معنی oversimplify

oversimplify
خيلي سهل گرفتن , زياد ساده کردن
کلمات مشابه

oversize materials rejects : مانده( روى غربال)

oversized : بزرگ اندازه

overskirt : رو دامنى ،دامن رو

overslaugh : بخشودگى از کارى براى انجام کار بزرگتر،بازداشتن ،مانع شدن ،ناديده گذشتن

oversleep : خواب ماندن ،دير از خواب بلند شدن ،بيش از حد معمول خوابيدن

oversleeve : استين کار،رو استينى

overslip : از دست دادن ،گريختن از پيش

oversoul : روحالارواح

overspend : زياد خرج يا مصرف کردن ،افراط کردن

overspread : روى چيزى گستردن ،پهن شدن ،بسط يافتن

overstand : ورزش : بيش از حد ماندن قايق در يک مسير بجاى چرخاندن

overstate : اغراق آميز کردن

overstatement : اغراق , غلو

overstay : بيش از حد معين توقف کردن ،زياد ماندن

oversteer : ورزش : تمايل به پيچيدن بيش از حد راننده به خصوص در سر پيچ

overstep : قدم فرانهادن ،از حد خود تجاوز کردن

overstock : زياد ذخيره کردن , زياد پر کردن

overstrain : زياد زور اوردن به ،فشار زياد بر،خسته کردن ،زياد کش دادن ،اغراق اميز کردن

overstriking : کامپيوتر : توانايى يک چاپگر نسخه چاپى براى ضربه مکرر زدن به کاراکتربه منظور توليد حالت نمايانترى از ان

overstrung : زياد کوک شده ،خيلى حساس

معنی oversimplify به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی