لغات مشابه
overmaster : برترى يافتن بر،مهارت کامل پيدا کردن در

overmatch : تفوق يافتن

overmoke : زياد دود داشتن ،زياد سيگار کشيدن

overmuch : بمقدار زياد

overnice : دقت گير بحد افراط

overnight : يک شبه , شبانه

overparted : داراى سهم زياد يا دشوار،سنگين بار

overpass : پل هوايي , گذشتن از

overpay : بيش از حق مزد دادن ،بيشتر ارزيدن

overpayment : بازرگانى : پرداخت اضافى

overpersuade : کسى را بر خلاف ميلش به کردن کارى وادار کردن

overplay : ورزش : حريف را ناچار به تغيير محل کردن

overplus : اضافه ،زائد،بيش از احتياج

overpoise : سنگين تر بودن از،بيشتر ارزيدن از،مهمتر بودن از،بيشتر نفوذ داشتن از

overpopulation : بازرگانى : اضافه جمعيت

overpot : در گلدان زياد بزرگ کاشتن

overpotential : شيمى : اضافه ولتاژ

overpower : استيلا يافتن بر،فتح و غلبه کردن

overpowering : مقاومت ناپذير

overpraise : بيش از حد تشويق و تحسين کردن

overpress : زياد پافشارى کردن در،زياد اصرار کردن در زياد فشار اوردن بر

overprice : بيش از حد قيمت گذاردن

overprinting : چاپ روى هم

overproduce : بيش ازظرفيت يا نياز توليد کردن

overproduction : بس فرآوري

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: