لغات مشابه
overrule : رد کردن ،کنار گذاشتن ،مسلط شدن بر

overruling : حکم فرما،مسلط،نافذ،غالب

overrun error : کامپيوتر : اشتباه در انتقال و جايگيرى کاراکترها

overrunning clutch : الکترونيک : کلاچ يک طرفه

oversailing of facade : معمارى : قسمت برجسته يا پيش امده بنا

oversale : پيش فروش زيادى ،پيش فروش چيزى به مقدارى که بعدا `نتوان تحويل داد

overscan : کامپيوتر : از دست دادن متن در پايان خط وقتى که کامپيوتر و مانيتور بدرستى با هم سازگار نيستند

overseas : ماوراء بحار , آنطرف درياهامج

overseas income : بازرگانى : درامد از کشور يا کشورهاى خارجى

overseas trade fair : بازرگانى : نمايشگاه بين المللى بازرگانى

oversee : سرکشى کردن به ،مباشرت کردن بر،سرپرستى کردن

overseen : در اشتباه ،غلط رفته ،تند رفته ،مست

overseer : سرکار

overseer of the poor : مامورى که رسيدگى به بى نوايان و برخى کارهاى ديگر يک ناحيه ميکند

overset : واژگون ساختن

oversew : ترکى دوزى کردن

oversexed : داراى تمايلات جنسى زياد،شهوتران ،شهوتى

overshadow : تحت الشعاع قراردادن , تحتالشعاع قرار دادن

overshadowed : تحت الشعاع

overshift : ورزش : تغيير محل ناگهانى

overshine : تابيدن بر،درخشيدن بر

overshoe : روکفشي , روکفش , گالش

overshoot : اضافه جهش

overshot : گردنده به نيروى ابى که از بالا ميريزد،ابگرد،پيش امده

overshot jaw : ارواره زبرين هنگامى که از ارواره زيرين جلوترامده است

overshot wheel : چرخى که اب از بالا ريخته انرا مى گرداند

overside : از روى لبه

oversight : اشتباه نظرى ،سهو،از نظر افتادگى

oversimplify : خيلي سهل گرفتن , زياد ساده کردن

oversize materials rejects : مانده( روى غربال)

oversized : بزرگ اندازه

overskirt : رو دامنى ،دامن رو

overslaugh : بخشودگى از کارى براى انجام کار بزرگتر،بازداشتن ،مانع شدن ،ناديده گذشتن

oversleep : خواب ماندن ،دير از خواب بلند شدن ،بيش از حد معمول خوابيدن

oversleeve : استين کار،رو استينى

overslip : از دست دادن ،گريختن از پيش

oversoul : روحالارواح

overspend : زياد خرج يا مصرف کردن ،افراط کردن

overspread : روى چيزى گستردن ،پهن شدن ،بسط يافتن

overstand : ورزش : بيش از حد ماندن قايق در يک مسير بجاى چرخاندن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: