معنی outherod

outherod
از پشت بستن ،در لاف و گزاف يا سخت دلى از هيروديس گرو بردن
کلمات مشابه

outhouse : منزل يا حياط پهلويى يا دور افتاده

outing : گردش بيرون شهر،تفرج ،وابسته به گردش يا سفر کوتاه

outjockey : فرارسيدن ،در رسيدن ،پوشاندن ،گول زدن ،خطاکردن ،تندرفتن ،جستن بر

outkick : ورزش : تندتر از رقيب دويدن

outland : زمين هاى خارج از محوطه ملک ،دور افتاده

outland trophy : ورزش : جايزه دانشگاهى بازيگر فوتبال

outlandish : بيگانه وار

outlast : بيشتر طول کشيدن از،بيشتر زنده بودن از

Outlaw : قانون شکن

Outlaw : قانون شکن

outlaw : ممنوع ساختن , غير قانوني اعلام کردن , قانون شکن , ياغي , ياغي شمردن

outlawed : منحه

outlawry : قانون ـ فقه : بى بهره گى از حقوق و حمايت قانونى محروميت از حقوق

outlay : بيرون گستردن

outlet : در رو , کليد و پريز , دررو

outlet leg : معمارى : لبه عقب سيفون

outlet pass : ورزش : پاس از زير حلقه

outlet valve : معمارى : دريچه رانش

outlier : معمارى : برون هشته

outline plan (jf) : علوم دريايى : طرح مبنا

معنی outherod به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی