معنی outlook

outlook
چشم داشت , چشم انداز , چشمانداز
کلمات مشابه

outlying : پرت

outmaneuver : درمانور جلو افتادن

outmanoeuvre : در تدبير يا زيرکى از کسى پيش افتادن

outmarch : پيش افتادن از،عقب گذاشتن ،جلو افتادن از

outmatch : عقب گذاشتن

outmode : غير مرسوم , از مد افتادن

outmoded : دمده , از مد افتاده , ازمد افتاده

outmost : اقصى نقطه ،دور

outness : کيفيت خارجى

outnumber : از حيث شماره بيشتر بودن ،افزون بودن بر،با تعداد زيادتر تفوق يافتن بر

outpace : تندتر گام زدن از،تندتر قدم زدن از،پيش افتادن از

outpart : قسمت بيرونى يا دوردست

outpatients : سرپائي

outpensioner : کسيکه از بنگاهى وظيفه ميگيدرولى در انجابودباش ندارد

outpost : پايگاه مرزي

outpour : بيرون ريختن , بيرون ريزش , بيرون روان شدن

outpourer : بيرون ريزنده

outpouring : نشد , بيرون ريز , بيرون ريزش

output : برونداد , بازده

output amplifier : علوم مهندسى : تقويت کننده خروجى

output box : الکترونيک : جعبه فيوز

output circuit : الکترونيک : مدار خروجى لامپ الکترونى

output control : الکترونيک : تنظيم انرژى خروجى

output data : کامپيوتر : داده خروجى

output electrode : الکترونيک : الکترد خروجى

output equipment : تجهيزات خروجى

output job queue : کامپيوتر : صف برنامه خروجى

output listing : سياهه خروجى

output media : کامپيوتر : رسانه خروجى

output meter : الکترونيک : سنجه انرژى خروجى

output pentode : علوم مهندسى : لامپ پنج قطبى خروجى

output power : الکترونيک : توان خروجى

output process : فرايند خروجى

output rate : بازرگانى : نرخ توليد

output resonator : الکترونيک : همنواگر جعبه اى خروجى

output routine : روال خروجى

output shaft : علوم مهندسى : محور خروجى

output speed : علوم مهندسى : سرعت خروجى

output stage : الکترونيک : مرحله خروجى

output state : حالت خروجى

output transformer : الکترونيک : مبدل خروجى

output triode : علوم مهندسى : لامپ تريود خروجى

output tube : الکترونيک : لامپ خروجى

output unite : واحد خروجى

output variability : بازرگانى : تغييرات توليد

output work queue : کامپيوتر : صف کار خروجى

outputting : کامپيوتر : خروجى دهى

outrage : سخت عصباني شدن , بيشرفي , هتک حرمت

outrageous : بيداد گرانه , عصباني کننده , رسوايي برانگيز

outrageous lie : دروغ شاخدار

outrageously : بطور جسارت اميز،بى شرفانه ،تجاوز کارانه ،بيحد،زياد،بافراط

outrageousness : رسوايي

outrance : انتها،نهايت

outrange : دور رس بودن ،خارج ازتير رس بودن

outrank : رتبه بالاتر داشتن

outre : خارج از حدود معمولى ،خل

outreach : فرارسيدن از

outrebound : ورزش : متخصص ريباند

outride : در سوارى پيش افتادن از،در برابر طوفان ايستادگى کردن ،در مسابقه چيره شدن

outrider : جلودار

outrigged : داراى تير يا ديرک پيش امده ،داراى چوب يااهن اضافى براى بستن اسب اضافى

outriggers : علوم هوايى : اعضاى سازنده اوليه حامل قسمت دم هواپيما

outright : يکجا

outrival : در هم چشمى پيش افتادن از

outroll : ورزش : شکست دادن حريف

outroot : از ريشه کندن ،از بيخ دراوردن ،قلع و قمع کردن

outrunner : پيشرو،شاطر،سگ جلودار

outrunning : سبقت

outs : انانى که مقام يامنصبى ندارند،دسته بى نفوذ،غيربازيکن ها،وجوه پرداختى

outs and ins : انانى که سر کار داراى مقامى هستند

outsell : بهتر فروش رفتن

outsentry : علوم نظامى : پاسدار صحرايى

outset : ابتدا

outshine : بيشتر درخشيدن

outshoot : ورزش : تعداد بيشتر و بهتر تيراندازى نسبت به حريف

outside : بيرون , به بيرون , برون , دست بالا , بروني

outside agency : ورزش : شخصى که مجاز نيست در زمين گلف به بازيگر کمک فکرى کند

outside appearance : صورت ظاهر،بيرون

outside caliper : علوم هوايى : کوليس خارجى

outside cause : قانون ـ فقه : علت خارجى

outside diameter : معمارى : قطر خارجى

outside forward : ورزش : بازيگر گوش

outside grasp : ورزش : گرفتن ميله از خارج

outside half : ورزش : هافبک کنارى

outside in : وارونه ،پشت رو

outside influence : نفوذ بيرونى يا خارجى

outside left : ورزش : گوش چپ

outside of : خارج از , خارج , در بيرون , در بيرون از

outside ofa horse : سوار

outside pass : ورزش : رد کردن چوب امدادى بادست چپ به دست راست يار

outside passenger : مسافرى که بيرون يا بالاى دليجان مى نشيند

outside porter : باربرى که بنه مسافران را از ايستگاه راه اهن بيرون ميبرد

outside power : علوم مهندسى : جريان خارجى

outside price : حد اکثر بها

outside right : ورزش : گوش راست

outside of the foot kick : ورزش : ضربه با لبه بيرون پا

outsight : برون بينى ،ظاهر بينى

outsit : بيشتر نشستن از،بيشتر ماندن از

outsize : اندازه غيرمعمولي

outskirt : دور از مرکز،حاشيه ،مرز،حوالى ،حومه

معنی outlook به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی