معنی old fashioned

old fashioned
محافظه کار , کهنه پرست
کلمات مشابه

old guard : محافظه کار سياسى ،صنوف صاحب اعتبار قديم

old hand : ادم با سابقه و مجرب

old indian defence : ورزش : دفاع هندى قديم شطرنج

old Iranian gold coin : اشرفي

old line : محافظه کار

old maid : دختر ترشيده , دختر خانه مانده

old man : پيرمرد

old mother : مامک

old time : قديمى

old timer : کهنه کار

old woman : پيرهزن

old womanish or manly : پيرزن صفت ،پير زنانه ،ترسو،دادو بيداد کن

old womanishness : پيرزن صفتى

old fashioned : امل , آدم قديمي , آدم امل

old world : وابسته به بر قديم

olden : زمان پيش

oldish : نسبتا پير

oldness : کهنگي

oldster : ادم کار کشته که چهار سال در نيروى دريايى کار کرده باشد،پير مرد،پير

Olduz : الدوز

معنی old fashioned به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی