لغات مشابه
overlap joint : معمارى : اتصال نيمانيم

overlap of distillat curves : معمارى : رويهم افتادگى منحنيهاى تقطير

overlapping curves : روانشناسى : منحنيهاى همپوش

overlapping tile : معمارى : سفال چينى نيمانيم

overlay segment : کامپيوتر : قطعه جايگذاشت

overleap : جستن از روى ،ناديده گذشتن از

overlearning : روانشناسى : پراموزى

overlie : روى( چيزى ) قرار گرفتن ،خفه کردن

overlive : بيشتر زنده بودن از،بيشتر عمر کردن ،گور کردن ،گور گذاشتن

overload : بارگران , زياد بار کردن , بار اضافي

overload capacity : علوم مهندسى : ظرفيت بار زياد

overload circuit breaker : الکترونيک : فيوز اضافه بار

overload clutch : علوم مهندسى : کلاج بار زياد

overload device : الکترونيک : فيوز گرمايى

overload principle : ورزش : اصل اضافه بارى

overload protection : علوم مهندسى : حفاظت بار زياد

overload release : علوم مهندسى : قطع کننده بار زياد

overload speed : علوم مهندسى : سرعت بار زياد

overloaded : گرانبار , گران بار شدن

overlook : نديده گرفتن , اغماض کردن , چشم انداز

overlooking : مشرف

overlord : خداوندگار،ارباب ،سرور،مافوق

overlying : پوشاننده

overman : معمارى : استادکار

overmantel : ارايش طاقچه دار در روى نماى بخارى

overmasted : داراى ديرک هاى زياد بلند يا سنگين ،داراى دکل هاى زياد بلند يا سنگين

overmaster : برترى يافتن بر،مهارت کامل پيدا کردن در

overmatch : تفوق يافتن

overmoke : زياد دود داشتن ،زياد سيگار کشيدن

overmuch : بمقدار زياد

overnice : دقت گير بحد افراط

overnight : يک شبه , شبانه

overparted : داراى سهم زياد يا دشوار،سنگين بار

overpass : پل هوايي , گذشتن از

overpay : بيش از حق مزد دادن ،بيشتر ارزيدن

overpayment : بازرگانى : پرداخت اضافى

overpersuade : کسى را بر خلاف ميلش به کردن کارى وادار کردن

overplay : ورزش : حريف را ناچار به تغيير محل کردن

overplus : اضافه ،زائد،بيش از احتياج

overpoise : سنگين تر بودن از،بيشتر ارزيدن از،مهمتر بودن از،بيشتر نفوذ داشتن از

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: