لغات مشابه
overturn : چپه کردن , واژگون شدن , واژگون کردن

overturned : واژگون

overuse : استعمال مفرط

overvoltage protection : علوم مهندسى : حفاظت فشار زياد

overwear : (دراثرزياد پوشيدن )پاره و مندرس کردن

overweary : زياده خسته کردن ،خسته شدن ،واماندن ،بسيار خسته

overweening : بسيار مغرور

overweigh : سنگيني کردن

overweight : سنگيني زياد , گرانبار کردن , وزن زيادي

overwhelm : سراسر پوشاندن , مستغرق درانديشه شدن

overwhelmed with reflection : مستغرق انديشه ،غوطه ور در فکر

overwind : بيش از اندازه کوک کردن ،زياد پيچيدن

overwork : کار زياد کردن ،خسته کردن ،به هيجان اوردن ،زياد کار کردن ،خود را خسته ،کردن

overwrite : جاي نوشتن

overwrought : پر کار , کار برده

overy : مبيظ

ovicidal : کشنده تخم

oviduct : تخمراهه

oviferous : تخم اور،تخم بر،تخم دار

oviform : تخم مرغى ،بيضى

ovine : شبيه گوسفند

oviparous : (ج.ش ).تخم گذار

oviposit : تخم گذاشتن ،تخم ريختن( درحشرات)

ovipositor : (ج.ش ).تخم ريز

ovisac : تخمدان ،کيسه گراف

ovoid : )ovoidal(جسم تخم مرغى ،تخم مرغى شکل

ovoidal : )ovoid(جسم تخم مرغى ،تخم مرغى شکل

ovology : گفتار در پيدايش تخم

ovservation : مراقبت , مشاهده , قوه مشاهده

ovular : تخمکي

ovular growth : رويش تخمک ،رشد تخمچه

ovulate : توليد اوول کردن , تخمک دادن

ovulation : روانشناسى : تخمک گذارى

ovule : اوول , تخمچه

ovum : تخمک , تخم , ياخته ماده

ow : بهبه

owe : بدهکار بودن , مرهون بودن , مديون بودن

owelty : برابرى ،تساوى ،سرانه نقدى که شريکى براى برابر شدن کالاى تقسيم شده به ديگرى ميدهد

owened : ملکي

owenism : قانون ـ فقه : اصول عقايد رابرت اون کارخانه دار انگليس در قرن 19 که شايد بتوان منشاء سوسياليزم نوينش دانست

owing : مقروض

owing to : بعلت ،زيرا

owing to the fact that : از انجايى که چون ،نظر به اينکه ،به واسطه اينکه

owing to this : از اينرو،از اين رهگذر،از اين سبب

owl : جغد , مرغ حق , بوف

owl eyed : جغد چشم

owl light : تاريکى ،تيره گى ،هواى گرگ و ميش ،تيره ،ميانه ،کمى روشن کردن

owler : قاچاق فرست

owlet : (ج.ش ).جوجه جغد،بوفچه

owlish : جغدي

own : صاحب بودن , مال خودم , مالک بودن , صاحب شدن

own a house : خانه اى دارم ،داراى خانه اى هستم

own goal : ورزش : گل به دروازه خودى

own nest : بد گويى از خانه خود زشت است

owned : ملک دار , خردهمالک

owner : مالک , صاحب , دارنده

owner of a property : مالک ،صاحب ملک

owner of root or seed : قانون ـ فقه : مالک اصله يا حبه

ownership : ملکيت , دارندگي , مالاکيت , مالکيت

ownership and management : بازرگانى : مالکيت و مديريت

ownership right : حق مالکيت

owning to his i. to do that : نظر به عجزاواز کردن انکار

ox : نره گاو

ox blue : ابى سيرمايل به ارغوانى

ox eye : گل داودى و مينا ومانندانها،گاو چشم ،چشم گاوى ،چشم بزرگ

ox eyed : گاو چشم

ox fence : اغل کاو که داراى نرده يا پرچين باشد

ox fly : يکجور مگس که بزيرپوست گاو راه مى يابد

ox frame : قابى که گوشه هاى چليپايى دارد

ox goad : نيزه گاو رانى ،سيخک گاورانى

ox lip : گاو زبان پيوندى ،پيوند پامچال با گاو زبان ،پامچال

ox man : کسيکه در دانشگاهOXFORD پرورش يافته است

ox shoes : کفش بندى کوتاه که در روى پشت پاگردميخورد،کفش اسپرت

ox tongue : گل گاوزبان

oxalate : نمک جوهرترشک

oxalic : وابسنه به ترشک

oxalic acid : شيمى : اکساليک اسيد

oxalis : (گ.ش ).ترشک

oxaluria : وجود جوهر ترشک ،يا نمک ان در پيشاب

oxbags : شلوار خيلى گشاد

oxer : اغل گاو که داراى نرده يا پرچين باشد

oxeye : چشم بزرگ

oxeye daisy : گل داودي

Oxford : اکسفورد , آکسفورد

oxford blue : ابى سير مايل به ارغوانى

oxford india paper : يکجور کاغذ نازک چاپ کردنى

oxford shoes : کفش بندى اسپرت

oxhide : پوست گاو

oxidate : شيمى : اکسيدن

oxidation : ترکيب اکسيژن

oxidation degree : شيمى : درجه اکسايش

oxidation film : علوم مهندسى : قشر اکسيد

oxidation potential : شيمى : پتانسيل اکسايش

oxidation reduction indicator : شيمى : شناساگر اکسايش

oxidation reduction potential : شيمى : پتانسيل اکسايش - کاهش

oxidation reduction reaction : شيمى : واکنش اکسايش - کاهش

oxidation state : شيمى : حالت اکسايش

oxidative addition reaction : شيمى : واکنش افزايشى اکسايشى

oxidative coupling : شيمى : جفت شدن اکسايشى

oxidative degradation : شيمى : تخريب اکسايشى

Oxide : اکسيد

oxide coating : روکش اکسيدى

oxide isolation : جداسازى اکسيدى

oxide of copper : توتياى قرمز

oxide of iron : خاک سرخ ،زنگ اهن

oxide cathode : الکترونيک : کاتد اکسيد اندود

oxidizable : معمارى : اکسا

oxidization : ترکيب با اکسيژن ،احتراق

oxidize (to) : معمارى : اکسيدن

oxidized asphalt : معمارى : اسفالت اکسيده

oxidizing flame : معمارى : شعله اکساينده

oxine : شيمى : اکسين

oxlip : (گ.ش ).پامچال بلند)Primula elatior(

oxonian : وابسته به دانشگاه اکسفورد

oxter : زير بغل گرفتن

oxtongue : (گ.ش ).گل گاو زبان ،خانواده گل گاو زبان

oxus : آمودريا , جيحون , سيحون

oxy hydrogen blowpipe : علوم مهندسى : بورى زرگرى

oxy hydrogen flame : علوم مهندسى : شعله اکسى ئيدروژن

oxy hydrogen welding : علوم مهندسى : جوشکارى اکسى ئيدروژن

oxyacetylene blowpipe : علوم مهندسى : مشعل اکسى استيلن

oxyamine : شيمى : اکسامين

oxyazodye : شيمى : رنگينه اکسى ازو

oxybiont : زيست شناسى : اکسيژن زى

oxyde : ( )oxide(ش ).اکسيد

oxygen : اکسيژن

oxygen bottle : علوم هوايى : محفظه اى براى نگهدارى اکسيژن گازى تحت فشار زياد

oxygen bridge : شيمى : پل اکسيژنى

oxygen carrier : شيمى : اکسيژن بر

oxygen converter steel : علوم مهندسى : فولاد ال دى

oxygen convertor : علوم هوايى : مبدل اکسيژن مايع به اکسيژن گازى در سيستمهاى تنفسى

oxygen extraction : ورزش : جذب اکسيژن

oxygen steelmaking process : علوم مهندسى : فرايند فولادسازى اکسيژنى

oxygen tent : (طب )چادراکسيژن مخصوص معالجه سرما خوردگى و امثال ان

oxygen welding : جوش اکسيژن

oxygenate : اکسيژن آميختن , اکسيژن زدن

oxygenated : اکسيژنه

oxygenation : ترکيب با اکسيژن ،اکسيژن زنى ،اميزش با اکسيژن

oxygenic : اکسيژنى

oxygenization : علوم مهندسى : اکسيژن دهى

oxygenize : با اکسيژن ترکيب کردن ،اکسيژن زدن ،با اکسيژن اميختن

oxygon : سه گوش تند گوشه

oxygonal : داراى گوشه هاى تند

oxyhydrogen : اکسيژن اميخته به ايدروژن

oxyhydrogen blowpipe : بورى زرگرى که دران اکسيژن و ايدروژن با هم اميخته ميشوند

oxymel : سکنجبين

oxymercuriation : شيمى : اکسيد جيوه دار کردن

oxymoron : استعمال کلمات مرکب ضد ونقيض ،استعمال کلمات مرکب متضاد( مثل)Cruel kindness

oxyopia : تزئينى بحد افراط

oxyphil : اسيد دوست , اسيد گراي

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

اقدام پژوهی چگونه توانستم نظم و انضباط را در ساعت تدریس حرفه و فن سال سوم راهنمایی در کلاس برقرار کنم
دانلود اقدام پژوهی چگونه مانع افت درسی دانش آموزان پایه دوم دبیرستان در درس عربی شدم
پکیج برنامه 30 روزه تا پولدارشدن
اقدام پژوهی چگونه می توانم علاقه دانش آموزان مدرسه را جهت شرکت در نماز جماعت مدرسه افزایش دهم
دانلود تحقیق بازی های کودکان و نقش آن در رشد عقلانی
دانلود اقدام پژوهی چگونه در درس انشاء و نگارش دوره راهنمایی تحول ایجاد کردم
مقاله درمورد درون مغز یک فرد الکلی چه می گذرد ؟
اقدام پژوهی چگونه توانستم بوسیله ورزش مشکل پرخاشگری دانش آموز را برطرف نمایم
دانلود اقدام پژوهی راههای مقابله با ترس و اضطراب در دانش آموز
اقدام پژوهی چگونه توانستم با جذاب ساختن کلاس و ارائه راهکار های کاربردی دانش آموزان پایه هشتم را در یادگیری مفاهیم درس زبان انگلیسی یاری دهم
مقاله در مورد اعتیاد
پکیج کسب درآمد جناب مهندس محمد طلوعی
مقاله درمورد انزال زود رس به چه معناست؟
مقاله درباره اورولوژی و آزمایش های فیزیکی
مقاله درمورد ایدز و نوجوانان
مقاله درمورد اب سیاه چشم
دانلود اقدام پژوهی چگونه می توانم یادگیری نماز را در دانش آموزانم تثبیت کنم
دانلود اقدام پژوهی بررسی علل اشکالات در املانویسی دانش آموزان و راهکارهای درمان آن در قالب پژوهش
اقدام پژوهی چگونگی تقسیم فرصت یادگیری در کلاسهای چند پایه مقطع ابتدایی