لغات مشابه
overcast : تيره کردن ،سايه افکندن ابر،ابر دار کردن ،پوشاندن ،سايه انداختن ،ابرى ،تيره ،پوشيده

overcast stilch : سر دوزى ،پاک دوزى

overcautious : بيش از اندازه محتاط،وسواسى

overcharge : قيمت اضافي , زياد حساب کردن

overcharged with electricity : داراى برق زياد

overclothes : بالاپوش ،جامه رو

overcloud : ابرى يا تيره شدن ،با ابر پوشاندن ،تيره کردن ،افسرده کردن

overcoat : پالتو

overcolour : زياد لعاب دادن ،زياد اب و روغن دادن ،اغراق اميزکردن ،رنگ زياد زدن

overcome : چيره شدن , غلبه يافتن , درهم شکستن , مغلوب ساختن , مغلوب

overcoming : غلبه

overcompound : الکترونيک : افزايش ترکيب

overconditioning : روانشناسى : پرشرطى سازى

overconfidence : اطمينان بيش از حد

overcoupled transformer : الکترونيک : مبدل با جفتگرى انشقاقى

overcrop : زياد حاصل برداشتن از،بى نيروکردن

overcrowd : انبوه شدن

overcrowded : روانشناسى : پرجمعيت

overcurrent circuit breaking : علوم مهندسى : قطع مدار جريان زياد

overcurrent coil : علوم مهندسى : بوبين جريان زياد

overcurrent device : الکترونيک : دستگاه حفاظت

overdetermination : روانشناسى : تعين چند عاملى

overdevelop : نور زياد ديدن

overdischarge of battery : الکترونيک : تخليه فرساينده باترى

overdo : بيش از حد انجام دادن ،بحد افراط رساندن

overdoor : معمارى : سردر

overdose : دواي زياد خوردن

overdress : رولباسى ،پيراهن رو،بيش از حد لباس فاخرپوشيدن

overdrssed : زياد اراسته ،خودارا،فکلى

overdue : سر رسيده , موعد رسيده

overdue draft : بازرگانى : برات سررسيد گذشته

overdue goods : بازرگانى : کالاهاى تحويل نشده

overeat : پرخوردن

overemphasis : تاکيد بيش از حد

overemphasize : بيش از حد تاکيد کردن

overestimate : دست بالا گرفتن , زياد برآورد کردن

overexpose : بيش از اندازه لازم در معرض نورو غيره قرار دادن ،زياد نور دادن( به عکس و غيره)

overfall : معمارى : سرريز

overfall dam : معمارى : سد سرريز

overfeed : پر خوراندن ،زياد سوخت رساندن به ،زيادمصالح ريختن در( ماشين)

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: