معنی outface

outface
کسى را از رو بدر کردن ،پر رويى کردن
کلمات مشابه

outfall : ريزشگاه

outfight : پيروز شدن ،از ميدان در کردن

outfighting : مشت بازى از دور

outfit : لوازم فني , بنه سفر , جامه رو , ساز وبرگ

outflank : ازجناح خارجى بدشمن حمله کردن

outflow : جريان بخارج , بيرون ريزي

outfly : در پرواز پيشى افتادن از

outfox : در حقه بازى وپشت هم اندازى جلوتربودن از،زرنگ تر بودن ،کلاه سرکسى گذاشتن

outgeneral : در کارهاى جنگى پيش افتادن از،زرنگ بودن از،شکست دادن

outgoing cable : علوم مهندسى : کابل خروجى

outgoings : صادرات ،هزينه

outgrow : بزرگ تر شدن از،زودتر روييدن از

outgrowth : فرع ،نتيجه ،حاصل ،گوشت زيادى

outgrowths : زوايد

outgrwth : گوشت زيادي

outguard : پاسداران

outguess : سبقت جستن

outgun : ورزش : غلبه بر حريفان با حمله برتر

outh : بايد،بايست

outhaul : ورزش : طناب وصل کننده بادبان به تير افقى

معنی outface به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی