معنی office affairs

office affairs
امور اداري
کلمات مشابه

office attorney : قانون ـ فقه : وکيل دفتر

office boy : فراش

office building : عمران : ساختمان ادارى

office computer : کامپيوتر : کامپيوتر ادارى

office copy : قانون ـ فقه : رونوشت مصدق

office hours : ساعات اداري , وقت اداري , ساعات کار

office information system : کامپيوتر : سيستم اطلاعات ادارى

office of governor : دارالحکومه

office of justice : عدليه

office of public prosecutor : دادسرا

office of the public prosecutor : قانون ـ فقه : دادسرا

office secretary : منشي اداره

office supplies : ملزومات اداري

office work : کار ادارى

officeholder : شاغل مقام

officer : افسر , متصدي , صاحب منصب , مامور

officer in tactical command (otc) : علوم دريايى : فرمانده تاکتيکى

officer of the day : علوم نظامى : افسر نگهبان

officer of the guard 1 : علوم دريايى : افسر گارد احترام

officer of the guard 2 : علوم دريايى : نماينده فرمانده

معنی office affairs به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی