معنی outpensioner

outpensioner
کسيکه از بنگاهى وظيفه ميگيدرولى در انجابودباش ندارد
کلمات مشابه

outpost : پايگاه مرزي

outpour : بيرون ريختن , بيرون ريزش , بيرون روان شدن

outpourer : بيرون ريزنده

outpouring : نشد , بيرون ريز , بيرون ريزش

output : برونداد , بازده

output amplifier : علوم مهندسى : تقويت کننده خروجى

output box : الکترونيک : جعبه فيوز

output circuit : الکترونيک : مدار خروجى لامپ الکترونى

output control : الکترونيک : تنظيم انرژى خروجى

output data : کامپيوتر : داده خروجى

output electrode : الکترونيک : الکترد خروجى

output equipment : تجهيزات خروجى

output job queue : کامپيوتر : صف برنامه خروجى

output listing : سياهه خروجى

output media : کامپيوتر : رسانه خروجى

output meter : الکترونيک : سنجه انرژى خروجى

output pentode : علوم مهندسى : لامپ پنج قطبى خروجى

output power : الکترونيک : توان خروجى

output process : فرايند خروجى

output rate : بازرگانى : نرخ توليد

معنی outpensioner به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی