معنی old maid

old maid
دختر ترشيده , دختر خانه مانده
کلمات مشابه

old man : پيرمرد

old mother : مامک

old time : قديمى

old timer : کهنه کار

old woman : پيرهزن

old womanish or manly : پيرزن صفت ،پير زنانه ،ترسو،دادو بيداد کن

old womanishness : پيرزن صفتى

old fashioned : امل , آدم قديمي , آدم امل

old world : وابسته به بر قديم

olden : زمان پيش

oldish : نسبتا پير

oldness : کهنگي

oldster : ادم کار کشته که چهار سال در نيروى دريايى کار کرده باشد،پير مرد،پير

Olduz : الدوز

oldwife : زن پير وغرولندو،عجوزه

ole glory : (ز.ع.،امر ).پرچم ايالات متحده

oleadner : خرزهره

oleaginous : شبيه روغن

oleander : خرزهره

oleaster : سنجد

معنی old maid به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی