لغات مشابه
outfighting : مشت بازى از دور

outfit : لوازم فني , بنه سفر , جامه رو , ساز وبرگ

outflank : ازجناح خارجى بدشمن حمله کردن

outflow : جريان بخارج , بيرون ريزي

outfly : در پرواز پيشى افتادن از

outfox : در حقه بازى وپشت هم اندازى جلوتربودن از،زرنگ تر بودن ،کلاه سرکسى گذاشتن

outgeneral : در کارهاى جنگى پيش افتادن از،زرنگ بودن از،شکست دادن

outgoing cable : علوم مهندسى : کابل خروجى

outgoings : صادرات ،هزينه

outgrow : بزرگ تر شدن از،زودتر روييدن از

outgrowth : فرع ،نتيجه ،حاصل ،گوشت زيادى

outgrowths : زوايد

outgrwth : گوشت زيادي

outguard : پاسداران

outguess : سبقت جستن

outgun : ورزش : غلبه بر حريفان با حمله برتر

outh : بايد،بايست

outhaul : ورزش : طناب وصل کننده بادبان به تير افقى

outhaul line : علوم دريايى : برون کش

outherod : از پشت بستن ،در لاف و گزاف يا سخت دلى از هيروديس گرو بردن

outhouse : منزل يا حياط پهلويى يا دور افتاده

outing : گردش بيرون شهر،تفرج ،وابسته به گردش يا سفر کوتاه

outjockey : فرارسيدن ،در رسيدن ،پوشاندن ،گول زدن ،خطاکردن ،تندرفتن ،جستن بر

outkick : ورزش : تندتر از رقيب دويدن

outland : زمين هاى خارج از محوطه ملک ،دور افتاده

outland trophy : ورزش : جايزه دانشگاهى بازيگر فوتبال

outlandish : بيگانه وار

outlast : بيشتر طول کشيدن از،بيشتر زنده بودن از

Outlaw : قانون شکن

Outlaw : قانون شکن

outlaw : ممنوع ساختن , غير قانوني اعلام کردن , قانون شکن , ياغي , ياغي شمردن

outlawed : منحه

outlawry : قانون ـ فقه : بى بهره گى از حقوق و حمايت قانونى محروميت از حقوق

outlay : بيرون گستردن

outlet : در رو , کليد و پريز , دررو

outlet leg : معمارى : لبه عقب سيفون

outlet pass : ورزش : پاس از زير حلقه

outlet valve : معمارى : دريچه رانش

outlier : معمارى : برون هشته

outline plan (jf) : علوم دريايى : طرح مبنا

outline utility : کامپيوتر : برنامه يا ويژگى کمکى اختصارى

outlive : بيشتر دوام آوردن

outlook : چشم داشت , چشم انداز , چشمانداز

outlying : پرت

outmaneuver : درمانور جلو افتادن

outmanoeuvre : در تدبير يا زيرکى از کسى پيش افتادن

outmarch : پيش افتادن از،عقب گذاشتن ،جلو افتادن از

outmatch : عقب گذاشتن

outmode : غير مرسوم , از مد افتادن

outmoded : دمده , از مد افتاده , ازمد افتاده

outmost : اقصى نقطه ،دور

outness : کيفيت خارجى

outnumber : از حيث شماره بيشتر بودن ،افزون بودن بر،با تعداد زيادتر تفوق يافتن بر

outpace : تندتر گام زدن از،تندتر قدم زدن از،پيش افتادن از

outpart : قسمت بيرونى يا دوردست

outpatients : سرپائي

outpensioner : کسيکه از بنگاهى وظيفه ميگيدرولى در انجابودباش ندارد

outpost : پايگاه مرزي

outpour : بيرون ريختن , بيرون ريزش , بيرون روان شدن

outpourer : بيرون ريزنده

outpouring : نشد , بيرون ريز , بيرون ريزش

output : برونداد , بازده

output amplifier : علوم مهندسى : تقويت کننده خروجى

output box : الکترونيک : جعبه فيوز

output circuit : الکترونيک : مدار خروجى لامپ الکترونى

output control : الکترونيک : تنظيم انرژى خروجى

output data : کامپيوتر : داده خروجى

output electrode : الکترونيک : الکترد خروجى

output equipment : تجهيزات خروجى

output job queue : کامپيوتر : صف برنامه خروجى

output listing : سياهه خروجى

output media : کامپيوتر : رسانه خروجى

output meter : الکترونيک : سنجه انرژى خروجى

output pentode : علوم مهندسى : لامپ پنج قطبى خروجى

output power : الکترونيک : توان خروجى

output process : فرايند خروجى

output rate : بازرگانى : نرخ توليد

output resonator : الکترونيک : همنواگر جعبه اى خروجى

output routine : روال خروجى

output shaft : علوم مهندسى : محور خروجى

output speed : علوم مهندسى : سرعت خروجى

output stage : الکترونيک : مرحله خروجى

output state : حالت خروجى

output transformer : الکترونيک : مبدل خروجى

output triode : علوم مهندسى : لامپ تريود خروجى

output tube : الکترونيک : لامپ خروجى

output unite : واحد خروجى

output variability : بازرگانى : تغييرات توليد

output work queue : کامپيوتر : صف کار خروجى

outputting : کامپيوتر : خروجى دهى

outrage : سخت عصباني شدن , بيشرفي , هتک حرمت

outrageous : بيداد گرانه , عصباني کننده , رسوايي برانگيز

outrageous lie : دروغ شاخدار

outrageously : بطور جسارت اميز،بى شرفانه ،تجاوز کارانه ،بيحد،زياد،بافراط

outrageousness : رسوايي

outrance : انتها،نهايت

outrange : دور رس بودن ،خارج ازتير رس بودن

outrank : رتبه بالاتر داشتن

outre : خارج از حدود معمولى ،خل

outreach : فرارسيدن از

outrebound : ورزش : متخصص ريباند

outride : در سوارى پيش افتادن از،در برابر طوفان ايستادگى کردن ،در مسابقه چيره شدن

outrider : جلودار

outrigged : داراى تير يا ديرک پيش امده ،داراى چوب يااهن اضافى براى بستن اسب اضافى

outriggers : علوم هوايى : اعضاى سازنده اوليه حامل قسمت دم هواپيما

outright : يکجا

outrival : در هم چشمى پيش افتادن از

outroll : ورزش : شکست دادن حريف

outroot : از ريشه کندن ،از بيخ دراوردن ،قلع و قمع کردن

outrunner : پيشرو،شاطر،سگ جلودار

outrunning : سبقت

outs : انانى که مقام يامنصبى ندارند،دسته بى نفوذ،غيربازيکن ها،وجوه پرداختى

outs and ins : انانى که سر کار داراى مقامى هستند

outsell : بهتر فروش رفتن

outsentry : علوم نظامى : پاسدار صحرايى

outset : ابتدا

outshine : بيشتر درخشيدن

outshoot : ورزش : تعداد بيشتر و بهتر تيراندازى نسبت به حريف

outside : بيرون , به بيرون , برون , دست بالا , بروني

outside agency : ورزش : شخصى که مجاز نيست در زمين گلف به بازيگر کمک فکرى کند

outside appearance : صورت ظاهر،بيرون

outside caliper : علوم هوايى : کوليس خارجى

outside cause : قانون ـ فقه : علت خارجى

outside diameter : معمارى : قطر خارجى

outside forward : ورزش : بازيگر گوش

outside grasp : ورزش : گرفتن ميله از خارج

outside half : ورزش : هافبک کنارى

outside in : وارونه ،پشت رو

outside influence : نفوذ بيرونى يا خارجى

outside left : ورزش : گوش چپ

outside of : خارج از , خارج , در بيرون , در بيرون از

outside ofa horse : سوار

outside pass : ورزش : رد کردن چوب امدادى بادست چپ به دست راست يار

outside passenger : مسافرى که بيرون يا بالاى دليجان مى نشيند

outside porter : باربرى که بنه مسافران را از ايستگاه راه اهن بيرون ميبرد

outside power : علوم مهندسى : جريان خارجى

outside price : حد اکثر بها

outside right : ورزش : گوش راست

outside of the foot kick : ورزش : ضربه با لبه بيرون پا

outsight : برون بينى ،ظاهر بينى

outsit : بيشتر نشستن از،بيشتر ماندن از

outsize : اندازه غيرمعمولي

outskirt : دور از مرکز،حاشيه ،مرز،حوالى ،حومه

outskirts : حومه

outsmart : پيشدستى کردن ،زرنگى بيشترى بکار بردن

outsole : زيرکفش

outspan : باز کردن( اسب)

outspoken : بي پرده , رک گو , رو دار

outspokenly : رک ،بى پرده

outspokenness : رک گوئي

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

نمونه سوالات استخدامی
نمونه سوالات آزمون کاردانی شرکت نفت و گاز وپتروشیمی
"نمونه سوالات استخدامی شرکت نفت (سوالات تخصصی نفت، گاز و پتروشیمی)"
آموزش ویندوز10
مقدمه علم حقوق
200 نکته کلیدی و مهم حسابرسی
دوره تست و بازرسی شیرآلات صنعتی
جامعترین کدینگ حسابداری
جدول محاسبه سطح رنگ متریال پایپینگ
تصویرهای الهام بخش مدیریتی
"شبیه سازی مقاله Load compensation using DSTATCOM in three-phase, three-wire distribution system under various source voltage and delta connected load"
مجموعه مقالات پزشکی
آموزش آشپزی
آشنایی با استاندارد NACE بین المللی
پاورپوینت ارگونومی؛ علم متناسب كردن كار با انسان
پاورپوینت کیفیت زندگی کاری
کارآموزی آب و استان گلستان
دفترچه محاسبات سوله با جرثقیل 5 تنی
استاندارد قطعات و مواد ساخته شده