لغات مشابه
outs and ins : انانى که سر کار داراى مقامى هستند

outsell : بهتر فروش رفتن

outsentry : علوم نظامى : پاسدار صحرايى

outset : ابتدا

outshine : بيشتر درخشيدن

outshoot : ورزش : تعداد بيشتر و بهتر تيراندازى نسبت به حريف

outside : بيرون , به بيرون , برون , دست بالا , بروني

outside agency : ورزش : شخصى که مجاز نيست در زمين گلف به بازيگر کمک فکرى کند

outside appearance : صورت ظاهر،بيرون

outside caliper : علوم هوايى : کوليس خارجى

outside cause : قانون ـ فقه : علت خارجى

outside diameter : معمارى : قطر خارجى

outside forward : ورزش : بازيگر گوش

outside grasp : ورزش : گرفتن ميله از خارج

outside half : ورزش : هافبک کنارى

outside in : وارونه ،پشت رو

outside influence : نفوذ بيرونى يا خارجى

outside left : ورزش : گوش چپ

outside of : خارج از , خارج , در بيرون , در بيرون از

outside ofa horse : سوار

outside pass : ورزش : رد کردن چوب امدادى بادست چپ به دست راست يار

outside passenger : مسافرى که بيرون يا بالاى دليجان مى نشيند

outside porter : باربرى که بنه مسافران را از ايستگاه راه اهن بيرون ميبرد

outside power : علوم مهندسى : جريان خارجى

outside price : حد اکثر بها

outside right : ورزش : گوش راست

outside of the foot kick : ورزش : ضربه با لبه بيرون پا

outsight : برون بينى ،ظاهر بينى

outsit : بيشتر نشستن از،بيشتر ماندن از

outsize : اندازه غيرمعمولي

outskirt : دور از مرکز،حاشيه ،مرز،حوالى ،حومه

outskirts : حومه

outsmart : پيشدستى کردن ،زرنگى بيشترى بکار بردن

outsole : زيرکفش

outspan : باز کردن( اسب)

outspoken : بي پرده , رک گو , رو دار

outspokenly : رک ،بى پرده

outspokenness : رک گوئي

outspread : گسترش يافتن ،توسعه ،بسط،پراکنده

outstand : بيشترايستادن , برجستگي داشتن

outstanding : واريز نشده , شخيص , مبرز

outstanding claims : قانون ـ فقه : مطالبات

outstation : ايستگاه خارج از شهر،ايستگاههاى حومه

outstay : اقامت طولاني کردن

outstep : تجاوز کردن از

outstretch : استراحت کردن ،توسعه دادن ،بسط

outstretched : بيرون گسترده ،مبسوط

outstrip : عقب گذاشتن

outswinger : ورزش : توپى که در هوا با پيچش از توپزن دور مى شود

outthrust : پيش امدگى ،شکم دادگى

outturn : فرآورد

outvie : پيش بردن از،برترى جستن از

outvoice : بلندترسخن گفتن از،موثرتر سخن گفتن از

outvote : قانون ـ فقه : بيشتر راى بردن از

outvoter : انتخاب کننده

outwalk : بيشتر راه رفتن از،تجاوز کردن از

outwall : ديوار بيرونى ،جامه ،لباس ،تن ،بدن

outward : بطرف خارج

outward appearance : نما

outward application : استعمال برونى يا خارجى

outward bound : بيرون رو،عازم بيرون ،روانه بيرون

outward opening : معمارى : دهانه خارجى

outward show : نمايش بيرون ،نمايش ظاهر،صورت ظاهر

outward things : جهان برونى يا ظاهر،محيط

outwardly : برحسب ظاهر

outwardness : چگونگى بيرون ،کيفيت ظاهر،دلبستگى بچيزهاى خارجى يا مادى

outwards : بطرف خارج

outwatch : بيشتر بيدار ماندن از

outwear : بيشتر دوام کردن

outweigh : مهمتربودن از

outwind : ازنفس انداختن

outwit : زرنگ تر بودن از،گول زدن

outwork : سنگر خارجي , بهانجام رساندن

outworld : جهان بيرونى ،دنياى جسمانى

outworn : کهنه ،مانده ،خسته

ouyby : ( )outbye(اسکاتلند )خارج از،دور از،درفاصله اى دور

ova : روانشناسى : تخمک ها

oval : بادامي

oval faced chaser punch : معمارى : قلم خوشه

oval object : جسم تخم مرغي

ovalize : تخم مرغى يا بيضى کردن

ovally : تخم مرغى وار،بشکل بيضى

ovalness : شکل تخم مرغى ،بيضيت

ovarial : ( )ovarian(تش ).مربوط به تخمدان ،تخمدانى

ovarian : تخمداني

ovariectomy : روانشناسى : تخمدان بردارى

ovariole : لوله تخم دان

ovariotomy : روانشناسى : تخمدان شکافى

ovaritis : (طب )التهاب تخمدان

ovarium : تخمدان ،مبيض

ovary : تخمدان

ovation : ستايش و استقبال ،شادى و سرور عمومى ،تحسين حضار

oven : اجاق , اجاق گاز , تنور

oven battery : علوم مهندسى : باطرى کوره

oven dry : در تنور خشک کردن ،کوره خشک کردن

ovenman : تنوردار،نانوا،کوره پز،اجاق دار

over : بربالاي , دربالاي , متجاوز از , براثر , بالاي سر , بر , بر سر , در بالاي , برسر , بر بالاي

over (artill,gun) : علوم دريايى : بلند

over 80 kg : ورزش : ¹ +8کيلوگرم

over a : گذشته ازسن بلوغ يا21سال

over a number of years : در طى چند سال

over against : برضد،برعليه

over and above : گذشته ازاين ،زياد

over and over : چندين بار،بکرات ،هى

over and under : ورزش : تفنگ دو لوله دو خزانه

over anxiety : دل واپسى زياد،اشفتگى ،اضطراب

over anxious : زياد دل واپس ،اشفته ،مضطرب

over boiling : معمارى : فوق غليان

over caution : احتياط بيش اندازه ،وسواس

over confident : زياد مطمئن ،زياد گستاخ ،مغرور

over excitation : علوم مهندسى : تحريک بيش از حد

over freight : علوم نظامى : بار بيش از اندازه هوايى يا بار ارسالى زياد از حد

over graze : زيست شناسى : فزون چر

over hasty : پر شتاب ،تند،عجول

over haul : علوم هوايى : تعمير اساسى

over he and ears : تاکردن

over housed : ساکن در خانه بى اندازه بزرگ

over investment : بازرگانى : سرمايه گذارى بيش از حد

over issue : زياد انتشاردادن ،اضافه بر اعتبار رواج دادن

over load : عمران : اضافه بار

over or under : کم يابيش

over peopled : پر جمعيت ،پر سکنه

over production : عمل اوزدن کالايى بيش از اندازه اى که بدان نيازمندى هست ،محصول زيادى

over protection : ورزش : تقويت

over refine : زياد موشکافى کردن ،زياد نکته گيرى کردن

over reinforcement : عمران : اضافه ارماتورگذارى شده

over ripe : زياد رسيده ،له

over rough and smooth : در زمين ناهموار وهموار،در پستى وبلندى

over shipment : علوم نظامى : ارسال بار بيش از حد ظرفيت کشتى بارگيرى بيش از حد

over size : عمران : بزرگتر از اندازه

over striding : ورزش : گام بسيار بلند

over the board : ورزش : بازى شطرنج حضورى

over the counter : خارج از بورس فروخته شده

over the falls : ورزش : مستقيما روى انحناى موج شکننده

over the shoulder bombing : علوم نظامى : نوعى بمباران عمودى که پس از عبور از خط قايم هدف بمب رها مى شود

over there : آن طرف , آنطرف

over time pay : مزد اضافه کارى ،پول اضافه کار

over with : گذشته ،تمام شده

over worked man : ورزش : مهره شطرنج پر مسئوليت

over write : جاى نوشت ،جاى نوشتن

over blow : علوم مهندسى : زياد دميدن

over break : عمران : خاکبردارى اضافى و کندن و جابجا شدن اضافى خاک يا قطعات سنگى که دراثر موار منفجره بدون اينکه بخواهيم کنده شود

over estimate : زياد براورد کردن

over excite : علوم مهندسى : زياد تحريک کردن

over expose : علوم مهندسى : زياد نور دادن

over head : عمران : هزينه سربار

over sulphation of battery : الکترونيک : سولفاتى شدن مخرب

overabound : بيش از اندازه فراوان بودن

overabundant : بسيار فراوان

overachievement : روانشناسى : پيش اموزى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پاورپوینت ملاتهای سیمانی
پاورپوینت موقعیت رستوان در مكان‌های عمومی
پاورپوینت تکنیک های مدل سازی
پاورپوینت راههای رسیدن به موفقیت
پاورپوینت فنون و مهارت های ارتباطی در پیشگیری از اعتیاد
پاورپوینت مدل سازی بافت نرم جهت بررسی چگونگی ایجاد زخم بستر با استفاده از روش المان محدود
پاورپوینت مقایسه مدیریت ژاپنی
پاورپوینت مقدمه ای بر ساختار حافظه فلش
پاورپوینت مقدمه و كاربردهای بیوتكنولوژی Biotechnology
پاورپوینت مقدمه‌ای بر روش تحقیق در علوم انسانی
پاورپوینت مكانیابی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی - مطالعه موردی اسكله بندر عباس
آموزش Adobe Captivate
فایروال و آشنایی با مفهوم روتینگ و استراتژی طراحی شبکه
فایروال (Fire Wall)
"فایروال ها، یک ضرورت اجتناب ناپذیر در دنیای امنیت اطلاعات"
فایروال (سپر اینترنتی)
فتوشاپ (نكاتی كه در طراحی در یك سیستم مالتی مدیا باید در نظر بگیریم)
فوتوشاپ (استفاده از ویژگی File Browser)
فرمت فایل های گرافیكی