداء
کلمات مشابه

offering price : بازرگانى : قيمت پيشنهادى

offertory : سينى محتوى پول يا پول جمع اورى شده از حضار در کليسا

offhand : بدون مقدمه , بداهه , بدون تهيه , بي تهيه

offhand position : حالت ايستاده در تير اندازى

offhanded : بى مطالعه ،بى انديشه ،هول هلکى ،بى تکليف

offhandedly : بى مطالعه ،بى انديشه ،بى تکليف ،هول هلکى

office : دفتر , منصب , معاونت , اداره

office affairs : امور اداري

office attorney : قانون ـ فقه : وکيل دفتر

office boy : فراش

office building : عمران : ساختمان ادارى

office computer : کامپيوتر : کامپيوتر ادارى

office copy : قانون ـ فقه : رونوشت مصدق

office hours : ساعات اداري , وقت اداري , ساعات کار

office information system : کامپيوتر : سيستم اطلاعات ادارى

office of governor : دارالحکومه

office of justice : عدليه

office of public prosecutor : دادسرا

office of the public prosecutor : قانون ـ فقه : دادسرا

office secretary : منشي اداره

معنی offering به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی