معنی output media

output media
کامپيوتر : رسانه خروجى
کلمات مشابه

output meter : الکترونيک : سنجه انرژى خروجى

output pentode : علوم مهندسى : لامپ پنج قطبى خروجى

output power : الکترونيک : توان خروجى

output process : فرايند خروجى

output rate : بازرگانى : نرخ توليد

output resonator : الکترونيک : همنواگر جعبه اى خروجى

output routine : روال خروجى

output shaft : علوم مهندسى : محور خروجى

output speed : علوم مهندسى : سرعت خروجى

output stage : الکترونيک : مرحله خروجى

output state : حالت خروجى

output transformer : الکترونيک : مبدل خروجى

output triode : علوم مهندسى : لامپ تريود خروجى

output tube : الکترونيک : لامپ خروجى

output unite : واحد خروجى

output variability : بازرگانى : تغييرات توليد

output work queue : کامپيوتر : صف کار خروجى

outputting : کامپيوتر : خروجى دهى

outrage : سخت عصباني شدن , بيشرفي , هتک حرمت

outrageous : بيداد گرانه , عصباني کننده , رسوايي برانگيز

outrageous lie : دروغ شاخدار

outrageously : بطور جسارت اميز،بى شرفانه ،تجاوز کارانه ،بيحد،زياد،بافراط

outrageousness : رسوايي

outrance : انتها،نهايت

outrange : دور رس بودن ،خارج ازتير رس بودن

outrank : رتبه بالاتر داشتن

outre : خارج از حدود معمولى ،خل

outreach : فرارسيدن از

outrebound : ورزش : متخصص ريباند

outride : در سوارى پيش افتادن از،در برابر طوفان ايستادگى کردن ،در مسابقه چيره شدن

outrider : جلودار

outrigged : داراى تير يا ديرک پيش امده ،داراى چوب يااهن اضافى براى بستن اسب اضافى

outriggers : علوم هوايى : اعضاى سازنده اوليه حامل قسمت دم هواپيما

outright : يکجا

outrival : در هم چشمى پيش افتادن از

outroll : ورزش : شکست دادن حريف

outroot : از ريشه کندن ،از بيخ دراوردن ،قلع و قمع کردن

outrunner : پيشرو،شاطر،سگ جلودار

outrunning : سبقت

outs : انانى که مقام يامنصبى ندارند،دسته بى نفوذ،غيربازيکن ها،وجوه پرداختى

outs and ins : انانى که سر کار داراى مقامى هستند

outsell : بهتر فروش رفتن

outsentry : علوم نظامى : پاسدار صحرايى

outset : ابتدا

outshine : بيشتر درخشيدن

outshoot : ورزش : تعداد بيشتر و بهتر تيراندازى نسبت به حريف

outside : بيرون , به بيرون , برون , دست بالا , بروني

outside agency : ورزش : شخصى که مجاز نيست در زمين گلف به بازيگر کمک فکرى کند

outside appearance : صورت ظاهر،بيرون

outside caliper : علوم هوايى : کوليس خارجى

outside cause : قانون ـ فقه : علت خارجى

outside diameter : معمارى : قطر خارجى

outside forward : ورزش : بازيگر گوش

outside grasp : ورزش : گرفتن ميله از خارج

outside half : ورزش : هافبک کنارى

outside in : وارونه ،پشت رو

outside influence : نفوذ بيرونى يا خارجى

outside left : ورزش : گوش چپ

outside of : خارج از , خارج , در بيرون , در بيرون از

outside ofa horse : سوار

outside pass : ورزش : رد کردن چوب امدادى بادست چپ به دست راست يار

outside passenger : مسافرى که بيرون يا بالاى دليجان مى نشيند

outside porter : باربرى که بنه مسافران را از ايستگاه راه اهن بيرون ميبرد

outside power : علوم مهندسى : جريان خارجى

outside price : حد اکثر بها

outside right : ورزش : گوش راست

outside of the foot kick : ورزش : ضربه با لبه بيرون پا

outsight : برون بينى ،ظاهر بينى

outsit : بيشتر نشستن از،بيشتر ماندن از

outsize : اندازه غيرمعمولي

outskirt : دور از مرکز،حاشيه ،مرز،حوالى ،حومه

outskirts : حومه

outsmart : پيشدستى کردن ،زرنگى بيشترى بکار بردن

outsole : زيرکفش

outspan : باز کردن( اسب)

outspoken : بي پرده , رک گو , رو دار

outspokenly : رک ،بى پرده

outspokenness : رک گوئي

outspread : گسترش يافتن ،توسعه ،بسط،پراکنده

outstand : بيشترايستادن , برجستگي داشتن

outstanding : واريز نشده , شخيص , مبرز

outstanding claims : قانون ـ فقه : مطالبات

outstation : ايستگاه خارج از شهر،ايستگاههاى حومه

outstay : اقامت طولاني کردن

outstep : تجاوز کردن از

outstretch : استراحت کردن ،توسعه دادن ،بسط

outstretched : بيرون گسترده ،مبسوط

outstrip : عقب گذاشتن

outswinger : ورزش : توپى که در هوا با پيچش از توپزن دور مى شود

outthrust : پيش امدگى ،شکم دادگى

outturn : فرآورد

outvie : پيش بردن از،برترى جستن از

outvoice : بلندترسخن گفتن از،موثرتر سخن گفتن از

outvote : قانون ـ فقه : بيشتر راى بردن از

outvoter : انتخاب کننده

outwalk : بيشتر راه رفتن از،تجاوز کردن از

outwall : ديوار بيرونى ،جامه ،لباس ،تن ،بدن

outward : بطرف خارج

outward appearance : نما

outward application : استعمال برونى يا خارجى

معنی output media به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی